- مقدمه
-
مـــقـــدمــــه
آیا می خواهید بعنوان شاگرد عیسی مسیح رشد كنید؟ آیا می خواهید به ایمانداران دیگر نیز كمك كنید تا در ایمانشان رشد كنند؟دراینصورت چهار كتاب دستورعمل شاگردسازی را مطالعه كنید و مطالبش را بكار ببرید و خود را بیازمایید. عیسی شاگرد ساخت. او به مردم گفت: " بیایید و ببینید" و" از من پیروی کنید " (یوحنا 1: 39 ، 43). مردم از همه جا میآیند تا ببینند او چگونه زندگی كرد و زندگی اش را صرف چه كاری نمود، علت اینكه مردم در تمام كشورهای جهان او را پیروی می كنند این است كه آنها در می یابند عیسی كیست و چه اعمالی انجام می دهد.او زندگی انسانها را دگرگون می سازد، او زندگی ما را كاملا ّ دگرگون ساخت. عیسی با دعا دوازده نفر را انتخاب كرد تا شاگردانش باشند و آنها را آماده ساخت. او می خواست این شاگردان در حال رشد " با او" وقت بگذرانند، تا به كلامش گوش دهند و زندگی اش را از نزدیك ببینند، از زندگی اش سرمشق گیرند ومانند او خدمت كنند (مرقس 3: 13- 15).حدود دوسال بعد عیسی به شاگردانش ماموریتی داد: " بروید همه امتها را شاگردان بسازید" (متی 28: 18- 20) و آنها رفتند و از اورشلیم تا اقصای عالم شاگردان ساختند (اعمال رسولان 1: 8). این شاگردان هم به نوبه خود شاگردان بیشتری تربیت كردند و به مكان های دور دست دیگر رفتند و آنچه را یاد گرفته بودند به دیگران انتقال دادند (دوم تیموتائوس 2: 2)بنابراین امروزهم شاگردان خداوند عیسی مسیح در تمام كشورهای جهان درحال تربیت شاگردان جدید هستند. پولس رسول تعلیم می دهد كه عیسی مسیح به مسیحیان ماموریت مشخصی داده است:" تا قوم خدا را برای انجام خدمت آماده بسازند بطوریكه بدن مسیح بنا شود" (افسسیان 4: 11- 16).
- هدف
-
هدف چهار كتب دستورعمل شاگردسازی، كمك كردن به سرگروه ها در مجهز كردن ایماندارانی است كه تحت سرپرستی آنها هستند تا آنان شاگردان مسیح بشوند. شاگرد، یك مسیحی بالغ می باشد.
این دوره، آموزش شاگردان را عملی و كاربردی می سازد چون سرگروه ها را در موارد زیر یاری می كند:
1- هر یك از چهار كتابهای دستورعمل شاگردسازی شامل 12 درس می باشد كه می توان آنرا در 3 ماه تمام كرد.
2- آیات اشاره شده از کتاب مقدس به شاگرد کمک میکند تا عیسی مسیح و کتاب مقدس را بشناسد.
3- دستورالعمل هایی كه با حروف پررنگ چاپ شده مثل " بخوانید"، " كشف و گفتگو كنید" به سرگروه درهدایت گروه كمك می كند.
4- " ملاحظات " جواب مختصری به هر سوال می دهند كه می توانند بعنوان خطوط راهنما برای سرگروه مورد استفاده قرار گیرند.
5- این دوره آموزشی بطور انفرادی یا گروهی، روش هایی عملی را برای تمرین شاگردی مسیح بطور انفرادی یا گروهی تعلیم می دهد.
6- هر درس دارای یك تكلیف خارج از كلاس می باشد.
7- انتقال این دوره آموزشی به دیگران بسیار آسان است و بعد از گذراندن دروس یکی ازکتب دستورعمل شاگردسازی، فقط شاگردانی که تصمیم دارند این دوره آموزشی شاگردسازی را به یک گروه کوچک دیگر تعلیم دهند، می توانند یك نسخه از آن كتاب دستورعمل شاگردسازی را دریافت كنند.
- توجه
-
توجه: در این دوره برای درک بهتر در زبان فارسی، از کلمه خداوند به جای " یهوه" استفاده میشود. " یهوه" نام خداوند درزبان عبرانی است
| درس 20 |
|
|
| پنجشنبه ، 2 آبان 1387 ، 22:39 | ||||||||||||
|
درس 20
سرگروه: دعا كنید و گروه خود و این دوره شاگردسازی را به حضور خداوند بیاورید.
به نوبت و به طور خلاصه بركات یكی از رازگاهان خود را از قسمت مشخص شده (اعمال رسولان 18: 18 – 21: 40)، با دیگران در میان بگذارید (یا از روی یادداشتهای رازگاهان آن روز بخوانید). به كسی كه بركاتش را بازگو میكند گوش دهید. به حرفهایش اهمیت دهید و او را بپذیرید، در مورد آنچه در میان میگذارد، بحث نكنید.
الف - تـــعمـــق
آیه حفظی: مشاركت - اول یوحنا 1: 7 متن آیه: " لكن اگر در نور درك نماییم چنانكه او در نور است با یكدیگر شراكت داریم و خون پسر او عیسی مسیح ما را از گناه پاك میسازد. "
1 – " نور" چیست؟ " نور" واژهای برای شرح صفات یا ویژگیهای خدا است مثل محبت، عدالت، تقدس، مهربانی وغیره. عیسی مسیح خصوصیات خدا را قابل رویت ساخت. از پیروان عیسی مسیح دعوت شده است تا در نور سلوك كنند یعنی بر طبق ویژگیهای خدا رفتار كنند.
2 – فكر میكنید چرا خدا، مسیح و همینطور مسیحیان " نور" نامیده میشوند؟
الف) خدا " نور" نامیده میشود (اول یوحنا 1: 5) چون او منشاء تمامی حیات مادی و حیات روحانی است. او تمامی موجودات مادی كه در سرتاسر هستی میشناسیم خلق كرده است. او با مرگ مسیح به ما حیاتی تازه داد.
ب) عیسی مسیح " نورجهان " نامیده شده است (یوحنا 8: 12) چون او شخصیت خدا، بخصوص صفات و ویژگیهای او را برای ما آشكار كرد. ویژگیهای پرجلال خدا از طریق عیسی مسیح به صورت فوقالعاده ای در میان جهان درخشید. او معرفت را بر نادانان، حقیقت را برخطاكاران و حكمت را بر نادانان اعلام می كند. عیسی قدوسیت را برای ناپاكان، عدالت را برای شریران و محبت را برای كسانی كه قلبشان با نفرت پر شده، آشكار می سازد. او شادی را بر غمگینان نمایان می سازد، به آنانی كه میترسند شجاعت می بخشد و نزدیكی و حضور خدا را به آنانی كه تنها و مطرود هستند نشان می دهد.
پ) عیسی مسیحیان را " نور عالم " نامید (متی 5: 14). مسیحیان هرگز به خودی خود نور نیستند بلكه آنها ویژگیهای خدا بخصوص تقدس، عدالت و محبت او را به جهان منعكس میكنند (افسسیان 5: 8).
3 – مفهوم " مشاركت مسیحی " چیست؟ الف) مشاركت مسیحی به معنی داشتن ارتباط نزدیك، معاشرت و همكاری با خدا یعنی پدر و پسر و روحالقدس (اول یوحنا 1: 3 ؛ اول قرنتیان 1: 9 ؛ دوم قرنتیان 13: 14) و با سایر مسیحیان جهان است (اول یوحنا 1: 7). مشارکت مسیحی با مسیح بطور جداناپذیر با بدن مسیح یعنی اجتماع مسیحیان یا کلیسا ارتباط دارد (اول قرنتیان 12: 12 – 13). مسیحیان خود را وقف تعالیم کتاب مقدس و دعا، ملاقات یكدیگر به منظور مشاركت، كمك به همدیگر در رفع نیازها، خوردن غذا با هم و شریك كردن دیگران در پیغام انجیل میکنند (اعمال رسولان 2: 42 – 47). مشاركت مسیحی نه فقط شامل ارتباطی نزدیك میشود بلكه از یك طرف مشاركت و سهیم شدن در بركات (غلاطیان 6: 9 – 10) و از طرف دیگر شراكت در رنجها است (فلیپیان 3: 10). مشاركت مسیحی شامل احساس قوی متعلق بودن به یكدیگرو دراختیار گذاشتن چیزهای خوب با یكدیگر است (دوم قرنتیان 8: 4).
ب) مشاركت و همكاری مسیحی هنگامی شروع میشود كه شما بشارت را میشنوید و ایمان میآورید که عیسی مسیح به خاطر گناهان شما مرد و قیام كرد تا انسانها را از گناهانشان نجات بخشد (فلیپیان 1: 5). مسیحیان با بیایمانان روابطی را برقرار نمیكنند كه در بند عهد و پیمان باشند (دوم قرنتیان 6: 14). و اینكه مسیحیان همیشه درنور سلوك میكنند چون درغیر این صورت، داشتن مشاركت محال است (اول یوحنا 1: 7).
4 – معنی كلمات " خون عیسی مسیح " چیست؟ " خون عیسی مسیح " مادهای جادویی نیست كه دارای نوعی قدرت خاص باشد. ایمان مسیحی جادوگری را رد میكند. " خون عیسی مسیح " خونی است كه برروی صلیب ریخته شده است. این عبارات سمبلی از مرگ عیسی مسیح برروی صلیب و همچنین بركت مرگ او برای ایمانداران است. مسیحیانی كه درنور سلوك میكنند گناهان خود را اعتراف میكنند و بخشیده میشوند، چون عیسی مسیح قبلاّ مجازات گناهان آنها را پرداخت كرده است.
ب - حفظ و مرور كردن
1- بنویسید: آیه کتاب مقدس را روی یك كارت سفید یا روی یكی از كاغذهای دفترچه یادداشت خود بنویسید. 2- حفظ كنید: آیه کتاب مقدس را به شیوه صحیح حفظ كنید. مشاركت - اول قرنتیان 1: 7 3- مرور کنید: به گروههای دونفری تقسیم شوید و آخرین آیهای را كه حفظ كردهاید از یکدیگر بپرسید.
با استفاده از روش 5 قدم بررسی کتاب مقدس، افسسیان 5: 22 – 33 را با یكدیگر بررسی كنید.
قدم 1: بخوانید بخوانید: افسسیان 5: 22 – 33 را با هم بخوانیم. هر یک به نوبت یك آیه بخوانید تا تمام قسمت خوانده شود.
قدم 2: كشف كنید توجه كنید: چه حقیقتی در این قسمت برای شما مهم است؟ یا كدام حقیقت در این قسمت ذهن یا قلب شما را تحت تأثیر قرار میدهد؟ بنویسید: یك یا دو حقیقتی را كه درك میكنید، كشف نمایید، در مورد آنها فكر كنید و افكارتان را در دفتر یادداشت خود بنویسید. در میان بگذارید: (بعد از اینكه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد، به نوبت بركاتشان را با هم در میان بگذارند). به نوبت بركات خود را از نكاتی كه كشف كردیم با یکدیگردر میان بگذاریم. (موارد زیر، مثال دو شخصی است كه بركاتشان را با یكدیگر در میان میگذارند. به خاطر داشته باشید. در هر گروه كوچك اعضای آن گروه نكات مختلفی را با هم در میان میگذارند كه نباید لزوماّ یکسان باشند.)
کشف 1) یك حقیقت مهم برای من در افسسیان 5: 22 ، 25 است. " ای شوهران زنان خود را محبت نمایید چنانكه مسیح هم كلیسا را محبت نمود ... و ای زنان شوهران خود را اطاعت كنید چنانكه خداوند را ". ازدواج بایستی از نظر خدا خیلی مهم باشد چون او در ازدواج مسیحی، رابطه بین زن و شوهر را با رابطه بین مسیح و كلیسای مسیحی مقایسه می كند. مسیح و كلیسا برای هر ازدواجی مسیحی نمونه هستند. هر ازدواج مسیحی توصیفی از مسیح و ارتباط او با كلیسای مسیحی است. ازدواج مسیحی همیشه برای جهان شهادتی در مورد عیسی مسیح است. ازدواجهای مسیحی بایستی عیسی مسیح را جلال بدهند.
کشف 2) یك حقیقت مهم برای من در افسسیان 5: 31 است. " از اینجاست كه فرد پدر و مادرخود را رها كرده به زوجه خویش خواهد پیوست و آن دو یك تن خواهند بود ". در هر اجتماعی ازدواج یك اتفاق مهم اجتماعی به شمار میرود چون زمانی است كه دو جوان والدین خود را ترك كرده و با هم خانواده جدیدی تشكیل میدهند. ازدواج به مرحله داشتن ارتباط خاص با والدینتان خاتمه داده و مرحله داشتن ارتباط خاص با شریك ازدواجتان را آغاز میكند.
قدم 3: سؤال کنید توجه كنید: در این متن چه سؤالاتی در زمینههای مختلف وجود دارند كه مایلید در گروه آنها را بپرسید؟ سعی كنیم تمام حقایق مربوط به افسسیان 5: 22 – 33 را درك كنیم و در مورد آنچه نمیفهمیم، سؤالهای خود را مطرح كنیم. بنویسید: تا آنجایی كه امكان دارد سؤالهای خود را واضح و صریح مطرح کنید و سپس آنها را در دفتر یادداشت خود بنویسید. در میان بگذارید: (بعد از این كه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد اجازه دهید كه هر كدام ازافراد سؤال خود را برای دیگران مطرح سازد). گفتگو كنید: (سپس چند سؤال را از بین همه سؤالها انتخاب كنید و سعی كنید با گفتگو كردن در مورد آنها در گروه، جوابی برایشان پیدا كنید. درادامه نمونههایی از سؤالهایی كه شاگردان ممكن است بپرسند و همچنین ملاحظاتی در رابطه با آن مباحث آمده است.)
سؤال 1) ویژگیهای خاص یك ازدواج مسیحی چیست؟ ملاحظات: 1) ازدواج ایده خدا و او مؤسس آن است. در زمان خلقت، خدا نیاز انسان به شریك زندگی را دید واو برای خلقت زن برای آدم، نخستین قدم را برداشت (پیدایش 2: 18 – 24). خدا برای برقراری روابط زناشویی نیزنخستین قدم را برداشت. قبل از اینكه زن و مرد مرتكب گناه شوند، خدا ارتباط زناشویی را به صورت رابطهای خاص با ویژگیهای زیر بنیاد نهاده بود. در ازدواج مرد و زن حتماّ خانوادههایشان را ترك میكنند. در ازدواج، یک مرد و یک زن با هم یکی میشوند و برای بقیه زندگیشان به هم می پیوندند. از هنگام ازدواج، رابطه جنسی موهبتی در چارچوب روابط زناشویی آنها میباشد (پیدایش2: 24). خدا نه تنها رابطه زناشویی را بنیان گذاشت بلكه بعد ازاینكه زن و مرد مرتكب گناه شدند باز هم به حفظ پیوند زناشویی ادامه داد. هم عیسی مسیح (متی 19: 1 - 6) و هم پولس رسول (افسسیان 5: 31) تكرار میكنند كه ازدواج هنوز هم پیوندی الهی است و بایستی برای آن پیوند از احكام خدا اطاعت كرد. در دوران عهد عتیق ازدواج تصویری از ارتباط بسیار نزدیك بین خدا و قوم او اسرائیل بود (ارمیاء 3). در دوران عهد جدید ازدواج تصویری از ارتباط بسیار نزدیك بین عیسی مسیح و قوم او یعنی كلیسای مسیحی است (افسسیان 5). گرچه فرهنگهای دنیوی پیوند اصلی الهی ازدواج را تغییر دادهاند، خدا هنوز هم مردم و تمام فرهنگها را دعوت میكند تا به سمت پیمان اصیل ازدواج بازگشت كنند.
2) پیمان زناشویی براساس تك همسری است. در تاریخ عهد عتیق چنین ثبت شده است كه بعضی از افراد قوم بیش از یك همسر داشتهاند. تعدد زوجات در تاریخ عهد عتیق فقط موجب مسائلی نظیر حسادت، تبعیض و بتپرستی شدید شده است (پادشاه سلیمان، اول پادشاهان 11: 1 – 11). تعالیم واضح عهد عتیق و عهد جدید چنین تعلیم میدهند كه تعدد زوجات برخلاف هدف و پیمان الهی است. خدا هیچگاه برنامه نخستین خود در پیدایش 2: 24 را تغییر نمیدهد یعنی " و مرد به زن خویش خواهد پیوست و یك تن خواهند بود " خدا هیچگاه چنین نگفت كه مرد با زنان خود یعنی به صورت جمع یك تن خواهد شد بلكه او با زن خویش یعنی به صورت مفرد یك تن خواهد شد. عیسی این فرمان را تكرار كرد. در متی 19: 5 گفت " شوهر و همسر یك تن خواهند شد ". او هیچگاه نگفت كه شوهرباید با همسرانش یك تن شود. عیسی مسیح سایر مردم را از پیوستن به این اتحاد، بخصوص از اتحاد جنسی دررابطه زناشویی، حذف نمود. او تعدد زوجات و داشتن صیغه را ممنوع كرد. او زنا و داشتن رابطه عاشقانه با هر زن دیگر را قدغن كرد.
3) برای تمام طول زندگی، ازدواج در نظر گرفته شده است. در طی دوران عهد عتیق، موسی به مردم " به خاطر سختدلی خودشان " اجازه طلاق داد. اما موسی با طلاق موافق نبود. او فقط عملی شیطانی را در اسرائیل به صورت منظم درآورد كه قبل از آن در بین قومهای اطراف وجود داشت و در اسرائیل نفوذ كرده بود. عیسی به وضوح تعلیم میدهد كه طلاق از ابتدا شیوه خدا نبود. او دستور میدهد " آنچه را خدا پیوست انسان جدا نسازد " (متی 19: 1 – 6). خدا از طلاق متنفر است (ملاكی 2: 14 – 16). کتاب مقدس فقط در دو مورد اجازه طلاق میدهد. نخست در موارد خیانت در ازدواج مثل فساد جنسی یا خشونت شدید (متی 19: 8 – 9) و دوم در مواردی كه یكی از زوجها غیر مسیحی باشد و زوج دیگر مسیحی شده باشد و شریك زندگی غیر مسیحی نخواهد با زوج مسیحی خود زندگی كند (اول قرنتیان 7: 12 – 16). اما چون ارتباط بین خدا و قومش یك ارتباط مبتنی برعهد است، ازدواج مسیحی نیز بایستی همیشه تا به آخر یك رابطه وفادارانه باشد.
4) ازدواج موقتی است و فقط محدود به زندگی روی زمین است. عیسی میگوید كه هنگام بازگشت ثانویه او در قیامت نه نكاح میكنند و نه نكاح كرده میشوند بلكه مثل ملائكه خدا در آسمان میباشند (متی 22: 30). پس ازدواج پیمان الهی منحصر به روی زمین است و نه در آسمان یا برروی زمین جدید. ارزش ابدی ازدواج روی زمین را بایستی دراین جستجو كرد كه آن ازدواج چقدر به منعكس كردن و اعلام كردن مسیح بها میدهد، شخصیت مسیحی را پرورش میدهد و فرزندان تربیت میكند.
5) ازدواج وضعیت عادی است اما برای همه بهترین وضعیت نیست. ازدواج برای مسیحیان ورهبران مسیحی وضعیت عادی بشمارمیآید (اول قرنتیان 9: 5 ؛ اول تیموتائوس 3: 2). اما هم خداوند عیسی (متی 19: 10 – 12) و هم پولس رسول (اول قرنتیان 7: 32 – 35) برای آنانی كه مجرد میمانند سخنان ویژهای دارند. خدا بعضی را دعوت میكند تا در دوره خاصی از زندگیشان یا حتی در تمام زندگیشان مجرد بمانند تا برای خدا كار خاصی انجام دهند. خدا این اشخاص را دعوت میكند تا با وقفی كامل او را خدمت كنند. خدا به اشخاصی كه مجرد میمانند وعدهای بسیار خاص میدهد یعنی آنها نسبت به كسانی كه ازدواج میكنند و صاحب فرزندان میشوند، فرزندان روحانی بیشتری خواهند داشت. او وعده میدهد كه میتواند از این اشخاص در كار ملكوت خدا اشخاص بسیار وفادار بسازد (اشعیاء 54: 1 – 5).
6) ازدواج رابطهای است كه بایستی در ملاء عام برقرار شود. خدا برای ازدواج سه اصل ضروری قرار داد (پیدایش 2: 24). نخست اینكه شوهر و همسر او خانوادههایشان را ترك میكنند و دیگر به جای اینكه از نظر احساسی وابسته به والدینشان باشند به یكدیگر وابسته باشند. دیگر بایستی از نظر مالی وابسته به والدینشان نباشند بلكه خودشان مسئول درآمدشان باشند. دیگر نباید تحت سلطه اقتدار والدینشان باشند بلكه مطیع مقاماتی باشند كه خدا قرار داده است. در صورت امكان دیگر نباید با والدینشان زندگی كنند بلكه ترجیحاّ از آنها جدا زندگی كرده و خانواده خود را تقویت كنند. دوم اینكه شوهر و زن به یكدیگر بپیوندند. به یكدیگر قول بدهند كه در سرتاسر زندگیشان نسبت به هم وفادار بمانند. سوم اینكه یك تن با یك بدن میشوند. اتحاد جسمی، اوج اتحاد روحانی، روانی و اجتماعی آنها است. یك زوج با اعلام قصد ازدواج خود، آماده ترك والدینشان میشوند. سپس خود را آماده ازدواج آتی و مراسم ازدواج میكنند. درمراسم ازدواجشان قاطعانه والدینشان را ترك میكنند و خانوادههای هر دو طرف و همچنین برادران و خواهران مسیحی و سایر دوستان شهادت میدهند كه این دو نفر به یكدیگر قول داده اند كه تا آخر عمر با یكدیگر ازدواج كرده، همدیگر را دوست داشته، نسبت به یكدیگر وفادار مانده و در تمام مسائل زندگی به همدیگر كمك كنند. درکتاب مقدس ازدواج هیچگاه امری خصوصی یا سری نیست و همیشه به صورت اتفاقی است كه در آن خانواده هر دو طرف نقشی را به عهده میگیرند. درزمان قدیم پیمان ازدواج شامل حق انتخاب همسر (پیدایش 21: 21)، دادن هدیه عوض به خانواده عروس (پیدایش 29: 18 ؛ 34: 12) و دادن هدیه به عروس و داماد میشد (پیدایش 24: 59 ، 61 و اول پادشاهان 9: 16). مراسم ازدواج واقعهای عمومی بود و شامل بعضی از عناصر زیر میشد: عروس و داماد لباس عروسی میپوشیدند (مزمور 45: 13 – 14). ساقدوش و دوستان داماد آنها را همراهی میكردند (مزمور 45: 14 ؛ یوحنا 3: 29)، و برای مراسم آوردن عروس به همراه او به خانه داماد میرفتند (متی 25: 1 – 13). ضیافتی برای آن ازدواج برپا بود كه بعضی اوقات حتی یك هفته به طول میكشید (متی 22: 1 – 14 ؛ یوحنا 2: 1 – 10؛ داوران 14: 17) و جدیترین بخش مراسم ازدواج بستن پیمان ازدواج بود كه خدا خودش شاهد محسوب میشد (ملاكی 2: 14 ؛ امثال 2: 17 ؛ حزقیال 16: 8). فقط بعد از مراسم، ازدواج منجر به برقراری ارتباط جنسی میشود (پیدایش 29: 21 – 31 ؛ تثنیه 22: 13 – 21).
7) ازدواج مسیحی با رابطه بین مسیح و كلیسا تعیین میشود. کتاب مقدس دستور میدهد كه شوهر سر زن باشد درست مثل مسیح كه سركلیسای مسیح است و مرد همسرش را دوست داشته باشد درست مثل مسیح كه كلیسای مسیحی را دوست دارد. کتاب مقدس همینطور فرمان میدهد كه زن مطیع شوهرش باشد و به شوهرش احترام بگذارد درست مثل كلیسای مسیح كه بایستی مطیع مسیح باشد. ازدواج مسیحی نمایش قابل مشاهدهای از رابطه بین مسیح و كلیسای مسیح است (افسسیان 5: 22 – 33). پس ازدواج مسیحی اعلام عیسی مسیح به جهان میگردد. با مشاهده یك ازدواج خوب مسیحی مردم دنیا بیشتر و بیشتر در مورد عیسی مسیح و قوم عیسی مسیح میآموزند. آنها نه تنها در مورد محبت خدا نسبت به خودشان میشنوند بلكه تصویر آن را در روابط یك ازدواج مسیحی میبینند. آنها نه تنها در مورد خوشی ناشی از افزایش ارتباط با خدای زنده میشنوند بلكه نمونهای از این خوشی را درنوع ارتباط یك ازدواج مسیحی میبینند و غیره. ارتباط در یك ازدواج مسیحی شهادتی قوی بر واقعیت و جذابیت ارتباط با عیسی مسیح است. هر ازدواج مسیحی میتواند تبدیل به سعی و تلاش برای بشارت دادن شود بخصوص وقتی خانه مسیحیان به روی مردم باز باشد و آنها بتوانند " بیایند و ببینند " كه عملكرد آن خانواده مسیحی چگونه است.
سؤال 2) مسئولیتهایی كه از طرف خدا به شوهر و زن مسیحی سپرده شده است چیست؟ ملاحظات: هرزن و هر مردی را خدا آفرید. خدا روابط ازدواج را زمانی برقرار كرد كه زن را خلق نمود (پیدایش 2: 18 – 24). پس خدا این حق را نیز دارد كه مسئولیتهای زن و شوهر را نسبت به یكدیگر تعیین كند. او میداند كه مخلوقاتش چگونه میتوانند بهترین عملكرد را داشته باشند. فقط در صورتی شوهر و زن میتوانند ازدواجی استثنایی داشته باشند كه از مسئولیتهایی كه خدا به آنها سپرده اطاعت كنند. خدا به شوهر و زن اقتدار و مسئولیت داده است تا به یکدیگر خدمت کنند. اما خدا شوهر و زن را متفاوت خلق کرده است و چنین معین کرده است تا اقتدار و مسئولیتهای خدادادیشان را در خدمت به یکدیگر بطور متفاوت آشکار کنند. او میخواهد که شوهر خدمت خود را بخصوص در بدست گرفتن ابتکار در رابطه شان نمایان سازد. واوخواهان این است که زن خدمت خود را بخصوص دردعوت از شوهرش دریک رابطه گرم وقوی آشکار کند.
الف) مسئولیتهای خدادادی شوهر مسیحی نسبت به همسرش، بخصوص محبت كردن او و رهبری او میباشد:
1) " محبت كردن " او یعنی نشان دادن علاقهای فداكارانه نسبت به او، با تمام قلب او را پذیرفتن و كمك كردن به او برای اینكه تبدیل به بهترین شود. محبت عظیمترین ایثارگری و از خودگذشتگی قابل تصور میباشد. محبت به شكل زیبایی در اول قرنتیان 13 بیان شده است. محبتی كه حلیم است میتواند منتظر بماند. محبتی نیست كه مهربانیش را به او تحمیل كند بلكه برای نشان دادن مهربانی خود نسبت به او منتظر میماند. محبتی كه مهربان است، محبتی است كه كمك میكند و فرصت انجام كارهای خوب را از دست نمیدهد. محبتی كه حسود نیست، در جایی كه ضرورت داشته باشد قدردانی، تحسین و احترام خود را سخاوتمندانه نثار او میكند. محبتی كه كبر ندارد، محبتی است كه نسبت به ارزشها و مهارتهای خود متواضع است و سعی نمیكند آنها را به او خاطر نشان سازد. محبتی كه غرور ندارد، محبتی است كه در ارتباط با او، نسبت به قدرتها و ضعفهایش فروتن میباشد. محبتی كه اطوار ناپسندیده ندارد، محبتی است كه نسبت به او رفتارهای خوب نشان میدهد و مؤدب است. محبتی كه نفع خود را طالب نیست، محبتی است كه فداكارانه به جای خودش برای علایق او اولویت قائل است. محبتی كه زود خشم نیست، محبتی است كه لطمهها و صدماتی كه بعضی اوقات او ایجاد میكند با بردباری تحمل میكند و غیره.
2) " رهبری كردن " او یعنی درست همانند رهبری كلیسا توسط مسیح، شوهر باید همسرش را مانند یك شبان هدایت كند، او را تغذیه كند، از او مواظبت و محافظت كند و در سختیها او را حمایت كند. او باید مانند یك ناظر زنش را رهبری كند. او را به راههای خدا هدایت كند و نسبت به دارایی و فعالیتهای او توجه زیادی نشان دهد. او بایستی همسرش را همانند یك خادم رهبری كند و در مواقعی كه بیشتر از همیشه به او نیاز دارد خدمتش كند.
ب) مسئولیتهای خدادادی زن مسیحی نسبت به شوهرش، احترام كردن و اطاعت كردن از او میباشد:
1) " احترام گذاشتن " به شوهر یعنی اینكه زن نقطه نظر خود را به آرامی بیان كند و اجازه دهد كه خدا از راه خودش عمل كند. نسبت به نصایح شوهربه دقت توجه می كند. شوهرش را در تصمیمگیریهایش دخالت می دهد و پیشرفتهایش را با او در میان می گذارد. یعنی به جای اینكه منتظر بماند تا شوهرش چیزی را از او بخواهد داوطلب است اولویت را به او بدهد. به معنی صبورانه به او گوش دادن است و اینكه سعی كند مشكلات و نقطه نظرات او را درك كند.
2) " اطاعت كردن " شوهر به معنی این نیست كه زن او را مانند یك برده اطاعت كند بلكه برای او مانند یك مددكارباشد (پیدایش 2: 18). اطاعت كردن او به صورتی است كه زن تبدیل به بهترین عضو تیم او شود. به عنوان یكی از اعضاء تیم او، اطلاعات، پیشنهادات، نظریات خود و غیره را به او میدهد. او میتواند مسائل و نتایج آنها را با او درمیان بگذارد، با یكدیگر تصمیم بگیرند، كار را انجام دهند و با یكدیگر زحمت میبینند. اگر نتوانستند به توافقی منطقی دست یابند به عنوان آخرین چاره زن بایستی به شوهر اجازه دهد كه تصمیم نهایی را بگیرد و مسئول عواقب تصمیم خود باشد.
وقتی كه مرد زنش را چنین دوست بدارد و او را بدین صورت رهبری كند برای زن نیز سخت نخواهد بود كه به او احترام بگذارد یا مطیع رهبری او در خانواده باشد. قدم 4: به كارببرید توجه كنید: كاربرد چه حقایقی در این قسمت برای مسیحیان امكان پذیر است؟ در میان بگذارید و بنویسید: افكار خود را صریحاً با هم در میان بگذارید و فهرستی از كاربردهای امكان پذیر بر اساس افسسیان 5: 22 – 33 تهیه كنید. توجه كنید: خدا از شما می خواهد كدامیک از كاربردهای امكان پذیر را تبدیل به یك كاربرد مشخص بكنید؟ بنویسید: این كاربرد شخصی را در دفتر یادداشت خود بنویسید. كاربرد شخصی خود را بدون دغدغه با دیگران در میان بگذارید. به یاد داشته باشید كه افراد در هر گروه، كاربرد حقایق متفاوتی را پیدا می كنند وحتی از یك حقیقت كاربردهای متفاوتی می یابند. (فهرست زیرنمونه هایی از كاربردهای امکان پذیر در این قسمت از کتاب مقدس میباشند).
نمونه هایی از كاربردهای امكان پذیر (افسسیان 5: 22 – 33)
نمونه هایی از كاربردهای شخصی
قدم 5: دعا کنیددر مورد حقیقتی که خدا به ما در افسسیان 5: 22 – 33 آشکار کرده است، دعا کنیم. (در دعایتان به آنچه که در طی این بررسی کتاب مقدس دریافت کرده اید، پاسخ دهید، تمرین کنید که در فقط یک یا دو جمله دعا کنید. بیاد داشته باشید که افراد درهر گروه، در مورد حقایق متفاوتی، دعا خواهند کرد.)
به دعا كردن در گروه های دو یا سه نفره ادامه دهید. برای یكدیگر و مردم سرتاسردنیا دعا كنید.
(سر گروه: رونوشت این تکلیف را بین اعضای گروه پخش كنید و یا آن را بخوانید تا همه آن را در دفتر یادداشت خود بنویسند.) 1 ـ تعهد - متعهد باشید به اینکه شاگردان بسازید. آموخته های بررسی کتاب مقدس در ارتباط با افسسیان 5: 22 – 33 را برای یكدیگر، برای شخصی دیگر یا برای گروهی از مردم موعظه كنید، تعلیم دهید یا بررسی كنید. 2 ـ رازگاهان - هر روز نیمی از یك فصل را از قسمت رومیان 1 – 4 بخوانید. از روش حقیقت محبوب استفاده كنید و یادداشت بردارید. 3 ـ حفظ کردن - آیه مشاركت - اول یوحنا 1: 7 را حفظ کنید. هر روز آخرین 5 آیه حفظی قبلی را مرور کنید. 4 ـ دعا - در این هفته برای یك شخص یا موضوعی خاص دعا كنید و شاهد كار خدا در آن مورد باشید. 5 ـ آموخته های جدید درمورد شاگردسازی را وارد دفتر(یا پوشه) خود كنید. از تمام یادداشتهای خود در مورد رازگاهان، آیات حفظی، بررسی کتاب مقدس و این تكلیف منزل یك دفتر(یا پوشه) درست كنید.
|







