Dota
ورود اعضا

بروید و ملکوت خدا را موعظه کنید

بروید و کلیسای مسیح را بنا کنید

بروید و شاگردان مسیح بسازید

جستجو در سایت

آخرین نظرات ارسال شده در فروم

دریافت برنامه های رادیو

کتاب مقدس

برنامه آموزشی ‌دو

این برنامه فشرده را می‌توان هفته‌ای یكروز (یك روز كامل) ‌و یا در یك دوره فشرده آموزشی شش روزه استفاده كرد. تمام گروه را با همراهی یك سرگروه آموزش دیده، به گروه های كوچك تقسیم كنید. تعداد افراد هرگروه بین  حدود 3 یا 10 نفر باشد برای مشاهده برنامه اینجا را کلیک کنید.

برنامه آموزشی یک

یك برنامه هفتگی برای سه ماه - حدود 2 ساعت در هفته - تعداد افراد گروه بین حدود 3 تا 10 نفرباشد - هر برنامه با دعا شروع می‌شود و با دعای در پاسخ به كلام خدا و یك تكلیف برای منزل پایان می‌یابد.
مقدمه

مـــقـــدمــــه 

آیا می خواهید بعنوان شاگرد عیسی مسیح رشد كنید؟ آیا می خواهید به ایمانداران دیگر نیز كمك كنید تا در ایمانشان رشد كنند؟دراینصورت چهار كتاب دستورعمل شاگردسازی  را مطالعه كنید و مطالبش را بكار ببرید و خود را بیازمایید. عیسی شاگرد ساخت. او به مردم گفت: " بیایید و ببینید" و" از من پیروی کنید " (یوحنا 1: 39 ، 43). مردم از همه جا میآیند تا ببینند او چگونه زندگی كرد و زندگی اش را صرف چه كاری نمود، علت اینكه مردم در تمام كشورهای جهان او را پیروی می كنند این است كه آنها در می یابند عیسی كیست  و چه اعمالی انجام می دهد.او زندگی انسانها را دگرگون  می سازد، او زندگی ما را كاملا ّ دگرگون ساخت. عیسی با دعا دوازده نفر را انتخاب كرد تا شاگردانش باشند و آنها را آماده ساخت. او می خواست این شاگردان در حال رشد " با او" وقت بگذرانند، تا به كلامش گوش دهند و زندگی اش را از نزدیك ببینند، از زندگی اش سرمشق گیرند ومانند او خدمت كنند (مرقس 3: 13- 15).حدود دوسال بعد عیسی به شاگردانش ماموریتی داد: " بروید همه امتها را شاگردان بسازید" (متی 28: 18- 20) و آنها رفتند و از اورشلیم تا اقصای عالم شاگردان ساختند (اعمال رسولان 1: 8). این شاگردان هم به نوبه خود شاگردان بیشتری تربیت كردند و به مكان های دور دست دیگر رفتند و آنچه را یاد گرفته بودند به دیگران انتقال دادند (دوم تیموتائوس 2: 2)بنابراین امروزهم شاگردان خداوند عیسی مسیح در تمام كشورهای جهان درحال تربیت شاگردان جدید هستند. پولس رسول تعلیم می دهد كه عیسی مسیح به مسیحیان ماموریت مشخصی داده است:" تا قوم خدا را برای انجام خدمت آماده بسازند بطوریكه بدن مسیح بنا شود" (افسسیان 4: 11- 16).

هدف

 هدف چهار كتب دستورعمل شاگردسازی، كمك كردن به سرگروه ها در مجهز كردن ایماندارانی است كه تحت سرپرستی آنها هستند تا آنان شاگردان مسیح بشوند. شاگرد، یك مسیحی بالغ می باشد.

 این دوره، آموزش شاگردان را عملی و كاربردی می سازد چون سرگروه ها  را در موارد زیر یاری می كند:

1- هر یك از چهار كتابهای دستورعمل شاگردسازی شامل 12 درس می باشد كه می توان آنرا در 3 ماه تمام كرد.

2- آیات اشاره شده از کتاب مقدس به شاگرد کمک میکند تا عیسی مسیح و کتاب مقدس را بشناسد.

3- دستور‌العمل هایی كه با حروف پررنگ چاپ شده مثل " بخوانید"، " كشف و گفتگو كنید" به سرگروه  درهدایت گروه كمك می كند.

4- " ملاحظات " جواب مختصری به هر سوال می دهند كه می توانند بعنوان خطوط راهنما برای سرگروه مورد استفاده قرار گیرند.

5- این دوره آموزشی بطور انفرادی یا گروهی، روش هایی عملی را برای تمرین شاگردی مسیح بطور انفرادی یا گروهی تعلیم می دهد.

6- هر درس دارای یك تكلیف خارج از كلاس می باشد.

7- انتقال این دوره آموزشی به دیگران بسیار آسان است و بعد از گذراندن دروس یکی ازکتب دستورعمل شاگردسازی، فقط شاگردانی که تصمیم دارند این دوره آموزشی شاگردسازی را به یک گروه کوچک دیگر تعلیم دهند، می توانند یك نسخه از آن كتاب دستورعمل شاگردسازی را دریافت كنند.

توجه

توجه: در این دوره برای درک بهتر در زبان فارسی، از کلمه خداوند به جای " یهوه" استفاده میشود. " یهوه" نام خداوند درزبان عبرانی است

درس 15 چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه ، 2 آبان 1387 ، 22:33

درس 15

 

 دعا

 

1

 

 

سرگروه: دعا كنید و گروه خود و این دوره شاگردسازی را به حضور خدا بیاورید.

 

 

 پرستش  (20 دقیقه)

خدا صلح دهنده است

2

 

 

موضوع: خدا صلح دهنده است.

 

بخوانید:

رومیان 5: 1 – 2 ، 6 ، 8 ،  9 – 10 ؛ افــسســیان 2: 1 – 3 ، 12 – 13 ؛ كــولســـیان 1: 21 ؛ 3: 5 – 9

" دشمنان خدا "  به چه معنایی است؟ آیا همه مردم در وضعیت طبیعی خود دشمنی علیه خدا را می‌پرورانند و خدا را دشمن خود به حساب می‌آورند؟ یا اینكه خدا نسبت به  مردم در وضعیت طبیعی شان خشمگین است و آنها را دشمن خود می‌پندارد؟ پاسخ هردوی اینها است.

در وضعیت طبیعی خود همه مردم از مسیح جدا هستند از شهروندی قوم خدا محرومند و نسبت به عهدهای وعده بیگانه هستند. ناامید و بی‌خدا در دنیا، دورافتاده و در عقل خود تاریك و از حیات خدا محروم اند (‌افسسیان 2: 12 ـ 13 ؛ 4: 18). این وضعیت جدایی به دلیل نادانی یا بی‌گناهی بوجود نیامده است. قطعاً هیچ بی خدایی وجود ندارد كه بی گناه باشد. در وضعیت طبیعی همه ‌مردم با خدا غریبه هستند و همینطور كه با اعمال شریرانه خود نشان می‌دهند فطرتاّ با او دشمنی دارند (كولسیان 1: 21). مقصر خود آنها هستند كه از خدا دور مانده‌اند برای اینكه در واقع از خدا نفرت دارند و دشمن خدا بوده‌اند. وقتی خدا بارها از طریق وجدان و مكاشفه خود در طبیعت و تاریخ، خود را به آنها شناسانــــد، درهمان وضــعیت دشمنی با خدا حقیقت را با شرارتشان پایمال كردند (رومیان 1: 18 – 23). نفرت  ذاتی و درونی آنها از خدا، تنفر آنها از صدای وجدان و نادیده گرفتن حقایق در طبیعت و تاریخ، در اعمال شریرانه آنها آشكار می‌شود كه یك به یك در كولسیان 3: 5 – 9 شمرده شده‌اند. دشمنی نابخشودنی آنها كه در زندگی شریرانه‌شان نشان داده می‌شود سزاوار خشم و غضب خداست (‌رومیان 1: 18 ؛‌ كولسیان 3: 6). بنابراین در وضعیت طبیعی و عادی همه ‌مردم گناهكارند (رومیان 3: 23)‌ و " فرزندان غضب خدا " هستند (‌افسسیان 2: 3).

 

 

1 -  مصالحه در سه نوع ارتباط ضروری است.

 

الف)  خدا نخست با ما مصالحه می‌كند.

در وضعیت طبیعی و قبل از اینكه تولد تازه بیابیم، خدا ما را دشمنان خود به حساب می‌آورد. به این معنی كه خدا ما را اشخاصی می‌داند كه ارتباطی غلط با او داریم و كارهای اشتباه انجام می‌دهیم. پس خدا نسبت به ما خشمگین است. خشم یا غضب خدا متوجه همه بی‌دینان و مردمان شریر جهان است (‌رومیان 1: ‌18) خشم یا غضب خدا نسبت به همه‌ كسانی كه به عیسی مسیح ایمان نمی‌آورند و او را اطاعت نمی‌كنند باقی می‌ماند (‌یوحنا 3: 18،   36). واژه " دشمنان " (رومیان 5: 10) مشابه كلمه " بی‌دینان " (‌رومیان  5: 6) و " گناهكاران " (رومیان 5: 8)‌ است.  به هر صورت خشم یا غضب خدا هیچوقت همراه با احساس نفرت یا اعمال غیرعادلانه نیست. خشم و دشمنی خدا همیشه مقدس و كاملاّ عادلانه (‌منصفانه)  است و هیچگاه " گناه‌آلود " نیست (‌افسسیان 4: 26). عدالت (انصاف)‌ و محبت فقط در ذات الهی خدا كاملاّ با یكدیگر هماهنگ هستند.

"محبت " خدا با این حقیقت ابراز می‌شود كه او اولین قدم را دربازگشت ما به سمت خودش برداشت و با ما مصالحه نمود. این ما نیستیم بلكه خداست كه در مصالحه با ما قدم اول را برمی‌دارد. قربانی كفاره‌ای عیسی مسیح بر روی صلیب، خشم مقدس و عادلانه (‌منصفانه)‌ و دشمنی خدا برعلیه گناهان ما (‌بی‌دینی و شرارت) ‌را دور ساخت. قربانی كفاره، خشم خدا را فرو نشاند و درنتیجه خدا را با ما مصالحه داد. از طریق صلیب عیسی مسیح، خدا با ما صلح می‌كند. او دیگر ما را دشمن خودش به حساب نمی‌آورد،  او با ما آشتی كرده است.

 

 

ب)  بنابراین فقط ما می‌توانیم با خدا مصالحه كنیم.

فقط وقتی می‌توانیم با خدا آشتی كنیم كه به عیسی مسیح ایمان آوریم (‌رومیان 5: 1 – 2). با ایمان می‌پذیریم كه خدا از طریق عیسی مسیح با ما آشتی كرده و ما را با خود مصالحه داده است. امروز روح القدس كار كامل نجات مسیح در گذشته را، در زندگی ایمانداران به كار می‌گیرد. روح‌القدس سخاوتمندانه در قلبهای ما صلح ایجاد می‌كند و به عنوان ثمره كار كامل نجات مسیح در قلب ما زندگی می‌كند (‌غلاطیان 5: 22 – 23)‌. با ایمان، با خدا آشتی می‌كنیم و صلح خدا را در قلبهایمان می‌پذیریم. دیگر در ذات خود دشمن خدا نیستیم واز او نفرت نداریم. دیگر خدا را دشمن خود به حساب نمی‌آوریم.  ما با خدا آشتی كرده‌ایم.

 

پ)  سرانجام، ‌ما برروی زمین با دیگران صلح می‌كنیم.

تنها بعد از اینكه شخصاّ‌ تجربه می‌كنیم  خدا چطور با ما آشتی كرده است، می‌توانیم با دشمنانمان بر روی زمین آشتی كنیم. قبل از مرگ و قیام عیسی مسیح، ‌قوانین تشریفاتی باعث شد  یهودیان و امتها (غیریهودیان) با یكدیگر دشمن شوند. در زمینه‌های اجتماعی و مذهبی یهودیان و امتها با یكدیگر در تضاد بودند. از نظر قوانین اجتماعی و مذهبی و سنتها، زندگی در صلح  با یكدیگر برای آنهاغیرممكن بود. اما مرگ عیسی مسیح برروی صلیب قوانین شریعت را به انجام رسانید (‌متی 5: 17)‌. تشریفات شریعت را با فرامین وقوانینش نابود (‌افسسیان 2: ‌15)‌ و محو ساخت (‌كولسیان 2: 14)‌. بدین ترتیب عیسی مسیح صلح دهنده میان امتها و قومی شد كه قبلاّ‌ دشمن همدیگر بودند (‌افسسیان 2: ‌14). یهودیان و امتها كه از طریق عیسی مسیح با خدا مصالحه نموده‌اند، حالا از طریق عیسی مسیح می‌توانند با یكدیگر آشتی كنند. عیسی مسیح انتظار دارد  مسیحیان با دشمنانشان آشتی كنند و بگویند " خوشا به حال صلح کنندگان " (متی 5: 9)‌ و پــولس می‌گوید " اگر ممكن است به قدر قوه‌ خود با جمیع خلق به صلح بكوشید "‌ (رومیان 2: 18).

 

 

2-  صلح شامل دو بخش است.

 

كلمه " صلح " در کتاب مقدس به صراحت دارای دو معنی مهم است.

 

الف)  صلح به معنی نبودن چیزی بد است.

صلح به معنی نبودن نزاع و جنگ خارجی است. صلح همینطور به معنی نبودن خشم،‌ آزردگی، احساسات محرك یا تناقضات اخلاقی درونی یا غیره است. اغلب اوقات مردم جهان كلمه صلح را با نبودن جنگ و مبارزه ارتباط می‌دهند.

 

ب)  صلح به معنی وجود چیزی خوب است.

صلح به معنی وجود یكپارچگی است. صلح، ‌یكپارچگی را كه قبلاّ‌ از هم گسیخته شده دوباره ایجاد می كند. صلح احیای یك ارتباط ازهم گسیخته و از سرگیری هدفی است كه متوقف شده است. شفای احساسات جریحه‌دار، ‌برقرار كردن چیزهایی كه خدا وجود آنها را در زندگی ضروری تشخیص داده است و غیره. برای مثال وقتی در سنین كودكی والدین خود را از دست داده‌اید و احساس شكست‌خوردگی می‌كنید یا اینكه در گذشته زندگی بسیار آلوده‌ای داشته‌اید، خدا می‌تواند جراحت شما را برطرف كند و شما را دوباره كامل سازد گویی آن اتفاق غم‌انگیز هرگز رخ نداده است. خدا پدر، مادر و دوستی بهتر از پدر، مادر یا دوست زمینی است. خدا نه فقط گناهان گذشته  شما را می‌بخشد بلكه نتایج گناهان گذشته شما را محو می‌كند. او نه تنها دشمنی را محو می‌كند و نقایص شما را می‌بخشد بلكه نتایج گناهان گذشته شما را نیز محو می‌كند. ‌او دشمنی را محو می‌كند و نقایص را برطرف می‌كند. خدا نه تنها صلح دهنده‌ عظیم است بلكه شفا دهنده و كامل كننده‌ عظیم است.

 

 

3-  صلح برپایه حقیقت است نه احساسات

 

بخوانید:  ‌یوحنا 8:‌ 31 – 32 ، ‌36

 

الف)  حقیقت ابدی است.

تنها پایه و اساس پایدار صلح، حقایق کتاب مقدس هستند. فقط حقایق الهی است كه می‌تواند شما را از تمام چیزهایی كه فكرتان، احساساتتان و روابطتان را بسته آزاد كند.

 

 

ب)  احساسات قابل تغییر هستند.

احساسات شما می‌تواند بسته به تغییراتی كه  به  شرایط می‌دهید بسیار متفاوت باشد. عدم وجود صلح در شما، همیشه براساس حقیقت نیست. برای مثال، ‌اعتماد به نفس كم  یا ترس اینكه خدا به شما ‌توجه نمیکند، براساس دروغ شیطان است (یوحنا 8: 44 ‌؛ افسسیان 6: 16)‌. بعضی اوقات عدم وجود صلح در شما غیرقابل اجتناب است. برای مثال، ‌وقتی  كاری را كه در نظر خدا درست است انجام می‌دهید، ممكن است كسانی كه از كار شما متنفر هستند باز هم با شما مخالفت كنند. مخالفت، ‌تمسخر و جفا موقعیتهای صلح‌آمیزی نیستند و می‌توانند موجب احساس نگرانی،‌ ناامیدی و حتی ترس در وجود شما شوند. این چیزها برای مسیحیان اتفاق می‌افتد. صلح درونی، ایمان شما است به آنچه خدا را خشنود می‌سازد واز طرف دیگر عدم وجود صلح خارجی، احساس نگرانی شما است در مواقعی كه دیگران با ایمانتان مخالفت می‌كنند و شما باید یاد بگیرید بین این دو تمایز قائل شوید. به هر حال وقتی كاری  انجام می‌دهید كه در نظر خدا اشتباه است  یا آنچه را كه او از شما می‌خواهد باشید یا انجام دهید به تعویق می‌اندازید، منجر به عدم وجود احساس صلح و آرامش در احساسات و روابط شما می‌گردد. اما تسلیم بودن،‌ اطاعت سریع از خواسته خدا و وقف شدن جدی به آنچه خدا از شما می‌خواهد باشید یا انجام دهید، قطعاً منجر به ایجاد صلح و آرامش در احساسات و روابط شما خواهد شد. خدا نه فقط صلح دهنده اعظم شما بلكه رهاننده عظیم شما نیز هست. او می‌خواهد شما از هر آنچه اسیرتان می سازد‌،‌ آزاد شوید.

 

پرستش کنید: خدا را به عنوان صلح دهنده،‌ شفا دهنده و رهاننده بپرستید. خدا را بپرستید چون با شما صلح كرده، شما را شفا داده یا آزاد كرده است. در گروههای كوچك سه نفره پرستش كنید.

 

 

 در میان گذاشتن بركات (‌20 دقیقه)                                                                                           

                                                        اعمال رسولان

3

 

 

به نوبت و به طور خلاصه بركات یكی از رازگاهان خود را از قسمت مشخص شده (اعمال رسولان 1: 1 – 3: 10) با دیگران در میان بگذارید (یا از روی یادداشت‌های رازگاهان آن روز بخوانید).

به كسی كه بركاتش را بازگو می‌كند گوش دهید. به حرفهایش اهمیت دهید و او را بپذیرید، در مورد آنچه  در میان میگذارد، بحث نكنید.

 

 

 تعلیم  (‌70 دقیقه)‌

اعتماد به نفس مسیحی

4

 

 

الف -  مردم درمورد خودشان چه فكر می‌كنند.

 

" اعتماد به نفس " برآورد ارزش شما است. بسیاری از مردم می‌گویند" خودم را دوست ندارم "‌ یا " زندگیم بی‌ارزش است ". شما چقدر خودتان را باارزش می‌دانید؟ در مورد ارزش خودتان چطور قضاوت می‌كنید؟ آیا درمورد خودتان، اعتقادی مساعد یا نامساعد دارید؟ آیا نسبت به سایر مردم احساس پست بودن می‌كنید؟ آیا احساس می‌كنید زندگی شما هدفی ندارد؟  کتاب مقدس در مورد اعتماد به نفس چه تعلیمی می‌دهد؟

 

 

ب -  متمركز بر خدا (مسیح)

 

(‌هروقت این تصویررا می كشید، شماره‌ها را به ترتیب دنبال كنید:‌

نخـــست شماره‌های 1 تا 3  را پایـــین سپس شماره 4 را در وسط و در آخر شماره‌های 5 تا 7 را بالا).

 

 

 


7-  شخصیت من بیشتر و بیشتر شبیه مسیح می‌شود.

بخوانید: ‌افسسیان 5: ‌1 – 2 و دوم قرنتیان 3: 18 سؤال: ‌چطور می‌توانم شبیه مسیح شوم؟ با سرمشق‌گیری از مسیح با محبت زندگی می‌كنم. با منعكس كردن همیشگی مسیح دائماّ تغییر می‌كنم و بیشتر و بیشتر به شباهت مسیح درمی‌آیم.

 

6-  با رشد كردن در مسیح اعتماد به نفسم افزایش می‌یابد.

الف)  بخوانید: ‌اشعیاء 43: 4 و ارمیاء 29: 11 سؤال: ارزشیابی خدا از من چیست؟

از نظر خدا من ارزشمند هستم. از نظر خدا من مورد احترام و محبت هستم. خدا  برای زندگی من  برنامه‌ای باارزش دارد.

با باور كردن آنچه خدا در مورد من می‌گوید ارزیابی من از خودم در جهت مثبت تغییر می‌كند.

ب)  بخوانید: كولسیان 2: 6 – 7 سؤال: چگونه  " ریشه كردن " و بنا شدن در مسیح باعث رشد اعتماد به نفس شما می‌شود؟ با رشد در مسیح به سوی بلوغ، ریشه‌های من (امنیت من: احساس می‌كنم كه بی‌قید و شرط توسط خدا محبت می‌شوم)‌ عمیق‌تر و عمیقتر رشد می‌كنند و بنای من (‌اهمیت من:‌ می‌دانم كه زندگی من برای خدا بسیار باارزش است)‌ بلندتر و بلندتر می‌شود.

پ) بخوانید: عبرانیان 10: 24 – 25 سؤال: سهم برادران و خواهرانم چیست؟ با ملاقات منظم یكدیگر، با ایمانداران، محبت من نسبت به خدا، نسبت به دیگران و نسبت به خدا پیوسته رشد عمیق‌تری می‌كند و اعمال خوب من (‌وظایف من در ملكوت خدا) دائم رشد می‌كنند.

 

5-  بیشتر بر مسیح متمركز می‌شوم و نه برجهان.

بخوانید: كولسیان 3: 1 – 4 ، 23 – 24 سؤال:  تمركز من باید بر چه چیز باشد؟

باید تمركز بر مردم و سایر چیزهای دنیوی را كنار بگذارم و در عوض بر مسیح و زندگی كردن و كار كردن برای او متمركز شوم. چون می‌دانم  سرنوشت آینده من ظاهر شدن با مسیح در جلال و دریافت میراث ابدی من    است.

 

4-  تمركز خود را تغییر می‌دهم.

بخوانید: ‌اول یوحنا 1: 8 – 9 سؤال: چطور می‌توانم تمركز بر چیزهای غلط را به سمت تمركز برچیزهای         درست تغییردهم؟ مقایسه كردن خودم با سایرمردم (‌یا با خود ایده‌آل)‌ گناه است.

نتایج بسیار ناشی  از این مقایسه نیز گناه هستند.

تمركز خود را با اعتراف گناهانم، با دریافت بخشش خدا و پاك شدن تغییر می‌دهم.

 

   1-  خودم را با شخص دیگری (‌یا با خود ایده‌آل) مقایسه می‌كنم.

    این امر منجر به احساسات و افكار منفی زیر می‌شود:

    یا احساس پست بودن (‌كمتراز دیگران بودن) می‌كنم ‌یا احساس برتری (برتر از دیگران بودن)‌.

    الف)  خودم یا او را  دوست ندارم.

    ب)  از اینكه خدا اینطور مرا آفریده  راضی نیستم یا به خودم مغرورم و به خود می‌بالم.

 پ)  نسبت به آنچه او دارد حسادت می‌كنم یا آنچه را که دارد بی ارزش می بینم.

 ت)  از افكار او نسبت به خودم می‌ترسم یا نسبت به آنچه در مورد من فكر می كند، بی‌توجه هستم.

 ث)  از ضعف‌های خود انتقاد می‌كنم و خودم را خوار می‌سازم، یا از ضعفهای او انتقاد می‌كنم و او را خوار   می‌سازم.

ج)  از او دوری می‌كنم چون می‌ترسم  به من آسیب برساند و مرا رد كند، یا بی‌فكر و بی‌توجه هستم و اهمیتی نمی دهم كه ممكن است به او آسیب برسانم  و یا او را طرد كنم.

چ)  سعی می‌كنم او را راضی كنم تا مرا دوست داشته باشد و بپذیرد. یا مستبد هستم و توقع دارم (انتظار دارم)‌ كه او مرا راضی كند،‌ غیره.

 

2-  هر بار كه او را می‌بینم بدتر می‌شوم.

هر بار كه این شخص را می‌بینم بیشتر اعتماد به نفسم را از دست می‌دهم و نسبت به خودم منفی‌تر می‌شوم یا اینكه در حرف و رفتارم نسبت به مردم بیشتر متكبر و زورگو می‌شوم و غیره. به مرور زمان در زندگیم بدتر میشوم.

 

3-  شخصیت من دقیقاّ شبیه احساسم و افكارم می‌شود.

سرانجام دقیقاّ شبیه آنچه در مورد خودم فكر می‌كنم و احساس می‌كنم می‌شوم. حتی شبیه آن شخص دیگر می‌شوم.

بخوانید: غلاطیان 6: 7 – 8 سؤال: ‌چه اصولی شخصیت مرا شكل می‌دهند؟

الف)  اصل این است که:

‌وقتی مدام افكار یا الگوهای رفتاری مشخصی می‌كارم، پس  شخصیت مشابه‌ای را هم درو خواهم كرد.

ب)  مدام افكار و رفتار تحقیرآمیزی را می‌كارم كه منجر به ایجاد شخصیتی نا اطمینان، ترسان و ناراضی می‌شود. خودم را تحقیر می‌كنم و از سایر مردم می‌ترسم. اعتماد به نفس كمی دارم.

پ) مدام افكار و رفتار مغرورانه‌ای دارم كه منجر به ایجاد شخصیتی متكبر، ‌مغرور، بی‌توجه و نفرت‌انگیز می‌شود. دیگران را تحقیر می‌كنم یا بر آنها حكمرانی می‌كنم. اعتماد به نفس غلط یا كاذب دارم.

 

خلاصه: خودتان را با دیگران مقایسه نكنید بلكه بر مسیح متمركز شوید.


پ -  متمركز بر اهداف خدا

                        در مــورد من چه فكر می‌كند؟                                   خــــــدا در زندگی او چه می‌كند؟

                        در مورد من چه احساسی دارد؟                                 چطور می‌توانم كمك كنم یا سهم من       

                                                                                                چیست؟

 

 

         L              J                         

           شـــخص خود مـحور                                          شخص دیگر مـحور

           فرد " متمركز بر خود "                                      فرد " متمركز بر اهداف خدا در دیگران "                   

 

                                                                                    

بخوانید: فیلیپیان 2: 3 – 5 ،  20 – 21

كشف و گفتگو كنید: خدا دستور می‌دهد شما چكار كنید؟

ملاحظات:  خدا به شما دستور می‌دهد براهداف او در سایر مردم متمركز شوید نه فقط بر علایق خودتان. وقــتی با خودتان مشغول می‌شوید از خودتان این سؤال را بپرسید " چرا بر خودم متمركز هستم؟ " البته بعضی اوقات ممكن است هر شخص كه با مشكلات یا احساسات جریحه‌دار خود مشغول شود. پس به محبت و توجه دیگران نیاز پیدا می‌كند و باید این توجه و كمك را از دیگران بطلبد تا بعد دوباره بتواند خودش را وقف دیگران كند.

 

خلاصه: برخودتان متمركز نشوید بلكه بر اهداف خدا در سایر مردم.

 

 

ث -  متمركز بر حقایق خدا

 

1-  شما خلقت فوق‌العاده خدا هستید.

 

بخوانید: مزمور 139: 14

توجه و گفتگو كنید: خدا چقدر شما را فوق‌العاده آفرید؟ بخصوص توجه كنید كه بعضی از قسمتهای بدن شما چقدر فوق‌العاده هستند. مثل چشمها یا دستهای شما. همچنین به روح خود تــوجه كنید (‌توانایی شما برای شناخت خدا)‌، وجدانتان (‌توانایی شما برای تشخیص درست از غلط)، درك شهودی شما (توانایی شما در تشخیص فریب یا خطر به صورت شهودی) و خلاقیت شما (توانایی اختراع كردن یا ساختن چیزهای جدید).

درمیان بگذارید: چه چیزی را در مورد خودتان دوست ندارید؟

درس: دوست نداشتن طریقی كه خدا شما را با آن ساخت باعث می شود نتوانید به او اعتماد كنید. اما پذیرش شیوه ای كه خدا شما را با آن ساخته باعث می شود به او اعتماد كنید.

 

2 -  با خدا، كمبود هیچ چیز خوبی را احساس نخواهید كرد.

 

بخوانید: مزمور 23: 1 ؛ 34: 10

درمیان بگذارید: 1)  احساس می‌كنید چه كمبودهایی دارید؟  2)  وقتی احساس می‌كنید چیزی ندارید چكار می‌كنید؟ (‌برای مثال وقتی فكر می‌كنید چیزهایی مثل غذا و پناهگاه،‌ امنیت یا استراحت، كمك در وادی سایه موت و یا کمک در مقابل دشمن و یا کمک در تماس با خدا را ندارید).

گفتگو كنید: با هم در مورد راههای مختلف انسان برای جبران كمبودها گفتگو كنید. مثل سرپوش گذاشتن (نهان کردن)، سخت كار كردن، ‌افراط كردن،‌ اعتیاد، خرید کردن، ‌اقدام كردن (فعالیت) یا غیره. این راهها را با راههای روحانی كه این كمبودها را برطرف می‌كنند مقایسه كنید. مثل دعا،‌ پرستش،‌ قناعت، شكرگزاری و غیره.

درس: ‌تمركز دائمی بر چیزهایی كه تصور می‌كنید ندارید باعث یافتن اولویتهای غلط می‌شود. اما تمركز بر چیزهایی كه در مسیح دارید باعث بدست آوردن اولویتهای درست می‌شود.

 

 

 

3-  وقتی با خدا هستید برای افزایش اعتماد به نفس خود به هیچ كس یا هیچ چیز دیگر احتیاج ندارید.

 

بخوانید: غلاطیان 1: 10  ؛ ارمیاء  17: 5 –  8

درمیان بگذارید: برای برطرف كردن نیاز پذیرش خود توسط  سایر مردم چه می‌كنید؟

گفتگو كنید: چگونه انسان تمایل دارد تسلیم اینگونه احساسات بشود احساساتی نظیر: چشم دوختن به تنگی ها، ‌راضی كردن دیگران، جبران ضعف‌های اجتماعی از طریق مادیات یا فرار از مردم به طرف فعالیتهایی كه شما را برای خدمت كردن مسیح بی‌كفایت می‌كند؟

درس: دوست داشتن یا نداشتن دیگران  با انگیزه اشتباه، باعث بی‌كفایتی شما در خدمت كردن به مسیح می‌شود. متمركز شدن مدام بر خود (پذیرش خود)، منجر به بی ثمر بودن می‌شود. اما وقتی مسیح، " چشمه " (مزمور 36: 9 ؛ یوحنا 7: 37- 39) یا "  تاك " (یوحنا 15: 5) زندگی شما است، زندگی شما میوه بسیار خواهد آورد.

 

خلاصه: به ارزشهای دنیوی اعتماد نكنید، بلكه بر حقایق خدا و ارزشــهای کتاب مقدس متمركز شوید.

 

 

 دعا  (8 دقیقه)

دعای در پاسخ به كلام خدا

5

 

به نوبت در تمام گروه یا درحالیكه به گروه‌های دو یا سه نفری تقسیم شده‌اید با دعا‌های كوتاه، حقایقی را كه امروز یاد گرفته‌اید به حضور خدا بیاورید.

 

 

6

 تكلیف منزل (2 دقیقه)

برای درس بعدی

 

(سر گروه: رونوشت این تکلیف را بین اعضای گروه پخش كنید و یا آن را بخوانید تا همه آن را در دفتر یادداشت خود بنویسند.)

1 ـ    تعهد -  متعهد باشید به اینکه شاگردان بسازید. آموخته های درس " اعتماد به نفس مسیحی " را برای یكدیگر، برای شخصی دیگر یا برای گروهی از مردم موعظه كنید، ‌تعلیم دهید یا بررسی كنید.

2 ـ    رازگاهان - هر روز نیمی از یك فصل را از قسمت اعمال رسولان 3: 11 – 7: ‌60 بخوانید. از روش حقیقت محبوب استفاده كنید و یادداشت بردارید.  

3 ـ    بررسی  کتاب مقدس -  درس بعدی بررسی  کتاب مقدس را در خانه آماده كنید. (یوحنا 15: 13 – 15)  "خصوصیات دوستی مسیحی  چیست؟" از روش 5 قدم  بررسی کتاب مقدس استفاده کنید و یادداشت  بردارید.

4 ـ    دعا -  در این هفته برای یك شخص یا موضوعی خاص دعا كنید و شاهد كار خدا در آن مورد باشید.
(مزمور 5: 3)

5 ـ    آموخته های جدید درمورد شاگردسازی را  وارد دفتر(یا پوشه) خود كنید. از تمام یادداشت‌های خود در مورد پرستش، رازگاهان، یادداشتهای تعلیمی و این تكلیف منزل یك دفتر(یا پوشه)  درست كنید.