Dota
ورود اعضا
پنجشنبه, 18 شهریور 1389

بروید و ملکوت خدا را موعظه کنید

بروید و کلیسای مسیح را بنا کنید

بروید و شاگردان مسیح بسازید

جستجو در سایت

آخرین نظرات ارسال شده در فروم

دریافت برنامه های رادیو

کتاب مقدس

برنامه آموزشی ‌دو

این برنامه فشرده را می‌توان هفته‌ای یكروز (یك روز كامل) ‌و یا در یك دوره فشرده آموزشی شش روزه استفاده كرد. تمام گروه را با همراهی یك سرگروه آموزش دیده، به گروه های كوچك تقسیم كنید. تعداد افراد هرگروه بین  حدود 3 یا 10 نفر باشد برای مشاهده برنامه اینجا را کلیک کنید.

برنامه آموزشی یک

یك برنامه هفتگی برای سه ماه - حدود 2 ساعت در هفته - تعداد افراد گروه بین حدود 3 تا 10 نفرباشد - هر برنامه با دعا شروع می‌شود و با دعای در پاسخ به كلام خدا و یك تكلیف برای منزل پایان می‌یابد.
مقدمه

مـــقـــدمــــه 

آیا می خواهید بعنوان شاگرد عیسی مسیح رشد كنید؟ آیا می خواهید به ایمانداران دیگر نیز كمك كنید تا در ایمانشان رشد كنند؟دراینصورت چهار كتاب دستورعمل شاگردسازی  را مطالعه كنید و مطالبش را بكار ببرید و خود را بیازمایید. عیسی شاگرد ساخت. او به مردم گفت: " بیایید و ببینید" و" از من پیروی کنید " (یوحنا 1: 39 ، 43). مردم از همه جا میآیند تا ببینند او چگونه زندگی كرد و زندگی اش را صرف چه كاری نمود، علت اینكه مردم در تمام كشورهای جهان او را پیروی می كنند این است كه آنها در می یابند عیسی كیست  و چه اعمالی انجام می دهد.او زندگی انسانها را دگرگون  می سازد، او زندگی ما را كاملا ّ دگرگون ساخت. عیسی با دعا دوازده نفر را انتخاب كرد تا شاگردانش باشند و آنها را آماده ساخت. او می خواست این شاگردان در حال رشد " با او" وقت بگذرانند، تا به كلامش گوش دهند و زندگی اش را از نزدیك ببینند، از زندگی اش سرمشق گیرند ومانند او خدمت كنند (مرقس 3: 13- 15).حدود دوسال بعد عیسی به شاگردانش ماموریتی داد: " بروید همه امتها را شاگردان بسازید" (متی 28: 18- 20) و آنها رفتند و از اورشلیم تا اقصای عالم شاگردان ساختند (اعمال رسولان 1: 8). این شاگردان هم به نوبه خود شاگردان بیشتری تربیت كردند و به مكان های دور دست دیگر رفتند و آنچه را یاد گرفته بودند به دیگران انتقال دادند (دوم تیموتائوس 2: 2)بنابراین امروزهم شاگردان خداوند عیسی مسیح در تمام كشورهای جهان درحال تربیت شاگردان جدید هستند. پولس رسول تعلیم می دهد كه عیسی مسیح به مسیحیان ماموریت مشخصی داده است:" تا قوم خدا را برای انجام خدمت آماده بسازند بطوریكه بدن مسیح بنا شود" (افسسیان 4: 11- 16).

هدف

 هدف چهار كتب دستورعمل شاگردسازی، كمك كردن به سرگروه ها در مجهز كردن ایماندارانی است كه تحت سرپرستی آنها هستند تا آنان شاگردان مسیح بشوند. شاگرد، یك مسیحی بالغ می باشد.

 این دوره، آموزش شاگردان را عملی و كاربردی می سازد چون سرگروه ها  را در موارد زیر یاری می كند:

1- هر یك از چهار كتابهای دستورعمل شاگردسازی شامل 12 درس می باشد كه می توان آنرا در 3 ماه تمام كرد.

2- آیات اشاره شده از کتاب مقدس به شاگرد کمک میکند تا عیسی مسیح و کتاب مقدس را بشناسد.

3- دستور‌العمل هایی كه با حروف پررنگ چاپ شده مثل " بخوانید"، " كشف و گفتگو كنید" به سرگروه  درهدایت گروه كمك می كند.

4- " ملاحظات " جواب مختصری به هر سوال می دهند كه می توانند بعنوان خطوط راهنما برای سرگروه مورد استفاده قرار گیرند.

5- این دوره آموزشی بطور انفرادی یا گروهی، روش هایی عملی را برای تمرین شاگردی مسیح بطور انفرادی یا گروهی تعلیم می دهد.

6- هر درس دارای یك تكلیف خارج از كلاس می باشد.

7- انتقال این دوره آموزشی به دیگران بسیار آسان است و بعد از گذراندن دروس یکی ازکتب دستورعمل شاگردسازی، فقط شاگردانی که تصمیم دارند این دوره آموزشی شاگردسازی را به یک گروه کوچک دیگر تعلیم دهند، می توانند یك نسخه از آن كتاب دستورعمل شاگردسازی را دریافت كنند.

توجه

توجه: در این دوره برای درک بهتر در زبان فارسی، از کلمه خداوند به جای " یهوه" استفاده میشود. " یهوه" نام خداوند درزبان عبرانی است

درس 6 چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه ، 2 آبان 1387 ، 22:08

درس 6

 

1

 دعا

 

 

سرگروه: دعا كنید و گروه خود و این دوره‌ شاگردسازی را به حضور خدا بیاورید.

 

 

2

 در میان گذاشتن بركات (20 دقیقه)‌  

متی 18: 21- 21: 46

 

به نوبت  و به طور خلاصه بركات یكی از رازگاهان خود را  با دیگران در میان بگذارید (یا از روی یادداشت‌های رازگاهان آن روز بخوانید). آموخته های خود از قسمت مشخص شده، ‌(متی 18: 21- 21: 46)  را  بیان کنید. به كسی كه بركاتش را بازگو می‌كند گوش دهید. به حرفهایش اهمیت دهید و او را بپذیرید، در مورد آنچه  در میان می گذارد، بحث نكنید.

 

 

3

 تعمق و حفظ كردن  (20 دقیقه)

‌اطمینان از پیروزی  -  اول قرنتیان 10: 13

 

الف  -   انگیزه‌ای برای حفظ كردن

 

بخوانید:  ‌متی 19: 3 - 6  ؛ لوقا 10: 25- 26

كشف و گفتگو كنید: چرا حفظ كردن آیات، قسمتها یا فصلهای  کتاب مقدس مهم است؟

ملاحظات: حفظ كردن آیات کتاب مقدس شما را قادر می‌سازد تا به سؤالهای بشری، پاسخ‌های خدا را بدهید.

(به ضمیمه 5 / الف مراجعه کنید.)

 

ب  -  تعمق

 

آیه حفظی: ‌اطمینان از پیروزی - اول قرنتیان 10: 13 

متن آیه: " ‌هیچ تجربه جز آنكه مناسب بشر باشد شما را فرو نگرفت اما خدا امین است كه نمی‌گذارد شما فوق طاقت خود آزموده شوید بلكه با تجربه مفری  نیز می‌سازد تا یارای تحمل آن را داشته باشید ".

 

1-  منشاء و ماهیت تجربیات (وسوسه ها)

 

الف)  آزمایش (‌امتحان)‌ چیزی است كه خدا نقشه آن را طراحی می‌كند تا شما را قویتر و حكیم ‌تر بسازد و همیشه شما را بنا كند (‌یعقوب 1: 2- 4 ، 12). اما وسوسه چیزی است كه نقشه آن به منظور گناه كردن شما طراحی می‌شود وهمیشه زندگی شما را به شكست می‌كشاند. ذات گناه آلود درما (‌یعقوب 1: 13- 15)‌، دنیای گناه‌آلود اطراف ما (‌یوحنا 2: 15- 17)  و شیطان (‌لوقا 4: 1- 13) منابع  وسوسه هستند.

 

ب)  همه مردم وسوسه‌های مشابهی را  تجربه می‌كنند. همه می‌توانند وجود یك وسوسه را تشخیص دهند چون در سرتاسر جهان و در تمام طول تاریخ بارها و بارها اتفاق می‌افتد.

 

2-  وفاداری خدا وقتی كه وسوسه می‌شوید.

 

الف)  خدا هیچگاه اجازه نمی‌دهد با وسوسه‌ای كه فوق طاقت ما است روبرو شویم. خدا بزرگتر از وسوسه های  ما است و همچنین منصف می‌باشد. خدا هیچگاه نمی‌گذارد بیشتر از توانی كه برای ایستادگی در برابر وسوسه داریم،  تجربه شویم  و خدا همیشه راهی برای فرار از آن وسوسه به ما می‌بخشد.

 

ب)  وقتی دعا می‌كنیم " ما را در تجربه (وسوسه) میاور، ‌بلكه از شریر رهایی ده " ‌(‌متی 6: 13) از خدا می‌خواهیم كه قاطعانه دخالت كند و به ما اجازه ندهد كاری را انجام دهیم كه ذاتاّ‌ مستعد آن هستیم. هرگاه به خدا اعتماد می‌كنیم و دعا می‌كنیم " ‌خواهش می‌كنم كه به من اجازه ورود به موقعیت‌های وسوسه كننده را نده "‌ خدا هم  ما را از آن موقعیتهای شریرانه رهایی می‌بخشد (‌متی 6: 13).

 

پ)  چرا خدا به ما اجازه می‌دهد كه وسوسه شویم؟‌ شیطان، ‌دنیا و طبیعت گناه‌آلود، ‌سعی می‌كنند كه از وسوسه برای سقوط  ما استفاده كنند. اما خدا از همان وسوسه ها برای بنا کردن ما استفاده می‌كند.‌ یك اتفاق خاص از نظر شیطان میتواند یك وسوسه باشد، اما ‌از نقطه‌نظر خدا همیشه یك امتحان و یا آزمایش است. خدا می‌تواند اجازه دهد كه شما با گناه به عنوان یك آزمایش (یا امتحان)‌ تجربه شوید. بدون این كه دوست داشته باشد شما در آن امتحان شكست بخورید. در چنین موقعیتی ، ‌می‌توانید دعا كنید " ‌خداوندا به من فیض خود را بده تا در امتحان تو مردود نشوم. " برای مثال  خدا اجازه داد كه ایوب تا آخرین مرحله تجربه شود اما ایوب به خدا اعتماد كرد و در آخر تبدیل به مردی قویتر و بالغ ‌تر شد.

 

ت)  خدا همچنین می‌تواند این اجازه را بدهد كه شخص طبیعت گناه‌آلود خودش را دنباله ‌روی كند و به وسوسه بیفتد. خدا این حق را دارد كه دخالت نكند. بخصوص در مورد كسانی كه دعا نمی‌كنند، ‌به خدا وابسته نیستند و نمی‌توانند به وفاداری خدا اعتماد كنند (‌یعقوب 4: 2) وسوسه برای آنها بسیار قوی است و آنها نمی‌توانند راهی برای فرار از آن پیدا كنند. برای مثال وقتی كه مردم حقیقت را پنهان می‌كنند یا آن حقیقت را  به دروغ تبدیل می‌كنند خدا هم آنها را به خواهش‌های گناه‌آلود قلبشان واگذار می‌كند (رومیان 1: 24- 25). بدون خدا هیچكس نمی‌تواند بر قدرت گناه پیروز شود.

 

3 -  راه های عملی برای فرار از وسوسه ها

 

الف)  بیدار باشید و دعا كنید. ‌مخصوصاّ‌ وقتی خسته می‌باشید و درمبارزه روحانی هستید (متی 26: 41).

 

ب)  ‌از جاه‌ طلبی‌های اشتباه (اول تیموتائوس 6: 9) و عادتهای غلط (ایوب 31: 1) اجتناب كنید.

 

پ)  پیشنهادات وسوسه كننده (پیدایش 39: 9 - 10) یا پیشنهادات شریرانه (یوحنا 8: 3 - 8)  را  رد كنید.

 

ت)  از منبع وسوسه فرار كنید (پیدایش 39: 12).

 

ث)  در مقابل شریر مقاومت كنید (اول‌ پطرس 5: 8 - 9).

 

ج) آیات کتاب مقدس را حفظ كنید و از آنها استفاده كنید (‌بخصوص وقتی كه با دروغ مواجه می‌‌شوید                                      متی4: 4).

 

چ)  در زندگیتان با خدمت كردن به دیگران كارهای مثبت انجام دهید (‌یوحنا 8: 3 - 11).

 

پ  -  حفظ كردن و مرور نمودن

 

1)  بنویسید: آیه  کتاب مقدس را روی یك كارت سفید یا روی صفحه دفترچه یادداشت خود بنویسید.

2)  حفظ کنید: آیه  کتاب مقدس را به شیوه صحیح حفظ كنید. اطمینان از پیروزی -  اول قرنتیان 10: 13

3)  مرورکنید: به گروه‌های دو نفری تقسیم شوید و آخرین آیه‌ای را كه حفظ كرده‌اید از یکدیگر بپرسید.

 

 

4

 بررسی  کتاب مقدس (70 دقیقه)

من كی هستم؟  افسسیان 2: 1- 22

 

با استفاده از روش 5 قدم بررسی  کتاب مقدس، افسسیان 2:‌ 1- 22 را با یكدیگر بررسی  كنید.

 

قدم 1: بخوانید

بخوانید: افسسیان 2: 1- 22 را با هم بخوانیم.

هر یک به نوبت  یك آیه بخوانید تا تمام قسمت خوانده شود.

 

قدم 2:  كشف كنید

توجه كنید: چه حقیقتی در این قسمت برای شما مهم است؟ یا كدام حقیقت در این قسمت ذهن یا قلب شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

بنویسید: یك یا دو حقیقتی را كه درك می‌كنید، كشف نمایید، در مورد آنها فكر كنید و افكارتان را در دفتر یادداشت خود بنویسید.

در میان بگذارید: (بعد از اینكه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد، به نوبت بركاتشان را با هم در میان بگذارند).  به نوبت بركات خود را از نكاتی كه كشف كردیم با یکدیگردر میان بگذاریم.

(موارد زیر، مثال دو شخصی است كه بركاتشان را با یكدیگر در میان می‌گذارند. به خاطر داشته باشید: در هر گروه كوچك اعضای آن گروه نكات مختلفی را با هم در میان می‌گذارند كه نباید لزوماّ  یکسان باشند.)

 

کشف 1) 

یك حقیقت مهم برای من در افسسیان 2: 8 و 9 یافت می‌شود. من پی بردم كه توسط فیض خدا نجات یافته‌ام و نه با كارهایی كه انجام داده‌ام. قبل از اینكه عیسی مسیح را در قلبم و زندگیم بپذیرم، ‌اعتقاد داشتم كه  بایستی هر روز وظایف مذهبی خودم را انجام دهم و همچنین به منظور خشنود كردن خدا كارهای خوب انجام دهم. فكر می‌كردم اگر همه این كارها را انجام دهم، ‌ممكن است خدا زندگی مرا روی زمین دولتمند و موفق بسازد  و بعد از مرگ نیز مرا در بهشت بپذیرد. من قبلاّ رابطه‌ خودم با خدا را  یك رابطه قراردادی می‌دانستم، یعنی فكر می‌كردم اگر من كاری برای خدا بكنم او هم باید كاری برای من انجام دهد. اما  پی بردم خدایی كه خودش را در  کتاب مقدس آشكار كرده است، ‌مردم را با فیض خود نجات می‌دهد نه با كارهایی كه آنها انجام می‌دهند. پی بردم كه كار نجات بخش او برای من كامل و كافی است. همچنین پی می‌برم كه نجات حقیقی یك هدیه كاملاّ‌ مجانی است و هیچگاه قابل خریداری یا كسب كردن نمی‌باشد.

 

کشف 2) 

برای من یك حقیقت مهم در افسسیان 2: 18 یافت می‌شود. من پی بردم كه واقعاّ‌ به خدای زنده دسترسی دارم.‌  بسیاری از مردم می‌گویند كه خدا بسیارعظیم است و هیچكس نمی‌تواند او را شخصاّ‌ بشناسد، ‌شخصاّ  با او صحبت كند و شخصاّ  با او راه رود. سایر مردم آرزو می‌كنند كه با خدا ارتباط شخصی داشته باشند. اما علیرغم تلاش زیادشان آنها هرگز ارتباط مستقیم با خدا را تجربه نمی‌كنند. چون كلام او را نمی‌شنوند و اعمال او را نمی‌بینند و فكر می‌كنند كه خدا وجود ندارد. اما  کتاب مقدس می‌گوید كه من می‌توانم كار خدا را در خلقت او ببینم، می‌توانم صدای او را در قلبم بشنوم و در موقعیتهای مختلف زندگی‌ام توجه و مراقبت او را تجربه كنم. 

کتاب مقدس می‌گوید كه راهی درست برای برقراری ارتباط با خدای زنده وجود دارد. این را ه، عیسی مسیح است. خدا که ساکن در نوری است که هیچ بشری نمیتواند به آن نزدیک شود، خود به من نزدیك گردید. خدا خود را مرئی ساخت و درعیسی مسیح و از طریق او نشان داد كه كیست.

به علاوه خدا هر كاری را كه برای نجات من لازم بود انجام داد. او عیسی مسیح را به عنوان قربانی كه تمام گناهان مرا كفاره می‌كند، عطا کرد. وقتی  ایمان آوردم كه عیسی مسیح مجازات تمام گناهان مرا پرداخت كرد و بنابراین مرا در حضور خدا عادل شمرد، او را در قلبم و زندگیم پذیرفتم. سپس روح عیسی آمد تا در من زندگی كند. این روح عیسی مسیح است كه بین من و خدا ارتباط برقرار می‌كند. روح عیسی مسیح خدا را برای من آشكار ساخت و كمك می‌كند تا من با خدا مشاركت داشته باشم. روح عیسی مسیح در من زندگی می‌كند و باعث می‌شود كه من حقیقت خدا، ‌حضور او و نزدیكی به او را تجربه كنم. از طریق روح عیسی مسیح من به حضور خدا دسترسی دارم. در حضور خدا می‌توانم بشنوم كه او شخصاّ با من حرف می‌زند و من هم شخصاّ  می‌توانم با او صحبت كنم و می‌توانم در حالیكه یك رابطه شخصی با او را تجربه می‌كنم، ‌زندگی كنم.

 

 

قدم 3:  سؤال کنید

توجه كنید: در این متن چه سؤالاتی در زمینه‌های مختلف وجود دارند كه مایلید در گروه آنها را بپرسید؟

سعی كنیم تمام حقایق مربوط به افسسیان 2: 1 - 22 را درك كنیم و در مورد آنچه نمی‌فهمیم، سؤال‌های خود را مطرح كنیم.

بنویسید: تا آنجایی كه امكان دارد سؤال‌های خود را واضح و صریح مطرح کنید و سپس آنها را در دفتر یادداشت خود بنویسید.

در میان بگذارید: (بعد از این كه مدتی به اعضای گروه فرصت فكر كردن و نوشتن داده شد اجازه دهید كه هر كدام ازافراد سؤال خود را برای دیگران مطرح سازد).

گفتگو كنید: (سپس چند سؤال را از بین همه سؤالها انتخاب كنید و سعی كنید با گفتگو كردن در مورد آنها در گروه، جوابی برایشان پیدا كنید. درادامه نمونه‌هایی از سؤالهایی كه شاگردان ممكن است بپرسند و همچنین ملاحظاتی در رابطه با آن مباحث آمده است.)

 

سؤال1)  (افسسیان 2: 1)  معنی عبارت " در خطایا و گناهان مرده بودید " چیست؟

ملاحظات:

این آیه شرح می‌دهد كه من قبل از ایمان به عیسی مسیح چه كسی بودم. بدون عیسی مسیح  از نظر " جسمانی " زنده  اما از نظر " روحانی "، درون من مرده بود، البته من میتوانستم بخورم، بنوشم، کار کنم، بخوابم ولی روح درون من مرده بود. وقتی روح من مرده است نه تنها نمی‌توانم خدا را بشناسم بلكه همچنین نمی‌توانم با او ارتباط شخصی داشته باشم.

یك غیرمسیحی می‌تواند ارزشهای اخلاقی  خوبی داشته باشد و كارهای خوب انجام دهد. اما چرا خدا او را مرده می‌نامد؟ یك غیرمسیحی می‌تواند دارای ارزشهای اخلاقی باشد و كارهای خوب انجام دهد چون او هنوز هم مخلوق خدای زنده است. خدا این توانایی‌ها را به او داده است حتی اگر او آنها را نشناسد. به هر صورت یك غیر‌مسیحی اینكار‌ها را به خاطر خدا یا در پیروی از او و وابستگی به اوانجام نمی‌دهد. او به خدا اعتماد ندارد و از او نیز اطاعت نمی‌كند. او به خاطر هیچ  چیز شكرگذار خدا نیست و در هیچ چیز نمی‌خواهد خدا را جلال دهد. هر كاری كه یك غیرمسیحی انجام می دهد هیچ ارتباطی با خدایی ندارد كه خود را در مسیح آشكار ساخت. یك غیر مسیحی برای خودش زندگی می‌كند، ‌او كاملاّ‌ مستقل از خدا زندگی می‌كند و‌این " استقلال از خدا "‌ و " جدایی از خدا "،  " ‌مرگ روحانی " نامیده می‌شود.

 

سؤال 2)  (افسسیان 2: 1 – 4 ، 11 – 12)  قبل از اینكه مسیحی شوم چه كسی بودم؟‌ مشخصه من به عنوان یك غیرمسیحی چه بود؟

ملاحظات:

قبل از اینكه به عیسی مسیح ایمان بیاورم، مشخصات زیر را داشتم:

 

  1. از نظر روحانی مرده بودم. روح من هیچ آگاهی نسبت به خدا نداشت و فكر می‌كردم كه خدا وجود ندارد. فكر می‌كردم كه خدا ساخته افکار ضعیفان و دیگران است و من احتیاجی به او ندارم.
  2. راههای دنیا را پیروی می‌كردم. شیوه زندگی و عادات انسانهای اطرافم را تقلید می‌كردم كاری را انجام می‌دادم كه اكثریت مردم فكر می‌كردند مهم و درست است. مالكیت، قدرت، ‌شهرت و لذت، ارزشهای بزرگ زندگی من بودند. من برای داشتن رفاه و موفقیت زندگی می‌كردم. من هم مثل دیگران به خاطر خودم زندگی می‌كردم.
  3. راههای شیطان را پیروی می‌كردم. درست مثل شیطان كه همیشه دروغ می‌گوید من هم دروغ می‌گفتم. بعضی اوقات پیش فالگیران می‌رفتم و گاهی گردن بندهایی را به گردن می‌انداختم تا مرا از روحهای شریر محافظت كنند.
  4. هوسهای طبیعت ‌گناه ‌آلودم را ارضاء می‌كردم. نسبت به پول طمع داشتم. از جوك‌های كثیف لذت می‌بردم. گاهی خشم خود را نمیتوانستم کنترل کنم. بعضی اوقات كنترل چشمم را از دست می‌دادم. طبیعت درونی من فاسد بود.
  5. به عنوان یك بی‌ایمان خدا از من خشمگین بود. خدا از این استقلال، نااطاعتی، ‌دنیا دوستی و فساد داخلی متنفر بود.
  6. از مسیح جدا بودم. نمی‌دانستم كه خدای زنده از طریق عیسی مسیح كار می‌كرد. من به آنچه سایر مذاهب در مورد عیسی مسیح می‌گفتند گوش می‌كردم بدون اینكه كشف كنم كه عیسی مسیح در کتاب مقدس راجع به خودش چه چیزهایی گفته و انجام داده است و كاملاّ‌ درك اشتباهی از عیسی مسیح داشتم و به پیروان مسیح بد و بیراه می‌گفتم.
  7. از تابعیت " اسرائیل " محروم شده بودم. كلمه اسرائیل در اینجا مترادف با قوم اسرائیل نیست. اسرائیل واقعی فقط شامل قوم خدااست. قومی كه به خدایی ایمان دارند كه خود را در عیسی مسیح برآنها آشكار نمود (‌رومیان 9: 6). من متعلق به قوم خدا نبودم و در نتیجه نمی‌توانستم در امتیازات مخصوص قوم خدا شریك باشم. بخصوص کتاب مقدس را نمی‌شناختم كه دارای نبوتها، وعده‌ها و راهنمایی‌های فوق‌العاده‌ای برای زندگی می‌باشد. همچنین حفاظت و هدایتی را كه خدا به قومش داد،  از دست دادم.
  8. من نسبت به عهدهای خدا غریبه بودم. خدا با قومش پیمانی بست. بارها و بارها خدا به آنها گفت " ‌من خدای شما خواهم بود و شما قوم من خواهید بود ". خدا می‌خواست نجات دهنده و دوست آنها باشد. خدا می‌خواست آنها را همراهی كند درست مثل پدری كه در تمام طول راهی كه فرزندش باید برود همراه او است. خدا بارها و بارها این پیمان را برای قومش تایید كرد. اما قبل از اینكه من پیغام انجیل رابشنوم هیچوقت نشنیدم كه خدا به من بگوید " ‌من دوست تو هستم ".
  9. ناامید بودم. هیچ هدفی برای زندگیم نداشتم زندگی كاملاّ بی‌معنی به نظر می‌رسید. نمی‌دانستم كه چرا اینجا هستم و به كجا می‌روم. همیشه احساس ناامنی و خطر می‌كردم.
  10. بدون خدا در این دنیا زندگی می‌كردم. زندگی ای داشتم كه خدای زنده  در آن هیچ جایی نداشت. تنها حقیقت موجود برای من، ‌این دنیای جسمانی و مادی بود. خودم را بی دین می‌نامیدم. خود محور بودم. به عبارتی ‌خودم، ‌خدای خودم بودم.

سؤال 3)  (افسسیان 2: 4 - 7) " با مسیح زنده گردانید، ‌با او برخیزانید و در عیسی مسیح نشانید " یعنی چه؟

ملاحظات:

کتاب مقدس اغلب می‌گوید كه ایماندار با مسیح می‌میرد با مسیح قیام می‌كند و با مسیح درجایهای آسمانی می‌نشیند. این بدان معنی است كه هر آنچه برای مسیح اتفاق ‌افتاد دارای اثری سریع بر مسیحیان است. معنی این كلمات این است كه خدای پدر به ایمانداران در مسیح " ‌مقام " ‌و " ‌موقعیت " جدیدی می‌بخشد.

 

  1. خدا به مسیحیان " ‌وضعیت " و " مقام قانونی " مشابه مسیح را می‌بخشد خدای پدر به مسیحیان همانند مسیح نگاه می‌كند. وقتی خدا به مسیحیان نگاه می‌كند او فقط عدالت مسیح را می‌بیند. چون مسیح مرد، ‌طبیعت كهنه و گناه ‌آلود مسیحیان مرده است و همراه با مسیح محاكمه، ‌محكوم، مصلوب و دفن شده است. چون مسیح زنده شد مسیحی نیز زنده شده است یعنی او دوباره متولد شده و حالا دارای طبیعت تازه‌ای است چون مسیح به آسمانها بالا برده شد جسم یك مسیحی نیز در آینده قیام خواهد كرد و در آسمان به او مكانی داده خواهد شد. آنچه برای مسیح  اتفاق افتاد دقیقاّ برای هركس كه به مسیح ایمان می‌آورد اتفاق می‌افتد. مقام یك مسیحی تضمین می‌كند كه خدا به تمام وعده‌های مربوط به زندگی جدید او عمل خواهد كرد.
  2. خدا به مسیحیان وضعیت تازه‌ای نیز می‌بخشد. از طریق كار روح‌القدس در قلب یك مسیحی، ‌او واقعاّ نسبت به گناه می‌میرد و زندگی جدیدی را بر روی زمین آغاز می‌كند. وضعیت یك مسیحی تضمین می‌كند كه او حیات تازه را بیشتر و بیشتر تجربه خواهد كرد.

 

سؤال 4)  (افسسیان 2: 8 - 10) اگر كارهای خوب مرا نجات نمی‌دهند پس چرا باید همیشه در فكر انجام كارهای خوب باشم؟

ملاحظات:

 

  1. مسیح قبلاّ كار خوبی را كه برای نجات من ضروری بود، انجام داد. او مرد، ‌قیام كرد و در آسمان به مكانی برده شد كه هر كه ایمان بیاورد در آنجا قرار می‌گیرد. او هر كاری را كه برای نجات من ضروری بود به انجام رسانید. مسیح با مرگ خود، خشم خدا از گناهان مرا دور ساخت. گناهان مرا بخشید و  از بندگی گناه آزاد نمود. پس چه كاری باقی ماند كه من انجام دهم؟ ‌وقتی من به مسیح ایمان می‌آورم فقط می‌توانم نجات را به عنوان هدیه‌ای كاملاّ مجانی كه مستحق آن نیستم، ‌بپذیرم. من لایق نجات نیستم. من نمی‌توانم نجات را بدست بیاورم. نجات به من بخشیده می‌شود چون خدا مرا دوست دارد و نسبت به من رحیم است.
  2. اگر امكان داشت كه كارهای خوب و مذهبی مرا نجات دهند، ‌كارهای خوب و مذهبی من كار نجات‌بخش مسیح را كوچك شمرده و جلال او را از او می‌ربود. می‌توانستم در روز داوری در مقابل خدا افتخار كنم و بگویم كه من خودم را تا اندازه‌ای یا كاملاّ ‌توسط كارهای خوبم یا اعمال مذهبی‌ام نجات داده‌ام. به هرحال كارهای خوب و اعمال مذهبی من به اندازه كافی خوب نیستند. اگر  بخواهم از طریق كارهای خوبم و اعمال مذهبی خود عادل شمرده شوم پس خدا انتظار دارد كه اعمال خوب من از هر نظر كامل و كافی باشد (‌غلاطیان 3: 10 ؛ یعقوب 2: 10)‌.اما زیرا هیچكس در دنیا وجود ندارد که کارهایش تماماً کامل و بی عیب باشد (رومیان 3: 10 – 12)، هیچكس نمی‌تواند با كارهای خوب یا اعمال مذهبی خود در چشم خدا عادل شمرده شود (غلاطیان 3: 11)، ‌هر شخص خواه بسیار مذهبی باشد یا صرفاّ یك انسان، از معیار كامل و بی‌عیب عدالت خدا سقوط كرده است. هیچكس با كارهای خوب یا اعمال مذهبی خودش عادل ‌شمرده نخواهد شد. هیچكس قادر نخواهد بود در مقابل خدا فخر كند.
  3. به عنوان یك ایماندار من هنوز هم می‌خواهم كه كارهای خوب انجام دهم ولی نه به این دلیل كه برنجات من تاثیر دارد. من برای ابراز قدردانی خود از هدیه رایگان نجات خدا می‌خواهم كارهای خوب انجام دهم. خدا انواع كارهای خوبی را كه مسیحیان بایستی در دنیا انجام دهند قبلاّ  آماده كرده است. این كارهای خوب در  کتاب مقدس شرح داده شده‌اند. پس یك مسیحی واقعی دو كار خوب انجام می‌دهد:‌ او كار كامل مسیح را در مرگ و قیامش كه منجر به نجات او شد تمجید می‌كند و به عنوان ابراز تشكر خود از هدیه مجانی نجات خدا كارهای نیکو انجام می‌دهد.

 

سؤال 5)  (افسسیان 2: 16- 22)  حالا كه به عیسی مسیح ایمان دارید چه كسی هستید؟‌ مشخصات شما به عنوان یك مسیحی چیست؟

ملاحظات:

حالا كه به عیسی مسیح ایمان دارم دارای هویت جدیدی هستم. من دارای مشخصات زیر می‌باشم:

 

  1. با خدا مصالحه داده شده‌ام و حالا با خدا در صلح و آشتی هستم. من با سایر مردم از نژادهای مختلف كه آنها نیز به مسیح ایمان آورده‌اند مصالحه داده شده‌ام حالا می‌توانم در صلح و آرامش با مردم از هر قومی در جهان زندگی كنم.
  2. به حضور خدا آزادانه دسترسی دارم. من در حضور او ساكن هستم و حقیقت و نزدیكی او را تجربه می‌كنم. با او صحبت می‌كنم، و‌ وقتی با من صحبت می‌كند به او گوش می‌دهم و در زندگی روزانه‌ام با او قدم می‌زنم (مزمور16: 8).
  3. همشهری قوم خدا هستم. یكی از اعضای ملكوت خدا می‌باشم. حالا من به بهترین پادشاهی در تمام طول تاریخ بشری متعلق هستم. این پادشاهی هر روز در حــال گسترش است و به زودی تنها پادشاهی موجود در جهان خواهد شد (‌دانیال 2: 44).
  4. من یكی از اعضای خانواده خدا نیز هستم. خاندان یا خانواده خدا در دنیا، كلیسا است. من دارای این امتیاز هستم كه خدا را "‌ پدر آسمانی ما "  خطاب كنم و من در سرتاسر جهان دارای " برادران و خواهران مسیحی " هستم.
  5. قسمتی از معبد جدید خدا هستم واین یك معبد سنگی نیست بلكه معبد زنده‌ای است كه همه ‌مسیحیان مانند سنگهای زنده (اول پطرس 3: 4 - 5) در آن قرار گرفته‌اند. خدا خودش از طریق روح‌القدس در این معبد زنده زندگی می‌كند، بنابراین خدا خودش از طریق روح‌القدس در من و سایر مسیحیان زندگی می‌كند.

 

قدم 4:  به كارببرید

توجه كنید: كاربرد ‌چه حقایقی در این قسمت برای مسیحیان امكان پذیر است؟

در میان بگذارید و بنویسید: افكار خود را صریحاً با هم در میان بگذارید و فهرستی از كاربردهای امكان پذیر بر اساس افسسیان 2: 1 - 22 تهیه كنید.

توجه كنید: خدا از شما می خواهد كدامیک از كاربردهای امكان پذیر را تبدیل به یك كاربرد مشخص بكنید؟

بنویسید: این كاربرد شخصی را در دفتر یادداشت خود بنویسید. كاربرد شخصی خود را بدون دغدغه با دیگران در میان بگذارید. به یاد داشته باشید كه افراد در هر گروه، كاربرد حقایق متفاوتی را پیدا می كنند وحتی از یك حقیقت كاربردهای متفاوتی می یابند.

(فهرست زیرنمونه هایی از كاربردهای امکان پذیر در این قسمت از کتاب مقدس میباشند).

 

نمونه هایی از كاربردهای امكان پذیر (افسسیان 2: 1 – 22)

 

  • 2: 1 – 4  توجه داشته باشید كه شما مرده بودید چون راههای نادرست را در پیش گرفته بودید.
  • 2: 5 – 8  توجه داشته باشید كه شما واقعاّ ‌با مسیح قیام كرده‌اید یعنی كار نجات بخش كامل و بی‌عیب مسیح را پذیرفته‌اید. پس وقتی خدا به شما نگاه می‌كند فقط عدالت مسیح را می‌بیند.
  • 2: 9  دقت كنید که آیا هنوز سعی می‌كنید رضایت خدا را با انجام كارهای خوب، شریعت، اعمال خوب یا مذهبی بدست آورید.
  • 2: 10  کتاب مقدس را بخوانید و كشف كنید كه كدام كارهای خوب است كه خدا برای شما طراحی كرده است تا در آنها گام بردارید.
  • 2: 14 – 17  توجه كنید كه آیا شما هنوز به مسیحیا ن نژاد‌های دیگر با دیده حقارت نگاه می‌كنید.
  • 2: 18 و 3: 12  رفتن به حضور خدا، گوش دادن به صدای او و حرف زدن آزادانه و با اطمینان را با او تمرین كنید.
  • 2: 19 توجه كنید كه آیا به خودتان به عنوان یكی از شهروندان ملكوت خدا و یكی از اعضاء خانواده (‌خاندان) ‌او نگاه می‌كنید.
  • 2: 22  برروی این حقیقت كه خدا در كلیسا از طریق روح‌القدس ساكن است تعمق كنید.

 

نمونه هایی از كاربردهای شخصی

 

الف)  با كمك خدا دیگر نمی‌خواهم به كارهای  خوب و اعمال مذهبی خودم اعتماد كنم بلكه بر این حقیقت كه مسیح بخاطر گناهان من مرد و حالا از طریق روح‌القدس در من زندگی می‌كند.

 

ب)  با كمك خدا می‌خواهم نگرش خود را نسبت به مسیحیان سایر اقوام و زبانها تغییر بدهم و در آینده به آنها به عنوان قسمتی از خانواده آسمانی خودم نگاه كنم.

 

قدم 5:  دعا کنید

در مورد حقیقتی که خدا به ما در افسسیان 2: 1 – 22 آشکار کرده است، دعا کنیم. (در دعایتان به آنچه که در طی این بررسی کتاب مقدس دریافت کرده اید، پاسخ دهید، تمرین کنید که در فقط یک یا دو جمله دعا کنید. بیاد داشته باشید که افراد درهر گروه، در مورد حقایق متفاوتی، دعا خواهند کرد.)

5

 دعا (8 دقیقه)              

دعای شفاعت

 

به دعا در گروههای دو یا سه نفری ادامه دهید. برای یكدیگر و مردم دنیا دعا كنید.

 

 

6

 تكلیف منزل (2 دقیقه) 

برای درس بعدی

 

(سر گروه: رونوشت این تکلیف را بین اعضای گروه پخش كنید و یا آن را بخوانید تا همه آن را در دفتر یادداشت خود بنویسند.)

1 ـ     تعهد -  به انجام یکی از کاربردهای امکان پذیردراین درس متعهد شوید.

2 ـ    رازگاهان -  هر روز نیمی از یك فصل را از قسمت متی 22: 1 – 25: 13 بخوانید. از روش حقیقت محبوب استفاده كنید و یادداشت بردارید.

3 ـ    حفظ کردن -  در باره این آیه جدید کتاب مقدس تعمق كنید و آن را حفظ نمایید:  
اطمینان از پیروزی: اول قرنتیان 10: 13 (هر روز این آیه  و آیات حفظی قبلی را  مرور كنید.)

4 ـ    دعا -  در این هفته برای یك شخص یا موضوعی خاص دعا كنید و شاهد كار خدا در آن مورد باشید.
(مزمور 5: 3)

5 ـ    آموخته های جدید درمورد شاگردسازی  را  وارد دفتر(یا پوشه) خود كنید. از تمام یادداشت‌های خود در مورد  رازگاهان، آیات حفظی، بررسی کتاب مقدس و این تكلیف منزل یك دفتر(یا پوشه)  درست كنید.