- مقدمه
-
مـــقـــدمــــه
آیا می خواهید بعنوان شاگرد عیسی مسیح رشد كنید؟ آیا می خواهید به ایمانداران دیگر نیز كمك كنید تا در ایمانشان رشد كنند؟دراینصورت چهار كتاب دستورعمل شاگردسازی را مطالعه كنید و مطالبش را بكار ببرید و خود را بیازمایید. عیسی شاگرد ساخت. او به مردم گفت: " بیایید و ببینید" و" از من پیروی کنید " (یوحنا 1: 39 ، 43). مردم از همه جا میآیند تا ببینند او چگونه زندگی كرد و زندگی اش را صرف چه كاری نمود، علت اینكه مردم در تمام كشورهای جهان او را پیروی می كنند این است كه آنها در می یابند عیسی كیست و چه اعمالی انجام می دهد.او زندگی انسانها را دگرگون می سازد، او زندگی ما را كاملا ّ دگرگون ساخت. عیسی با دعا دوازده نفر را انتخاب كرد تا شاگردانش باشند و آنها را آماده ساخت. او می خواست این شاگردان در حال رشد " با او" وقت بگذرانند، تا به كلامش گوش دهند و زندگی اش را از نزدیك ببینند، از زندگی اش سرمشق گیرند ومانند او خدمت كنند (مرقس 3: 13- 15).حدود دوسال بعد عیسی به شاگردانش ماموریتی داد: " بروید همه امتها را شاگردان بسازید" (متی 28: 18- 20) و آنها رفتند و از اورشلیم تا اقصای عالم شاگردان ساختند (اعمال رسولان 1: 8). این شاگردان هم به نوبه خود شاگردان بیشتری تربیت كردند و به مكان های دور دست دیگر رفتند و آنچه را یاد گرفته بودند به دیگران انتقال دادند (دوم تیموتائوس 2: 2)بنابراین امروزهم شاگردان خداوند عیسی مسیح در تمام كشورهای جهان درحال تربیت شاگردان جدید هستند. پولس رسول تعلیم می دهد كه عیسی مسیح به مسیحیان ماموریت مشخصی داده است:" تا قوم خدا را برای انجام خدمت آماده بسازند بطوریكه بدن مسیح بنا شود" (افسسیان 4: 11- 16).
- هدف
-
هدف چهار كتب دستورعمل شاگردسازی، كمك كردن به سرگروه ها در مجهز كردن ایماندارانی است كه تحت سرپرستی آنها هستند تا آنان شاگردان مسیح بشوند. شاگرد، یك مسیحی بالغ می باشد.
این دوره، آموزش شاگردان را عملی و كاربردی می سازد چون سرگروه ها را در موارد زیر یاری می كند:
1- هر یك از چهار كتابهای دستورعمل شاگردسازی شامل 12 درس می باشد كه می توان آنرا در 3 ماه تمام كرد.
2- آیات اشاره شده از کتاب مقدس به شاگرد کمک میکند تا عیسی مسیح و کتاب مقدس را بشناسد.
3- دستورالعمل هایی كه با حروف پررنگ چاپ شده مثل " بخوانید"، " كشف و گفتگو كنید" به سرگروه درهدایت گروه كمك می كند.
4- " ملاحظات " جواب مختصری به هر سوال می دهند كه می توانند بعنوان خطوط راهنما برای سرگروه مورد استفاده قرار گیرند.
5- این دوره آموزشی بطور انفرادی یا گروهی، روش هایی عملی را برای تمرین شاگردی مسیح بطور انفرادی یا گروهی تعلیم می دهد.
6- هر درس دارای یك تكلیف خارج از كلاس می باشد.
7- انتقال این دوره آموزشی به دیگران بسیار آسان است و بعد از گذراندن دروس یکی ازکتب دستورعمل شاگردسازی، فقط شاگردانی که تصمیم دارند این دوره آموزشی شاگردسازی را به یک گروه کوچک دیگر تعلیم دهند، می توانند یك نسخه از آن كتاب دستورعمل شاگردسازی را دریافت كنند.
- توجه
-
توجه: در این دوره برای درک بهتر در زبان فارسی، از کلمه خداوند به جای " یهوه" استفاده میشود. " یهوه" نام خداوند درزبان عبرانی است
| درس 14 |
|
|
| پنجشنبه ، 2 آبان 1387 ، 22:31 | ||||||||||||
|
درس 14
سر گروه: دعا كنید و گروه خود و این دوره شاگردسازی را به حضور خداوند بیاورید.
به نوبت و به طور خلاصه بركات یكی از رازگاهان خود را از قسمت مشخص شده (یوحنا 18: 28- 21: 25)، با دیگران در میان بگذارید (یا از روی یادداشتهای رازگاهان آن روز بخوانید). به كسی كه بركاتش را بازگو میكند گوش دهید. به حرفهایش اهمیت دهید و او را بپذیرید، در مورد آنچه در میان میگذارد، بحث نكنید.
الف – تعمق
آیه حفظی: مسیح – دوم قرنتیان 5: 17 متن آیه: " پس اگر كسی در مسیح باشد، خلقت تازهای است، چیزهای كهنه در گذشت،اینك همه چیز تازه شده است. "
1) چگونه ارتباط پولس با مسیح تغییر كرد؟ قبل از تبدیل پولس، او یك فریسی متعصب بود. شناخت او از مسیح كاملاّ " به حسب جسم " بود. به همین دلیل به عیسی مسیح " به حسب جسم " هماهنگ با معیارهای ظاهری دنیا نگاه میكرد (دوم قرنتیان 5: 16). دنیا طبق ظاهر خارجی مردم بر آنها قضاوت میكند و نه بر طبق آنچه آنها واقعاً در قلبشان میباشند. چون عیسی یك نجار بود آنها او را به عنوان یك معلم رد كردند. چون عیسی در یكی از مدارس ربیها تعلیم ندیده بود حكمت او را رد كردند. چون عیسی دوست گناهكاران و باجگیران بود او را هم گناهكار به حساب آوردند. این دقیقاّ چیزی است كه عیسی مسیح به فریسیان گفت " لیكن شما نمیدانید از كجا آمدهام و به كجا میروم. شما به حسب جسم حكم میكنید اما من بر هیچ كس حكم نمیكنم " (یوحنا 8: 14 – 15). به هرحال در زمان تبدیل، پولس، عیسی مسیح را رو در رو دید (اعمال رسولان 26: 12 – 18). از آن به بعد او دیگر مثل قبل به عیسی مسیح نگاه نمیكرد.
2) " در مسیح " بودن یعنی چه؟ از نقطه نظرآسمان مردم تنها دو نوعند. مردم یا " در مسیح " هستند یا " در دنیا ". سؤال بزرگ این است " آیا شما در مسیح هستید؟ " به این معنی كه " آیا تولد تازه دارید؟ " ، " آیا روحالقدس را دارید؟" (دوم قرنتیان 13: 5) ، " آیا شما خلقت تازهای هستید؟ " ، " آیا چیزهای كهنه در گذشته است؟ " ، " آیا همه چیز تازه شده است؟ " این مطلبی است كه آیه 17 در مورد آن سخن میگوید. راه وارد شدن " در مسیح " ایمان آوردن به عیسی مسیح، به مرگ وقیام او برای شما است. از طریق ایمان به مرگ و قیام عیسی مسیح، شخص با عیسی مسیح متحد میشود. از لحظهای كه یك شخص به عیسی مسیح ایمان میآورد او " در مسیح " است. عبارت " درمسیح " كوتاهترین توصیف از نجات مسیحی و خلاصه كوتاهی از ثروت بیپایان آن است. عیسی مسیح هر که هست و هر آنچه عیسی مسیح انجام داده است، بزرگترین نتایج را برای آن فردی که شما بایستی بشوید، دارد. مثالها: چون عیسی مسیح مرد، شما مردید. چون عیسی مسیح مجازات گناهان شما را برخود گرفت، شما بخشیده شده و عادل شمرده شدید و هرگز محكوم نخواهید شد. چون عیسی مسیح قیام كرد، روح شما قیام كرده است، تولد تازه یافته یا خلقتی تازه یافته اید و جسم شما با آمدن ثانویه عیسی مسیح قیام خواهد كرد. چون عیسی مسیح تنها كسی است كه خدا از او كاملاّ خشنود است، خدا نیز حالا شما را میپذیرد و از شما خشنود میباشد. چون عیسی مسیح شریر را به بند كشید شما هم میتوانید در برابر شریر مقاومت كنید و همراه با عیسی مسیح مردم را از ملكوت ظلمت رهانیده و به ملكوت مسیح یعنی ملكوت نور بیاورید. چون عیسی مسیح حقیقت است، حالا شما حقیقت خدا، حقیقت خودتان، حقیقت دنیا و حقیقت آینده را میدانید. چون عیسی مسیح وارث است شما در میراث او، یعنی آسمان و زمین جدید، شریك خواهید بود. چون عیسی مسیح پادشاه ملكوت خدا است شما با او سلطنت خواهید كرد. در این جهان هركس اگر بخواهد میتواند " در مسیح " باشد. تمام آن چیزی كه لازم است این شخص انجام دهد، ایمان آوردن به عیسی مسیح و تسلیم كردن قلب و زندگیش به او است. ایمان آورید كه او مرد تا گناهان شما آمرزیده شود و او قیام كرد تا زندگی تازه بیابید.
3) كدام چیزهای كهنه در گذشته است؟ خلقت تازه چنین توصیف شده است " چیزهای كهنه در گذشته است ". به زبان یونانی این جمله در زمان گذشته نوشته شده و بیانگر این است كه چیزهای كهنه با یك اتفاق مشخص یعنی با تجربه تولد تازه درگذشته است. چیزهای کهنه، تبعیضات قدیمی، تعصبـــات، سوء تفاهمات و بندگی راههای زندگی قبل از تولد تازه، هستند که در گذشته اند. عیسی مسیح برای گناهان همه ایمانداران مرد (اول پطرس 2: 24). پس هر مسیحی از هم اكنون خلقت تازهای است و دیگر برای خودش زندگی نمیكند بلكه برای عیسی مسیح كه برای او مرد (آیه 15) رابطه او با خودش تغییر كرده است. دیگر فقط از نقطه نظر دنیوی عیسی مسیح نگاه نمیكند (آیه 16). رابطه او با عیسی مسیح تغییر كرده است. او دیگر به سایر مردم نیز از دیدگاه دنیوی نگاه نمیكند (آیه 16). رابطه او با سایر مردم هم تغییر كرده است.
4) كدام چیزها تازه شده است؟ خلقت تازه چنین توصیف شده است " همه چیز تازه شده است. " به زبان یونانی این جمله در زمان گذشته نوشته شده و بیانگر این است كه چیزهای كهنه تازه شده و به تازه بودن خود در زمان حال و تا به ابد ادامه میدهند. تازگی خلقت جدید خدا، شبیه چیزهای تازهای نیست كه ما میخریم و طی گذشت زمان شروع به كهنه و قدیمی شدن میكنند. این خلقت هرگز پژمرده، فاسد یا هلاك نخواهد شد (اول پطرس 1: 3 – 4). این تازگی و طراوت تا به ابد باقی میماند. زندگی تازه در عیسی مسیح چقدر فوقالعاده است. دیگر مسیحیان سعی نمیكنند شریعت را نگه دارند (غلاطیان 6: 14 – 15) اما در عوض با فیض خدا زندگی میكند (یوحنا 1: 16 – 17). یك مسیحی در ارتباط با سایر مردم دارای زندگی عادلانه و در ارتباط با خدا دارای زندگی مقدس است (افسسیان 4: 24). او میتواند طبق نقشه خدا زندگی كند و نقشه خدا را از طریق انجام كارهای خوبی كه خدا به او محول كرده به انجام برساند (افسسیان 2: 10).
1- بنویسید: آیه کتاب مقدس را روی یك كارت سفید یا یك صفحه از دفترچه یادداشتتان بنویسید. 2- حفظ كنید: آیه کتاب مقدس را به شیوه صحیح حفظ کنید. (مسیح: دوم قرنتیان 5: 17) را حفظ كنید. 3- مرور كنید: به گروه های کوچک دو نفری تقسیم شوید و آخرین آیه حفظی را از یكدیگر بپرسید.
با استفاده از روش 5 قدم بررسی کتاب مقدس، اول قرنتیان 13: 1 – 13 را با یكدیگر بررسی كنید.
قدم 1: بخوانید بخوانید: اول قرنتیان 13: 1 – 13 را با هم بخوانیم. هر یک به نوبت یك آیه بخوانید تا تمام قسمت خوانده شود.
قدم 2: كشف كنید توجه كنید: چه حقیقتی در این قسمت برای شما مهم است؟ یا كدام حقیقت در این قسمت ذهن یا قلب شما را تحت تأثیر قرار میدهد؟ بنویسید: یك یا دو حقیقتی را كه درك میكنید، كشف نمایید، در مورد آنها فكر كنید و افكارتان را در دفتر یادداشت خود بنویسید. در میان بگذارید: (بعد از اینكه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد، به نوبت بركاتشان را با هم در میان بگذارند). به نوبت بركات خود را از نكاتی كه كشف كردیم با یکدیگردر میان بگذاریم. (موارد زیر، مثال دو شخصی است كه بركاتشان را با یكدیگر در میان میگذارند. به خاطر داشته باشید: در هر گروه كوچك اعضای آن گروه نكات مختلفی را با هم در میان میگذارند كه نباید لزوماّ یکسان باشند.) كشف 1) یك حقیقت مهم از نظر من در اول قرنتیان 13: 1 – 3 است. محبت با هفت چیز مقایسه شده است كه از نظر مردم دنیا بسیار مهم به شمار میروند. (به زبانها سخن گفتن، نبوت کردن، کشف اسرار، داشتن علم و حکمت، آشکار کردن ایمان، دادن دارایی خود به فقرا، زندگی خود را فدا کردن). اما اگر من همه این كارها را بتوانم انجام دهم و محبت نداشته باشم، هیچ هستم. هیچ كاری كه دارای ارزش جاودانی باشد انجام نمیدهم. اگر فصیحانه سخن بگویم و افكارو قلوب مردم را با سخنرانیام تكان دهم اما محبت نداشته باشم كلماتم توخالی است و هیچكس را ترغیب نخواهد كرد. اگر تمام داراییام را به فقرا بدهم اما محبت نداشته باشم، فقط خود را از دست یك وجدان گناهكارخلاص میكنم یا احساس همدردی ناشی از بدبختی آنها را از بین می برم. اگر مبشر شوم و قربانیهای بزرگ تقدیم كنم و حتی زندگیم را در موقعیتهای مشكل یا جفا از دست بدهم اما محبت نداشته باشم هیچ سود نمیبرم. اگر تمام این قربانیها را بگذرانم اما محبت نداشته باشم، ارزشمند نخواهد بود.
كشف 2) از نظر من در اول قرنتیان 13: 8 – 13 یك حقیقت مهم وجود دارد. محبت به عنوان بزرگترین دارایی معرفی شده است. دلیل اینكه محبت بزرگترین دارایی است ابدی بودن آن است. آیه 8 میگوید " محبت هرگز ساقط نمیشود " یعنی هیچگاه پایان نمیپذیرد. سایر چیزهایی كه تمام مردم در سرتاسر جهان، جزو داراییهای مهم میشمارند پایان خواهند یافت. نبوتها وقتی انجام میشوند پایان میپذیرند. چون كارشان را كامل كردهاند و چیز بیشتری برای گفتن ندارند. زبانهای انسانها یا فرشتگان پایان خواهند یافت. حتی زبانی كه اول قرنتیان 13 با آن نوشته شده است یعنی یونانی رایج، دیگر زیاد برای سخن گفتن استفاده نمیشود. علم بسیار مهم شمرده میشود و مردم برای كسب آن سالها را در مدارس و دانشگاهها میگذرانند و برای بدست آوردن آن، هر روز ساعتها صرف خواندن روزنامه و تماشای تلویزیون میكنند. با این وجود تمام علم پایان میپذیرد. روزنامههای دیروز را آتش میزنند و كتابهای علمی ده سال پیش منسوخ شده و به عنوان كاغذ باطله فروخته میشوند. تمام علوم به زودی قدیمی شده و عملكرد آنها پایان میپذیرد. پولس رسول میتوانست مثالهای بیشتری بیاورد. او به پول، موفقیت، قدرت یا شهرت اشارهای نكرد. همه این چیزها تمام خواهد شد. پولس نمیگوید كه این چیزها به خودی خود نادرست هستند، بلكه فقط منظورش این است كه ابدی نیستند. جان غیرفانی بایستی خودش را وقف چیزهای غیرفانی كند. فقط سه چیز غیرفانی و ابدی است: ایمان، امید و محبت. محبت از همه عظیمتر است چون " خدا محبت است. "
قدم 3: سؤال کنید توجه كنید: در این متن چه سؤالاتی در زمینههای مختلف وجود دارند كه مایلید در گروه آنها را بپرسید؟ سعی كنیم تمام حقایق مربوط به اول قرنتیان 13: 1 – 13 را درك كنیم و در مورد آنچه نمیفهمیم، سؤالهای خود را مطرح كنیم. بنویسید: تا آنجایی كه امكان دارد سؤالهای خود را واضح و صریح مطرح کنید و سپس آنها را در دفتر یادداشت خود بنویسید. در میان بگذارید: (بعد از این كه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد اجازه دهید كه هر كدام ازافراد سؤال خود را برای دیگران مطرح سازد). گفتگو كنید: (سپس چند سؤال را از بین همه سؤالها انتخاب كنید و سعی كنید با گفتگو كردن در مورد آنها در گروه، جوابی برایشان پیدا كنید. درادامه نمونههایی از سؤالهایی كه شاگردان ممكن است بپرسند و همچنین ملاحظاتی در رابطه با آن مباحث آمده است.)
سؤال 1) (اول قرنتیان 13: 4) " محبت حلیم است " به چه معنایی است؟ ملاحظات: حلم محبتی است كه میتواند منتظر بماند. حلم به عنوان اولین بخش محبت فهرست شده است چون معمولاّ محبت از آنجا شروع میشود. محبت مهربانی را تحمیل نمیكند اما میتواند با انتظار، مهربانی را نشان دهد. محبت با عجله دست به عمل نمیزند بلكه با انتظار برای وقتشناسی خدا خود را بروز میدهد. پس حلم وسیلهای است كه خدا برای كنترل ابراز محبت از آن استفاده میكند. حلم منتظر كارخدا در زندگی و مشكلات مردم میماند. درحالیكه حلم منتظر میماند، خود را با زیور زیبای تواضع و روحی آرام ابراز میكند. حلم مشكلاتی مانند خشم، درد و ضعفهای مردم را تحمل میكند بدون اینكه حساس، ناامید یا خشمگین شود.
سؤال 2) (اول قرنتیان 13: 4) " محبت مهربان است " به چه معنایی است؟ ملاحظات: مهربانی محبتی است كه دست به عمل میزند. مهربانی راهی برای مفید بودن و انجام كارهای خوب است. کتاب مقدس به ما میگوید كه عیسی چگونه به اطراف میرفت وكارهای خوب انجام میداد (اعمال رسولان 10: 38). او بیماران را شفا میداد، دیوزدهها را آزاد میكرد و انجیل را به فقرا بشارت میداد (متی 11: 4 – 5). مهربانی، به جای منتقد و زننده بودن، صمیمی و آرام است. نمیتوانید با همه دوست باشید اما میتوانید نسبت به همه ملایمت داشته باشید (فیلیپیان 4: 5). مهربانی فرصت خوشحال كردن دیگران را از دست نمیدهد. شخصی نوشته است " فقط یكبار به این دنیا میآیم ". پس بگذارید هر كار خوب یا مهربانی كه میتوانم نسبت به انسانها نشان دهم همین الآن انجام دهم. آن را به تاخیر نمیاندازم و از آن غافل نمیشوم چون دوباره از این راه عبور نخواهم كرد.
سؤال 3) (اول قرنتیان 13: 4) محبت حسد نمیپذیرد (حسود نیست) یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه فخر فروشی نمیكند بزرگوار است. بزرگواری محبتی است در رقابت با دیگران. هر وقت تلاش میكنید كارهای خوبی انجام دهید در مییابید كه بعضی انسانهای دیگر هم هستند كه میتوانند همین كارها را بهتر از شما انجام دهند. نسبت به آنها حسادت نكنید. حسادت، احساس ارادهای بیمارنسبت به آنانی است كه با شما در زمینههای مشابهای مشغول فعالیت هستند. حسادت روح به چنگ آوردن چیزهایی است كه متعلق به دیگری است یا از بین بردن اعتبار یا احترامی است كه دیگری سزاوار آن است. بزرگواری نسبت به آنچه كه خود هست، آنچه كه دارد و آنچه كه میتواند انجام دهد قانع و شكرگزار است. بزرگواری آزرده نمیشود بلكه قدر آنچه را كه دیگران هستند، دارند و میتوانند انجام دهند، میداند.
سؤال 4) (اول قرنتیان 13: 4) " محبت كبر ندارد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه كبر ندارد متواضع است. تواضع، محبت در زمانی است كه شما كاری را انجام دادهاید. بعد از اینكه حلم، مهربانی و بزرگواری را نشان دادید به وجود این محبت نیاز هست. تواضع، نسبت به آنچه انجام شده است سكوت میكند. تواضع كمالات و فضایل خود را در حد معمولی ارزشیابی میكند. اغراق نمیكند. بیش از اندازه علم خود را به دیگران نشان نمیدهد. عملاّ سعی نمیكند كه تحسین دیگران را نسبت به خود برانگیزد. فخرفروشی یا خودنمایی نمیكند. عمداّ توجه دیگران را به سوی خود جلب نمیكند.
سؤال 5) (اول قرنتیان 13: 4) " محبت غرور ندارد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه مغرور نباشد فروتن است. فروتنی، محبت قبل از انجام عمل است. فروتنی قوتهای خودرا تبلیغ نمیكند و ضعفهای خود را پنهان نمیسازد. فروتنی نسبت به آنچه میتواند انجام دهد واقع بین است. فروتنی از اهمیت، تواناییها، دارایی یا كمالات خود تبلیغ نمیكند. فروتنی خودش را متكبرانه ابراز نمیكند. فروتنی به دیگران زور نمیگوید و آنها را دست كم نمیگیرد.
سؤال 6) (اول قرنتیان 13: 5) " محبت اطوار ناپسندیده ندارد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه اطوار ناپسندیده ندارد با نزاكت است. نزاكت، محبت در تبادلات اجتماعی است. نزاكت داشتن محبت درچیزهای كوچك است. نزاكت، داشتن رفتار و تدبیر خوب در هر موقعیت است. نزاكت باادب، مهربان، ملاحظهگر و همدرد در رفتار و برخورد با دیگران است. نزاكت نسبت به عادتها، فرهنگ و ارزشهای سایر مردم حساس است. برای نیازهای سایر مردم و احساسات آنها فكر میكند. نزاكت گذرنامهای است كه اجازه میدهد شما با هر اجتماعی آمیخته شوید.
سؤال 7) (اول قرنتیان 13: 5) " محبت نفع خود را طالب نمیباشد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه نفع خود را طالب نمیباشد از خود گذشته است. از خودگذشتگی، محبت در برخورد با حقوق دیگران است. از خودگذشتگی حقوق خود را جستجو نمیكند. به دنبال چیزهای بزرگ برای خود نیست. هیچ عظمتی در این چیزها نیست. عظمت تنها در خدای از خود گذشته است. از خودگذشتگی به دنبال گسترش هدف و ملكوت خدا در بین سایر مردم است. از خودگذشتگی به دنبال جاهطلبیهای خودخواهانه، مقام دوستی، موقعیت اجتماعی، قدرت، شهرت، دارایی و لذت نیست. از خودگذشتگی نه فقط به دنبال نفع خود نیست بلكه به هیچ دلیلی از دیگران سوءاستفاده نمیكند. مردم دنیا به دنبال شادی هستند و فكر میكنند كه شادی در داشتن، به جایی رسیدن و خدمت شدن است. هیچ شادی در داشتن یا به جایی رسیدن نیست بلكه فقط دربخشیدن و خدمت كردن است. عیسی گفت " هركه میخواهد در میان شما مقدم باشد غلام شما باشد " (متی 20: 26).
سؤال 8) (اول قرنتیان 13: 5) " محبت خشم نمیگیرد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه به آسانی خشمگین نمیشود بردبار است. بردباری، محبت در خلق وخوی یك شخص است یعنی در طبیعت خارجی شخص. هیچ چیز مخربتر از خلق و خوی شریرانه در ذات انسان نیست. خلق و خوی شریرانه روابط، خانوادهها و حتی جوامع را از هم میپاشد. ازدواجها، دوستیها و همسایگیها را تباه میكند. عظیمترین قدرت برای ایجاد بدبختی در وجود بشری است. خلق و خوی شریرانه شامل زود رنجی، خشم، ستمگری، حق به جانب بودن، لجاجت، تنفر، روح عدم بخشش و افسردگی است. خلق وخوی شریرانه نشانه وجود یك مشكل عمیقتر است. فساد پنهانی را برملاء میكند كه در یك لحظه نسنجیده آشكار میشود. وجود قلبی تغییر نیافته و بیحاصل را آشكار میكند. فقط با دادن تمام قسمتهایهای زندگیتان به مسیح است كه، او میتواند خلق و خوی شما را تغییر دهد و محبت به طبیعت درونی شما جاری خواهد شد. بردباری، جراحات و صدماتی كه توسط دیگران یا در شرایط مختلف ایجاد میشوند، صبورانه تحمل میكند. بردباری به راحتی عصبانی نمیشود و عكسالعمل منفی نشان نمیدهد. بردباری آنچه دیگران میگویند یا انجام میدهند سریع تفسیر نمیكند و به عنوان حملات شخصی در نظر نمیگیرد.
سؤال 9) (اول قرنتیان 13: 5) " محبت سوءظن ندارد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه سوء ظن ندارد بخشنده است. محبت بخشاینده محبتی است كه روابط را به هم نمیزند. بعضی از مردم فهرست بلند بالایی را نزد خود نگه میدارند كه شامل اشتباهاتی است كه دیگران نسبت به آنها انجام دادهاند. آنها نفرت خود را بی وقفه تخلیه میكنند. به شدت از حق به جانب بودن خودشان دفاع میكنند و بارها و بارها سعی میكنند طرفداری شما را نسبت به خودشان و برعلیه خاطی بدست آورند. آنها آدمهای تلخی هستند. عبرانیان 12: 15 هشدار میدهد كه این انسانهای تلخ مشكل ایجاد می كنند. بسیاری را آلوده میسازند. در مورد همه، سوءظن ایجاد می كنند. باعث از هم پاشیدگی روابط میشوند و فضا را با غیبت، شایعات كاذب و تهمتآلوده میكنند. فقط محبت خدا میتواند چنین بیماری را شفا بخشد. فقط وقتی شخص میتواند ببخشد و فراموش كند كه پی میبرد خدا گناهان او را بخشیده و دیگر آنها را به یاد نمیآورد. محبت بخشاینده، خاطی را بسرعت میبخشد و فراموش میكند. محبت بخشاینده، تلخ و نفرتانگیز نیست. كینهای نیست و چیزهای غلط كهنه را به خاطر نمیآورد.
سؤال 10) (اول قرنتیان 13: 6) " از ناراستی خوشوقت نمیگردد ولی با راستی شادی میكند " یعنی چه؟ ملاحظات: محبتی كه از ناراستی خوشوقت نمیگردد ولی با راستی شادی میكند صداقت دارد. صداقت، محبت درمیان ضعفها و شكستها است. صداقت میداند كه هر شخص دارای ضعفهایی است و همه بعضی مواقع شكست میخورند. صداقت هیچوقت با اشتباهات یا شكستهای دیگران دلش شاد نمیشود و احساس پیروزی نمیكند. درعوض، وقتی دیگران در راستی و عدالت پیشرفت میكنند، صداقت شادی میكند.
سؤال 11) (اول قرنتیان 13: 7) " محبت همیشه محافظت میكند " یعنی چه؟ ملاحظات: محبت دلسوز، محبت نسبت به انسانهای بیاحتیاط است. این محبت هر نوع تهدید را از دیگران دور میكند. درمقابل هر چه كه دیگران را ناراضی میكند سكوت میكند. از اعتبار دیگران حفاظت میكند و درمورد دیگران غیبت نمیكند.
سؤال 12) (اول قرنتیان 13: 7) " محبت همه را باور مینماید " یعنی چه؟ ملاحظات: محبت خوشبین، محبت نسبت به آدمهای بدگمان است. انسانهایی كه شما را تحت تاثیر قرار میدهند كسانی هستند كه به شما اعتماد دارند. اما انسانها در فضای بدگمانی پژمرده میشوند. بدون اینكه چیزی را كاملاّ بدانند، بعضی اوقات فكر میكنند انگیزهها یا مقاصد سایر اشخاص شریرانه است. به هرحال محبت خوشبین، درمورد سایر اشخاص خوب و مثبت فكر میكند و بدون دلیل قانع كننده نسبت به نیت یا اعمال دیگران، مضنون و بدگمان نیست. محبت خوشبین همیشه با درمیان گذاشتن عمیقترین افكار و احساسات و مشكلات و ضعفهایش، خودش را در معرض خطر قرار میدهد. آنها میتوانند از این حقیقت سوء استفاده كنند اما چون شما آنها را دوست دارید به آنها اعتماد میكنید.
سؤال 13) (اول قرنتیان 13: 7) " محبت در همه حال امیدوار میباشد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبت امیدوار، محبت نسبت به آدمهای حق به جانب است. آدمهای حق به جانبی كه فكر میكنند همیشه حق با آنها است و دیگران همیشه در اشتباه میباشند. هركس به آسانی دچار اشتباه میشود و هیچكس نمیتواند همیشه درست عمل كند. انسان حق به جانب ازدیگران انتظار ندارد كه عوض شوند. بدتر اینكه او نمیخواهد آنها عوض شوند تا همیشه فكر كند كه حق به جانب خودش است. به هرحال محبت امیدوار هیچوقت از كسی به عنوان اصلاحناپذیر خسته نمیشود بلكه در عوض انتظار دارد خدا در او كار كند و او را عوض كند. محبت امیدوار هیچگاه در مشكلات ناامید نمیشود، بلكه از خدا انتظار دارد از طریق آن وضعیت دشوار بهترین نقشه خودش را به انجام برساند.
سؤال 14) (اول قرنتیان 13: 7) " محبت هر چیز را متحمل میباشد " یعنی چه؟ ملاحظات: محبت با استقامت محبتی است كه با گذشت زمان سنجیده میشود. محبت با استقامت همیشه كارهایی میكند كه در نظر خداوند صحیح است و از انجام كارهای خوب، ثمر آوردن، دویدن در مسابقه ایمان و در برخورد با تجربه یا وسوسه خسته نمیشود. محبت با استقامت حقیقتاّ پایان نمیپذیرد. محبت، هوس لحظهای نیست قدرتی ضروری در زندگی روزمره یك مسیحی است.
سؤال 15) (اول قرنتیان 13: 8) " محبت هرگز ساقط نمیشود " یعنی چه؟ ملاحظات: محبت پایدار، خلاصه محبت است. محبت تا به ابد میماند. همیشه در دسترس است و به اثرات بیش از حد خود ادامه میدهد و همه كسانی كه آنرا دارند كاملاّ خشنود میسازد. محبت هرگز پایان نمیپذیرد چون خدا محبت است.
قدم 4: به كارببرید توجه كنید: كاربرد چه حقایقی در این قسمت برای مسیحیان امكان پذیر است؟ در میان بگذارید و بنویسید: افكار خود را صریحاً با هم در میان بگذارید و فهرستی از كاربردهای امكان پذیر بر اساس (اول قرنتیان 13: 1 – 13) تهیه كنید. توجه كنید: خدا از شما می خواهد كدامیک از كاربردهای امكان پذیر را تبدیل به یك كاربرد شخصی بكنید؟ بنویسید: این كاربرد شخصی را در دفتر یادداشت خود بنویسید. كاربرد شخصی خود را بدون دغدغه با دیگران در میان بگذارید. به یاد داشته باشید كه افراد در هر گروه، كاربرد حقایق متفاوتی را پیدا می كنند وحتی از یك حقیقت كاربردهای متفاوتی می یابند. (فهرست زیرنمونه هایی از كاربردهای امکان پذیر در این قسمت از کتاب مقدس میباشند).
نمونه هایی از كاربردهای امكان پذیر (اول قرنتییان13 : 1 – 13)
نمونه هایی از كاربردهای شخصی
الف) وقتی بچهها كاری را كه به آنها میسپارم سریع انجام نمیدهند خشمگین میشوم پس میخواهم تمرین كنم تا بیشتر نسبت به آنها صبور و مهربان باشم.
ب) متوجه شدهام كه بعضی اوقات نسبت به انگیزههای یكنفر بدگمان هستم. چون محبت خوشبین است، میخواهم مثبت فكركردن در مورد او را تمرین كنم یعنی باور كنم كه او حرفها و اعمالش را با نیت خوب میگوید یا انجام میدهد.
قدم 5: دعا کنیددر مورد حقیقتی که خدا به ما در اول قرنتیان 13: 1 – 13 آشکار کرده است، دعا کنیم. (در دعایتان به آنچه که در طی این بررسی کتاب مقدس دریافت کرده اید، پاسخ دهید، تمرین کنید که در فقط یک یا دو جمله دعا کنید. بیاد داشته باشید که افراد درهر گروه، در مورد حقایق متفاوتی، دعا خواهند کرد.)
به دعا در گروه های دو یا سه نفری ادامه دهید. برای یكدیگر و مردم دنیا دعا كنید.
(سر گروه: رونوشت این تکلیف را بین اعضای گروه پخش كنید و یا آن را بخوانید تا همه آن را در دفتر یادداشت خود بنویسند.) 1 ـ تعهد - متعهد باشید به اینکه شاگردان بسازید. آموخته های بررسی کتاب مقدس در ارتباط با اول قرنتیان 13: 1 – 13 را برای یكدیگر، برای شخصی دیگر یا برای گروهی از مردم موعظه كنید، تعلیم دهید یا بررسی كنید. 2 ـ رازگاهان - هر روز نیمی از یك فصل را از قسمت اعمال رسولان 1: 1 – 3: 10 بخوانید. از روش حقیقت محبوب استفاده كنید و یادداشت بردارید. 3 ـ حفظ کردن - آیه مسیح: دوم قرنتیان 5: 17 را حفظ کنید. هر روز آخرین 5 آیه حفظی قبلی را مرور کنید. 4 ـ دعا - در این هفته برای یك شخص یا موضوعی خاص دعا كنید و شاهد كار خدا در آن مورد باشید. 5 ـ آموخته های جدید درمورد شاگردسازی را وارد دفتر(یا پوشه) خود كنید. از تمام یادداشتهای خود در مورد رازگاهان، آیات حفظی، بررسی کتاب مقدس و این تكلیف منزل یك دفتر(یا پوشه) درست كنید.
|







