- مقدمه
-
مـــقـــدمــــه
آیا می خواهید بعنوان شاگرد عیسی مسیح رشد كنید؟ آیا می خواهید به ایمانداران دیگر نیز كمك كنید تا در ایمانشان رشد كنند؟دراینصورت چهار كتاب دستورعمل شاگردسازی را مطالعه كنید و مطالبش را بكار ببرید و خود را بیازمایید. عیسی شاگرد ساخت. او به مردم گفت: " بیایید و ببینید" و" از من پیروی کنید " (یوحنا 1: 39 ، 43). مردم از همه جا میآیند تا ببینند او چگونه زندگی كرد و زندگی اش را صرف چه كاری نمود، علت اینكه مردم در تمام كشورهای جهان او را پیروی می كنند این است كه آنها در می یابند عیسی كیست و چه اعمالی انجام می دهد.او زندگی انسانها را دگرگون می سازد، او زندگی ما را كاملا ّ دگرگون ساخت. عیسی با دعا دوازده نفر را انتخاب كرد تا شاگردانش باشند و آنها را آماده ساخت. او می خواست این شاگردان در حال رشد " با او" وقت بگذرانند، تا به كلامش گوش دهند و زندگی اش را از نزدیك ببینند، از زندگی اش سرمشق گیرند ومانند او خدمت كنند (مرقس 3: 13- 15).حدود دوسال بعد عیسی به شاگردانش ماموریتی داد: " بروید همه امتها را شاگردان بسازید" (متی 28: 18- 20) و آنها رفتند و از اورشلیم تا اقصای عالم شاگردان ساختند (اعمال رسولان 1: 8). این شاگردان هم به نوبه خود شاگردان بیشتری تربیت كردند و به مكان های دور دست دیگر رفتند و آنچه را یاد گرفته بودند به دیگران انتقال دادند (دوم تیموتائوس 2: 2)بنابراین امروزهم شاگردان خداوند عیسی مسیح در تمام كشورهای جهان درحال تربیت شاگردان جدید هستند. پولس رسول تعلیم می دهد كه عیسی مسیح به مسیحیان ماموریت مشخصی داده است:" تا قوم خدا را برای انجام خدمت آماده بسازند بطوریكه بدن مسیح بنا شود" (افسسیان 4: 11- 16).
- هدف
-
هدف چهار كتب دستورعمل شاگردسازی، كمك كردن به سرگروه ها در مجهز كردن ایماندارانی است كه تحت سرپرستی آنها هستند تا آنان شاگردان مسیح بشوند. شاگرد، یك مسیحی بالغ می باشد.
این دوره، آموزش شاگردان را عملی و كاربردی می سازد چون سرگروه ها را در موارد زیر یاری می كند:
1- هر یك از چهار كتابهای دستورعمل شاگردسازی شامل 12 درس می باشد كه می توان آنرا در 3 ماه تمام كرد.
2- آیات اشاره شده از کتاب مقدس به شاگرد کمک میکند تا عیسی مسیح و کتاب مقدس را بشناسد.
3- دستورالعمل هایی كه با حروف پررنگ چاپ شده مثل " بخوانید"، " كشف و گفتگو كنید" به سرگروه درهدایت گروه كمك می كند.
4- " ملاحظات " جواب مختصری به هر سوال می دهند كه می توانند بعنوان خطوط راهنما برای سرگروه مورد استفاده قرار گیرند.
5- این دوره آموزشی بطور انفرادی یا گروهی، روش هایی عملی را برای تمرین شاگردی مسیح بطور انفرادی یا گروهی تعلیم می دهد.
6- هر درس دارای یك تكلیف خارج از كلاس می باشد.
7- انتقال این دوره آموزشی به دیگران بسیار آسان است و بعد از گذراندن دروس یکی ازکتب دستورعمل شاگردسازی، فقط شاگردانی که تصمیم دارند این دوره آموزشی شاگردسازی را به یک گروه کوچک دیگر تعلیم دهند، می توانند یك نسخه از آن كتاب دستورعمل شاگردسازی را دریافت كنند.
- توجه
-
توجه: در این دوره برای درک بهتر در زبان فارسی، از کلمه خداوند به جای " یهوه" استفاده میشود. " یهوه" نام خداوند درزبان عبرانی است
| درس 16 |
|
|
| پنجشنبه ، 2 آبان 1387 ، 22:34 | ||||||||||||
|
درس 16
سر گروه: دعا كنید و گروه خود و این دوره شاگردسازی را به حضور خداوند بیاورید.
به نوبت و به طور خلاصه بركات یكی از رازگاهان خود را از قسمت مشخص شده (اعمال رسولان 3: 11 – 7: 60)، با دیگران در میان بگذارید (یا از روی یادداشتهای رازگاهان آن روز بخوانید). به كسی كه بركاتش را بازگو میكند گوش دهید. به حرفهایش اهمیت دهید و او را بپذیرید، در مورد آنچه در میان میگذارد، بحث نكنید.
الف - تعمق
آیه حفظی: متی 4: 4 متن آیه: عیسی پاسخ میدهد " مكتوب است انسان نه محض نان زیست میكند بلكه به هر كلمهای كه از دهان خدا صادر گردد ".
1 - معنی ضمنی عبارت " مكتوب است " چیست؟
عیسی هر وقت میخواست از کتاب مقدس نقل قول كند از این عبارت استفاده میكرد. عیسی دید عالی نسبت به کتاب مقدس داشت. او برای اعتقادات و زندگی، کتاب مقدس را معیار نهایی راستی میدانست. عیسی کتاب مقدس را به عنوان داور نهایی برای پاسخ به برهان عقل وخرد می پنداشت. عیسی برای جواب دادن به وسوسههای شیطان، سه بار از کتاب مقدس نقل قول كرد (تثنیه 8).
2 - چگونه در گذشته سخنان خدا به زندگی مردم حیات میبخشید؟
الف) مثال اول: در اولین باب کتاب مقدس میخوانیم كه خدا كلامی گفت " روشنایی بشود " و روشنایی بوجود آمد. كلمهای كه از دهان خدا بیرون آمد آنقدر قدرت داشت كه زمین را و هر چه روی آن است و همینطور جهان را با ستارگان بی شمارش آفرید (مزمور 33: 6 ؛ عبرانیان 11: 3).
ب) مثال دوم: خدا بنیاسرائیل را به مدت چهل سال در بیابان هدایت كرد تا آنها را " فروتن سازد " و امتحان كند (تثنیه 8: 1 – 5). كلمه " فروتن كردن " بهتر است " تحت فشار قرار دادن " ترجمه شود. خدا بنی اسرائیل را در موقعیتی تحت فشار قرار داد تا آنها را امتحان كند. آنها بدون نان در بیابان بودند و از گرسنگی رنج میبردند. گرچه خدا همه چیز و هرآنچه را كه در قلب بنیاسرائیل میگذشت میدانست اما باز هم آنها را امتحان كرد تا باعث شود افكار و تمایلات قلبی خودشان را آشكار كنند. اما خدا در تنگیها هم به آنها توجه داشت و با كلامش " منا " را برای آنها آفرید. او همچنین مسئولیت داشت تا لباسهای آنها كهنه نشود و از اینكه مدام در بیابان راه میرفتند پاهایشان ورم نكند. دلیل اینكه خدا آنها را در تنگنا قرار داد و در همان موقعیت سخت به آنها توجه داشت، این بود كه آنها به خودشان و هیچ مخلوق دیگری اعتماد نكنند بلكه فقط به خدا توكل كنند. درسی كه خدا میخواست به بنیاسرائیل بیاموزد این بود كه آنها و سایر مردم دنیا كاملاّ وابسته به كلام خدا باشند كه هر روز زندگی آنها را تداوم میبخشد. پ) مثال سوم: جبرئیل فرشته به مریم گفت " نزد خدا هیچ امری محال نیست " (لوقا 1: 37). او به این حقیقت اشاره میكرد كه مریم بدون اینكه با هیچ انسانی ارتباط داشته باشد حامله خواهد شد. عیسی مسیح از طریق كلام پرقدرت خدا بدن انسانی اختیار کرد (لوقا 1: 34 – 38).
(ت مثال چهارم: عیسی بعد از 40 روز روزه در بیابان، گرسنه شد. شیطان سعی كرد عیسی را وسوسه كند تا با تبدیل سنگها به نان به جای اینكه به خدا اعتماد كند به تواناییهای خودش تكیه كند. شیطان میخواهد مردم باور كنند كه خود میتوانند برای زندگیشان موقعیت بیافرینند و احتیاجی به خدا ندارند. به همین دلیل عیسی آشكار ساخت كه این خدا است كه از طریق كلامش برای زندگی هر انسان موقعیتهای حیاتی میآفریند نه انسان. اگر خدا كلام قدرتمند و آفریننده خودش را جاری نكند ابداّ نانی نخواهد بود چه به خدا ایمان داشته باشید چه نداشته باشید.
3 - چرا هر كلامی كه خدا میگوید برای انسان مهم است؟
كلام خدا به اندازه ای قدرت دارد كه هوا برای تنفس انسان، باران، آفتاب برای محصولات و غذایی را كه او میخورد آفرید. آنقدر قدرتمند است كه زندگی انسان را دائماّ و هر لحظه تداوم میبخشد. اگر خدا كلام آفریننده و قدرتمند خودش را جاری نكند نه بارانی خواهد بود نه آفتابی، نه غذایی، نه آبی، نه هوایی برای نفس كشیدن، نه درختان زیبا و نه گلها. خلاصه هیچ چیز وجود نخواهد داشت چون خدا هرچیزی را كه با كلام او بوجود آمده آفریده و آن را تداوم میبخشد. به همین دلیل عیسی گفت كه انسان به هر كلمهای كه از دهان خدا خارج میشود زیست میكند. كلام خدا توصیف حاكمیت مستقل خدا بر تمام مخلوقات، برتمام شرایط و تمام اتفاقات تاریخ است.
4 - چرا هر كلام مكتوب خدا برای انسان مهم است؟
خدا فرمان داد تا ازمیان كلماتی كه گفته است كدامیك درکتاب مقدس ثبت شود و كلام مكتوب او گردد. كلام مكتوب خدا در کتاب مقدس نیز قدرتمند و مؤثر است. انسان فقط وقتی میتواند آنطور كه خدا برای او در نظر داشته زیست كند كه زندگی او براساس كلام مكتوب خدا در کتاب مقدس باشد. كلام مكتوب خدا در کتاب مقدس قدرت دارد رازهای خدا را آشكار كند (لوقا 8: 10) همانند چكشی كه صخرهها را خرد میكند، قلبهای سخت را بشكند وهمانند آتشی كه كاه را میسوزاند، مشاجرات كاذب انسانی را نابود سازد (ارمیاء 23: 29). كلام مكتوب خدا قدرت دارد افكار و تمایلات قلبی را داوری كند (عبرانیان 4: 12). آنانی را كه به كلامش ایمان میآورند نجات بخشد (رومیان 10: 13 – 17) و باعث میشود ایمانداران درمسائل روحانی رشد كنند (اول پطرس 2: 2) كلام مكتوب خدا برای تعلیم حقایق خدا بسیار مفید است، گناهان مردم را به آنها نشان میدهد، اشتباهاتشان را اصــلاح میكند و آنها را آموزش میدهد تا برای خدمت خدا تجهیز گردند (2 تیموتائوس 3: 16 – 17).
ب - حفظ كردن و مرور
1- بنویسید: آیه کتاب مقدس را روی یك كارت سفید یا روی یك صفحه از دفترچه یادداشت خود بنویسید. 2- حفظ كنید: آیه کتاب مقدس را (كلام: متی 4: 4) به روشی صحیح حفظ كنید. 3- مرور كنید: به گروههای دو نفره تقسیم شوید وآخرین آیه حفظی از کتاب مقدس را از یكدیگر بپرسید.
با استفاده از روش 5 قدم بررسی کتاب مقدس، یوحنا 15: 13 – 15 را با یكدیگر بررسی كنید.
قدم 1: بخوانید بخوانید: یوحنا 15: 13 – 15 را با هم بخوانیم. هر یک به نوبت یك آیه بخوانید تا تمام قسمت خوانده شود.
قدم 2: كشف كنید توجه كنید: چه حقیقتی در این قسمت برای شما مهم است؟ یا كدام حقیقت در این قسمت ذهن یا قلب شما را تحت تأثیر قرار میدهد؟ بنویسید: یك یا دو حقیقتی را كه درك میكنید، كشف نمایید، در مورد آنها فكر كنید و افكارتان را در دفتر یادداشت خود بنویسید. در میان بگذارید: (بعد از اینكه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد، به نوبت بركاتشان را با هم در میان بگذارند). به نوبت بركات خود را از نكاتی كه كشف كردیم با یکدیگردر میان بگذاریم. (موارد زیر، مثال دو شخصی است كه بركاتشان را با یكدیگر در میان میگذارند. به خاطر داشته باشید. در هر گروه كوچك اعضای آن گروه نكات مختلفی را با هم در میان میگذارند كه نباید لزوماّ یکسان باشند.)
کشف 1) یك حقیقت مهم از نظر من در یوحنا 15: 13 میباشد. عیسی میگوید كسی محبت بزرگتر از این ندارد كه جان خود را به جهت دوستان خود بدهد. آنچه عمیقاّ مرا لمس میكند، این حقیقت است كه عیسی مرا دوست خود میخواند. در رومیان 5 میخوانم كه قبل از مسیحی شدنم چه بودم. در آن زمان ضعیف، بی خدا، گناهكار و دشمن خدا بودم. بخصوص از نظر شخصیت ضعیف و كاملاّ از تغییر دادن خود عاجزبودم. بی خدا بودم، گرچه به شخصی اعتقاد داشتم كه مردم آن را خدا میخواندند، اما مفهوم كاملاّ اشتباهی از تنها خدای حقیقی و زنده داشتم. فكر میكردم او آنقدر بلند مرتبه است كه هیچكس نمیتواند با او ارتباط داشته باشد. چند بار در روز دعا میكردم، روزههای طولانی میگرفتم، دیگران را در اموالم شریك میساختم. بقیه رسومات مذهبی را به جا میآوردم چون میترسیدم كه خدا جایی در بهشت به من ندهد. هیچوقت فكر نمیكردم كه ممكن است خدا علاقه داشته باشد با من دوست شود. اما حالا عیسی مرا دوست خود میخواند. روی زمین دوستانی دارم، اما هیچ دوست زمینی به عنوان یك دوست با عیسی قابل مقایسه نیست. به عنوان دوست، او واقعاّ میخواهد به من نزدیك شود وبا من كارهایی انجام دهد. مهمترین حقیقت از نظر من این است كه من، یعنی دشمن قبلی او، حالا دوست عیسی مسیح نامیده میشوم.
کشف 2) یك حقیقت مهم از نظرمن در یوحنا 15: 14 میباشد. عیسی میگوید " شما دوست من هستید، اگر آنچه به شما حكم میكنم به جا آورید ". میدانم كه دوستی خودبخود اتفاق نمیافتد. دوستی شامل مسئولیتها میشود. فقط وقتی میتوانم دوست عیسی باشم كه از فرامین و تعالیم او اطاعت كنم. قبل از آن عیسی در یوحنا 15: 9 – 10 میگوید " در محبت من بمانید اگر احكام مرا نگاه دارید در محبت من خواهید ماند ". فقط با انجام همیشگی اراده مسیح میتوانم مطمئن باشم كه در محبت او میمانم. این وظیفه من است كه فرامین او را بشناسم و همینطور این وظیفه من است كه از فرامین او اطاعت كنم. مهمترین حقیقت از نظر من این است كه اگر طالب دوستی واقعی هستم پس در آن ارتباط دوستانه دارای مسئولیتهایی میباشم.
قدم 3: سؤال کنید توجه كنید: در این متن چه سؤالاتی در زمینههای مختلف وجود دارند كه مایلید در گروه آنها را بپرسید؟ سعی كنیم تمام حقایق مربوط به یوحنا 15: 13 – 15 را درك كنیم و در مورد آنچه نمیفهمیم، سؤالهای خود را مطرح كنیم. بنویسید: تا آنجایی كه امكان دارد سؤالهای خود را واضح و صریح مطرح کنید و سپس آنها را در دفتر یادداشت خود بنویسید. در میان بگذارید: (بعد از این كه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد اجازه دهید كه هر كدام ازافراد سؤال خود را برای دیگران مطرح سازد). گفتگو كنید: (سپس چند سؤال را از بین همه سؤالها انتخاب كنید و سعی كنید با گفتگو كردن در مورد آنها در گروه، جوابی برایشان پیدا كنید. درادامه نمونههایی از سؤالهایی كه شاگردان ممكن است بپرسند و همچنین ملاحظاتی در رابطه با آن مباحث آمده است.)
سؤال 1) (یوحنا 15: 13) جان خود را برای دوستانتان دادن یعنی چه؟ ملاحظات: باید بین طریقی كه عیسی زندگی خود را برای ما به عنوان دوستانش داد و از طرف دیگر با طریقی كه ما زندگیمان را فدای دوستانمان می كنیم تمایز قائل شویم.
1) محبت مسیح به یك مفهوم، منحصر به فرد است. محبتی كه مسیح در هنگام مرگش بر صلیب نسبت به ما داشت منحصر به فرد است. ارزش نامحدود محبت او، ویژگی جانشینی محبت او و نتایج رهاییبخش محبت او هیچگاه نمیتوانند برای محبت ما الگو باشند. از این لحاظ محبت مسیح كاملاّ منحصر به فرد است و قابل دنباله روی نیست. عیسی نه فقط به خاطر منافع ما بلكه به جای ما نیز مرد. محبت مسیح، محبت جانشینی است. محبت او باعث شد جریمه گناهان ما را پرداخت شود. او به جای ما عذاب دوری از خدا را متحمل شد. هیچگاه نمیتوانیم این نوع محبت جانشینی را نسبت به دوستانمان داشته باشیم.
2) محبت مسیح به مفهوم دیگر نمونه است. به هر حال یوحنا 15: 12 – 13 میگوید " این است حكم من كه یكدیگر را محبت نمایید همچنان كه شما را محبت نمودم كسی محبت بزرگتر از این ندارد كه جان خود را به جهت دوستان خود بدهد ". این نشان میدهد كه راهی وجود دارد تا محبت عیسی مسیح نسبت به ما به عنوان دوستانش، الگویی برای محبت ما نسبت به دوستانمان شود. این ویژگی محبت مسیح كه ما بایستی آن را پیروی كنیم طبیعت از خود گذشته محبت او است. عیسی میگوید " با از خودگذشتگی، یكدیگر را محبت كنید همانطور كه من با ایثار شما را دوست داشتهام ". وقتی میتوانیم با از خودگذشتگی محبت كنیم كه خودمان و علایق خود را انكار كنیم. محبت ایثارگرانه همیشه بهایی دارد. بهایی كه وقت، پول، انرژی و انكار خود است. گرچه نمیتوانم نسبت به دوستانم محبت جانشینی داشته باشم، میتوانم و باید محبت فداكارانه خود را نسبت به دوستانم نشان دهم. من زندگیم را در راه دوستانم میدهم، وقتی محبت از خودگذشته را به آنها نشان میدهم.
3) پس نخستین ویژگی دوستی مسیحی این است كه دوستی حقیقی همیشه اولین قدم را برای دیگران برمیدارد و نسبت به شخص دیگر نقش شخصی ازخود گذشته را ایفاء كند. دوستان مسیحی هیچگاه نمیپرسند كه " چطور میتوانم از این رابطه فرار كنم؟ " دوستان مسیحی همیشه میپرسند " چطور میتوانم در این رابطه سهمی داشته باشم؟ "
سؤال 2) (یوحنا 15: 14) چرا یك شخص فقط درصورتی میتواند دوست عیسی باشد كه احكام اورا نگاه دارد؟ ملاحظات: 1) مسئولیت عیسی: او با محبتی ایثارگرانه ما را محبت میكند. اگر بعضی از احكام عیسی را نتوانم نگاه دارم آیا باز هم دوست او بشمار میآیم؟ این سؤالی بسیار جالب است. بیائید توجه كنیم كه شاگردان در آن زمان به چه چیز شباهت داشتند؟ در مسیربرای شام فصح و در حین خوردن غذا همین شاگردان با یكدیگر گفتگو میكردند كه چه كسی از همه بزرگتر میباشد (لوقا 22: 24) و وقتی به بالاخانه وارد شدند هیچكس مایل نبود پایهای دیگران را بشوید (یوحنا 13). بلافاصله بعد ازخوردن غذا حتی نتوانستند یكساعت با او بیدار بمانند و دعا كنند. وقتی آن جماعت برای دستگیری عیسی آمدند پطرس خشمگین شد، شمشیرش را كشید و گوش یكنفر را برید. بعد از آن شاگردان عیسی را تنها گذاشته و فرار كردند. روز بعد، صبح زود، پطرس سه بار عیسی را انكار كرد. در بسیاری موارد شاگردان كمبودهای شخصیت خود را نشان دادند و باز هم عیسی با وجود این حقیقت كه میدانست چه اتفاقاتی خواهد افتاد آنها را دوستان خود خطاب میكرد. چقدر محبت عیسی فروتنانه بود. محبت عیسی نسبت به ما به عنوان دوستانش با ضعفها و شكستهای ما تعیین نمیشود بلكه با محبت ایثارگرانهاش نسبت به ما مشخص میگردد.
2) مسئولیت ما: باید از واژههای او برای گسترش دوستی خود استفاده كنیم. برای حفظ روابط دوستانه با عیسی مسیح ما هم مسئولیتهایی داریم. مسئولیت ما گسترش دوستی خود با عیسی براساس واژههای او است. دوستی با عیسی براساس واژههای ما نیست بلكه بر اساس واژههای او است. عیسی تعیین میكند كه چه چیزهایی دوستی با او را تشكیل میدهد و چه چیزی متعلق به دوستی او نیست. او شخصی است كه فرامین را میسازد و محدودیتهای این ارتباط دوستانه را تعیین میكند. این خیلی مهم است. دوستی با عیسی مثل دوستیهای دنیا نیست. دوستی در دنیا تركیب مشخصی از احساسات است، مجموعهای از دوست داشتنها و دوست نداشتنهای متقابل، هیجان ناشی از با هم بودن و انجام كارها با یكدیگرمیباشد. اما دوستی با مسیح متفاوت است. معیارها و محدودیتهای واضح دارد. فقط وقتی از فرامین او اطاعت میكنیم میتوانیم دوست عیسی مسیح باشیم. عیسی واژهها و همینطور محدودیتهای رابطه دوستی با خود را تعیین میكند.
3) بوجود آمدن محبت عیسی نسبت به ما و همینطور محبت ما نسبت به عیسی امكان پذیر است، چون ما قوم منتخب او هستیم. چطور میتوانیم از یك طرف مسئولیت خود یعنی اطاعت از فرامین عیسی را با محبت فروتنانه عیسی نسبت به خودمان مطابقت بدهیم در حالیكه از طرف دیگر ضعفهای بسیاری داریم؟ پاسخ در یوحنا 15: 19 است جایی كه عیسی میگوید " من شما را از جهان برگزیدهام ". او شاگردانش را انتخاب كرد تا مال او باشند. او آنها را از تسلط بارز شیطان و گناه نجات داد. به زودی روحالقدس را بر آنها میریزد. با قدرت و حكمت روحالقدس آنها خواهند توانست از فرامین عیسی اطاعت كنند. عیسی با ما هم همینطور رفتار میكند. عیسی از طرف ما فقط به چیزهایی احتیاج دارد كه خودش نیز سخاوتمندانه آنها را به ما میبخشد. عیسی هیچوقت بیدلیل چیزی را از ما انتظار ندارد. او آنچه را كه برای اطاعت ما مورد نیاز است سخاوتمندانه به ما میبخشد. عیسی نه تنها به ما فرمان میدهد كه او را اطاعت كنیم بلكه با روحالقدس ما را تقدیس میكند تا بخواهیم او را اطاعت كنیم، بتوانیم اطاعت كنیم و او را اطاعت خواهیم كرد.
4) بنابراین دومین ویژگی دوستی مسیحی این است كه دوستی واقعی معمولاّ دارای معیارها و محدودیتهایی است كه با فرامین و تعالیم عیسی مسیح تعیین میشوند. دوستان مسیحی هیچگاه راهها و معیارهای دنیای گناهآلود را دنبال نمیكنند. در عوض دوستان مسیحی همیشه راهها و معیارهای عیسی مسیح را دنبال میكنند كه او آنها را در کتاب مقدس تعلیم و فرمان داده است. آنها میخواهند راههای عیسی را پیروی كنند. میتوانند راههای او را پیروی كنند و راههای او را پیروی خواهند كرد. دوستان خوب همیشه برای گسترش دوستی خود تعالیم کتاب مقدس را به عنوان معیارها و محدودیتهای دوستی خود دارا میباشند.
سؤال 3) (یوحنا 15: 15) چرا دیگر شاگردان عیسی " بنده " خوانده نمیشوند؟ ملاحظات: عـیسی میگوید " دیگر شما را بنده نمیخوانم زیرا كه بنده آنچه آقایش میكند نمیداند، لكن شما را دوست خواندهام زیرا هرچه از پدر شنیدهام به شما بیان كردم " همان شب كمی قبل عیسی گفته بود كه اگر او كه آقا و معلم است پایهای آنها را شست بر آنها نیز واجب است كه پایهای همدیگر را بشویند چون هیچ غلامی بزرگتر از آقای خود نیست (یوحنا 13: 14 – 16). در یوحنا 13 شاگردان غلامان خوانده شدند. در اینجا یعنی باب 15 دیگر غلامان خوانده نمیشوند. چرا شاگردان عیسی دیگر غلامان خوانده نمیشوند؟
1) واژه " غلام " برموقعیت شاگردان در ارتباط با عیسی و در ارتباط با یكدیگر تاكید میكند. در آغاز شب، عیسی اهمیت خدمت فروتنانه را به آنها تعلیم داد. در دنیا هیچگاه غلام بزرگتر از آقایش نیست. اما اگراستاد، عیسی، پایهای شاگردانش را میشوید چقدر بیشتر شاگردانش باید پایهای یكدیگر را بشویند. بله شاگردان باید به این كار یعنی " غلام یكدیگر بودن " ادامه دهند و پایهای یكدیگر را بشویند. " شستن پایهای یكنفر" یعنی اشتیاق به داشتن پایینترین مقام در بین مردم و انجام وظایف سختی است كه هیچكس مشتاق یا قادر به انجام آنها نباشد. بنابراین در یوحنا فصل 13 تاكید بر موقعیت شاگردان در ارتباطشان با عیسی و با سایرین است. شاگردان دارای مقام یك " غلام " هستند.
2) كلمه " دوست " به نزدیكی شاگردان در ارتباط خود با عیسی و سایرین تاكید میكند. عیسی قبلاّ چیزهای بسیار مهمی به شاگردانش گفته بود. او گفت كه چرا به زمین فرستاده شد. خدای پدر، عیسی را به زمین فرستاد تا گمشده را بجوید و نجات بخشد. او گفت كه رنج خواهد كشید. او رنج میكشد تا جریمه گناهان تمام مردم را بپردازد. گفت كه چرا زمین را باید ترك كند. او زمین را بعد از قیام و صعود ترك میكند تا روحالقدس را برشاگردانش بریزد و جایی برای آنها در آسمان آماده كند. او گفت كه چطور یك شخص میتواند نجات یابد. مردم میتوانند با ایمان آوردن به او نجات یابند. معمولاً یک ارباب چنین مطالبی را با غلامانش در میان نمی گذارد. عیسی به شاگردانش این چیزها را گفت چون آنها دوستان او شده بودند. وقتی تاكید بر نزدیكی ارتباط بین استاد و شاگردانش است دیگر نام " غلام " واژه صحیحی نیست بلكه " دوست " توصیف صحیحی از ارتباط آنها است. ضمن اینكه شاگردان مقام یك " غلام " را در ارتباط خود با عیسی و سایرین دارند، صمیمیت (نزدیکی) یك دوست را نیز در ارتباط با او و یکدیگر دارا میباشند.
3) بنابراین ویژگی سوم دوستی مسیحی این است كه دوستان حقیقی همیشه آنچه را كه از خدای پدر میآموزند با یكدیگر درمیان میگذارند. دوستان مسیحی هیچگاه بهترین آموختههایشان را برای خود نگه نمیدارند، بلكه بهترین آموختههایشان را با یكدیگر درمیان میگذراند.
4) مسیحیان دیگر غلامان شریعت نیستند بلكه دوستان عیسی یعنی شخص قانونگذار هستند. تفاوت دیگری بین غلامان ودوستان وجود دارد. یهودیان احكام و سنن انسانی بسیاری را به دوش میكشیدند. آنها غلامان و حتی بردههای شریعتی بودند كه توسط انسان تفسیر میشد. اما شاگردان نور را دریافتند، حمل " یوغ سبك عیسی " را پذیرفتند (متی 11: 28 – 30) و دیگر غلامان شریعت نبودند، که خود را در اختیار قوانین و سنتهای انسانی بگذارند. آنها دوستان عیسی بودند که خود را در اختیار کارعیسی مسیح در این جهان گذاشتند. دوستان عیسی خود را با احكام بیپایان شریعت مشغول نمیكنند بلكه با گسترش ملكوت خدا. دوستان عیسی میخواهند عیسی مسیح بیشتر و بیشتر پادشاه قلبها و زندگیشان باشد و كمك میكنند تا سایر مردم هم عیسی مسیح را پادشاه قلب و زندگی خود بسازند.
سؤال 4) (یوحنا 15: 13) چطور میتوانم در عمل با دیگران طرح دوستی بریزم و چطور میتوانم دوستان خود را حفظ كنم؟ ملاحظات: عیسی انسانهایی را دوستان خود میخواند كه جانش را به صورت جانشینی و فداكارانه فدای آنها كرد. او كسانی را كه از فرامینش اطاعت میكنند دوستان خود میخواند و همینطور كسانی را كه دوستان خود خواند، در هر آنچه از پدر آموخته بود شریك ساخت. این قسمت همینطور به ما تعلیم میدهد كه چطور به عنوان مسیحیان میتوانیم دوستیهای واقعی برقرار كنیم. یوحنا 15: 13 – 15 سه اصل مهم در مورد دوستی مسیحی را به ما می آموزد. 1) اصل اول دوستی مسیحی از یوحنا 15: 13استنباط میشود. با محبت كردن یكنفر به صورت ایثارگرانه میتوانید با او طرح دوستی بریزید. منتظر نمانید كه كسی با شما دوست شود. قدم اول را شما بردارید و با او دوست شوید. مردم جهان اغلب میپرسند " چه كسی دوست من است؟ " اما یك مسیحی باید بپرسد " من دوست چه كسی هستم؟ " عیسی قدم اول را برمیداشت و با كسانی دوست میشد كه زمانی دشمنان او بودند. مثل عیسی، مسیحیان بایستی قدم اول را بردارند و به سمت آدمهای بیمحبت بروند و محبت فداكارانه خود را به آنها نشان دهند. آنها باید به سمت آدمهای متخاصم بروند و رفتار دوستانهای نسبت به آنها نشان دهند. به سمت آدمهای تنها بروند و با آنها دوست شوند و همچنین به طرف آدمهای گمشده بروند و آنها را نزد مسیح آورند.
2) اصل دوم دوستی مسیحی از یوحنا 15: 14 استنباط میشود. دوستی خود را در صورتی حفظ میكنید كه یكدیگر را به سمت معیارها و محدودیتهای فرامین مسیح سوق دهید. یكدیگر را به سمت معیارها و شیوه زندگی گناهآلود این دنیا به عقب سوق ندهید، بلكه یكدیگر را به سمت معیارها و روش زندگی اطاعت از عیسی مسیح بالا بكشید. دوستی واقعی فقط در فضای دوست داشتن مسیح و فرامین او میتواند دوام بیابد و تغذیه شود. مردم دنیا احساس میكنند كه بایستی خود را در حد ارزشها و شیوه زندگی دیگران پایین بیاورند تا بتوانند در دنیا " دوستان " آنها خوانده شوند و احساس كنند توسط آنها پذیرفته شدهاند. اما مسیحیان میدانند كه بایستی ارزشها و شیوه زندگی دیگران را در جهتی مثبت تحت تاثیر قرار دهند تا دوستی باارزش و ابدی با آنها داشته باشند. مسیحیان با دیگران طرح دوستی میریزند ولی نه از راه همرنگ شدن با مردم شریر دنیا بلكه با تغییر آنها كه بیشتر و بیشتر شبیه عیسی مسیح شوند.
3) اصل سوم دوستی مسیحی از یوحنا 15: 15استنباط میشود. با درمیان گذاشتن آنچه از خدا یاد گرفتهاید دوستیها را عمیق میسازید. صحبتهای خود را محدود به چیزهای مادی و خبرهای روزمره نكــنید. درمورد خدا، کتاب مقدس و چیزهایی كه خدا دائماّ به شما میآموزد نیز حرف بزنید. مردم دنیا اغلب می ترسند كه در مورد موضوعات روحانی صحبت كنند چون در مورد آنها اطلاعی ندارند. مسیحیان بایستی در كشف حقایق روحانی طوری به آنها كمك كنند كه برایشان آزاردهنده نباشد. پس من در صورتی دوست واقعی كسی هستم، كه قدم اول رابرداشته و او را فداكارانه محبت كنم، درصورتی كه او را به سمت معیارها و محدودیتهای فرامین مسیح بیاورم و صادق باشم و آنچه كه از خدا آموختهام با او درمیان بگذارم.
قدم 4: به كارببرید توجه كنید: كاربرد چه حقایقی در این قسمت برای مسیحیان امكان پذیر است؟ در میان بگذارید و بنویسید: افكار خود را صریحاً با هم در میان بگذارید و فهرستی از كاربردهای امكان پذیر بر اساس یوحنا 15: 13 – 15 تهیه كنید. توجه كنید: خدا از شما می خواهد كدامیک از كاربردهای امكان پذیر را تبدیل به یك كاربرد شخصی بكنید؟ بنویسید: این كاربرد شخصی را در دفتر یادداشت خود بنویسید. كاربرد شخصی خود را بدون دغدغه با دیگران در میان بگذارید. به یاد داشته باشید كه افراد در هر گروه، كاربرد حقایق متفاوتی را پیدا می كنند وحتی از یك حقیقت كاربردهای متفاوتی می یابند. (فهرست زیرنمونه هایی از كاربردهای امکان پذیر در این قسمت از کتاب مقدس میباشند).
نمونه هایی از كاربردهای امكان پذیر (یوحنا 15: 13 – 15)
نمونه هایی از كاربردهای شخصیالف) انجیل یوحنا به من یاد داده است كه چگونه دوست پیدا كنم. به عوض اینكه همیشه خودم را با این سؤال كه چه كسی دوست من است سرگردان كنم میخواهم قدم اول را بردارم و با محبت كردن دیگران به صورت فداكارانه با آنها دوست شوم. میخواهم برای دیگران دوست باشم به عوض اینكه بخواهم آنها دوست من باشند واقعاّ میخواهم در مورد انكار خود و فداكاری، بیشتر یاد بگیرم. میخواهم كتاب امثال را كه تعالیم زیادی در مورد دوستی واقعی دارد مطالعه كنم. سه واژهای كه میخواهم به خاطر بسپارم اینها هستند: انكار خود، ایثار و انضباط شخصی. ب) به عنوان یك دوست میخواهم به رشد مسئولیتهایم ادامه دهم. انجیل یوحنا به من تعلیم میدهد كه مسئولیت دارم دوستانم را به سوی معیارها و محدودیتهای شناخت عیسی مسیح و اطاعت از فرامین و تعالیم او سوق دهم. میخواهم آنچه را از خدا یاد میگیرم با آنها درمیان بگذارم. كتاب امثال چنین مرا تعلیم میدهد كه مسئولیت تراشیدن شخصیت دوستانم به عهده من است تا آنها برای خدا و سایر مردم بهترین شوند. تنها كلمهای كه میخواهم به خاطر بسپارم "تاثیر" است. میخواهم از راهی صحیح و به بهترین وجه دوستانم را تحت تاثیر قرار دهم.
قدم 5: دعا کنیددر مورد حقیقتی که خدا به ما در یوحنا 15: 13 – 15 آشکار کرده است، دعا کنیم. (در دعایتان به آنچه که در طی این بررسی کتاب مقدس دریافت کرده اید، پاسخ دهید، تمرین کنید که در فقط یک یا دو جمله دعا کنید. بیاد داشته باشید که افراد درهر گروه، در مورد حقایق متفاوتی، دعا خواهند کرد.)
به دعا در گروه های دو یا سه نفری ادامه دهید. برای یكدیگر و مردم دنیا دعا كنید.
(سر گروه: رونوشت این تکلیف را بین اعضای گروه پخش كنید و یا آن را بخوانید تا همه آن را در دفتر یادداشت خود بنویسند.) 1 ـ تعهد - متعهد باشید به اینکه شاگردان بسازید.آموخته های بررسی کتاب مقدس در ارتباط با یوحنا 15: 13 – 15 را برای یكدیگر، برای شخصی دیگر یا برای گروهی از مردم موعظه كنید، تعلیم دهید یا بررسی كنید. 2 ـ رازگاهان - هر روز نیمی از یك فصل را از قسمت اعمال رسولان 8: 1 – 11: 18 بخوانید. از روش حقیقت محبوب استفاده كنید و یادداشت بردارید. 3 ـ حفظ کردن - آیه كلام: متی 4: 4 را حفظ کنید. هر روز آخرین 5 آیه حفظی قبلی را مرور کنید. 4 ـ دعا - در این هفته برای یك شخص یا موضوعی خاص دعا كنید و شاهد كار خدا در آن مورد باشید. 5 ـ آموخته های جدید درمورد شاگردسازی را وارد دفتر(یا پوشه) خود كنید. از تمام یادداشتهای خود در مورد رازگاهان، آیات حفظی، بررسی کتاب مقدس و این تكلیف منزل یك دفتر(یا پوشه) درست كنید. |







