Dota
ورود اعضا

بروید و ملکوت خدا را موعظه کنید

بروید و کلیسای مسیح را بنا کنید

بروید و شاگردان مسیح بسازید

جستجو در سایت

آخرین نظرات ارسال شده در فروم

دریافت برنامه های رادیو

کتاب مقدس

برنامه آموزشی ‌دو

این برنامه فشرده را می‌توان هفته‌ای یكروز (یك روز كامل) ‌و یا در یك دوره فشرده آموزشی شش روزه استفاده كرد. تمام گروه را با همراهی یك سرگروه آموزش دیده، به گروه های كوچك تقسیم كنید. تعداد افراد هرگروه بین  حدود 3 یا 10 نفر باشد برای مشاهده برنامه اینجا را کلیک کنید.

برنامه آموزشی یک

یك برنامه هفتگی برای سه ماه - حدود 2 ساعت در هفته - تعداد افراد گروه بین حدود 3 تا 10 نفرباشد - هر برنامه با دعا شروع می‌شود و با دعای در پاسخ به كلام خدا و یك تكلیف برای منزل پایان می‌یابد.
هدف از چهار کتاب دستور عمل بنای کلیسای مسیح

هدف از چهار كتاب دستورعمل بنای كلیسای مسیح

 این دوره درسی از طریق عنوان كردن موارد زیر به سر گروه، بنای كلیسای مسیح را امری عملی می‌سازد:

 1-      هر كدام از چهار كتاب دستورعمل بنای كلیسای مسیح، حاوی 12 درس می‌باشند كه می‌توان در طول سه ماه آنها را به اتمام رساند

.2-      آیات مهم كتاب‌‌مقدسی به شاگردان كمك می‌كنند كه مسیح، كلیسا و کتاب مقدس را بشناسند

.3-      دستور‌العمل هایی كه با حروف پررنگ چاپ شده مثل " بخوانید"، " كشف و گفتگو كنید" به سرگروه  درهدایت گروه كمك می كند

.4-      " ملاحظات " جواب مختصری به هر سوال می دهند كه می توانند بعنوان خطوط راهنما برای سرگروه مورد استفاده قرار گیرند

.5-      این دوره آموزشی روشهایی عملی، جهت بنای كلیسای مسیح و بررسی انجیل یوحنا به طور فردی یا جمعی ارائه می‌كند

.6-      هر درس دارای یك تكلیف خارج از كلاس می باشد.


7-   این دوره آموزشی را می‌توان در اختیار دیگران نیز گذاشت. پس از به اتمام رساندن بررسی یكی از كتب دستورعمل بنای كلیسای مسیح، تنها آن عده از شاگردان می‌توانند یك نسخه از آن كتاب دستورعمل را داشته باشند كه مایلند این دوره درسی را در یك گروه كوچك دیگر تعلیم دهند. 

دعای ما این است كه خداوند به سرعت بر تعداد كلیساها و کلیساهای خانگی در منطقه شما بیفزاید.عیسی می‌فرماید: "من كلیسای خود را بنا می‌كنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهند یافت" (متی 16: 18).باشد كه خدا جلال یابد. "زیرا كه از او و به او و تا او همه چیز است. و او را تا ابدالآباد جلال باد، آمین" (رومیان 11: 36).

کلیسای مسیح چگونه بنا می شود؟

كلیسای مسیح چگونه بنا می‌شود؟

  مسیح كلیسای خود را بنا می‌كند و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهند یافت (متی 16: 18). مسیح در ابتدا از رسولان استفاده كرد تا كلیساهای تاریخی را در میان یهودیان، غیریهودیان و سامریان بنیان نهد (افسسیان 2:‌ 20). امروزه او از مسیحیان معمولی جهت بنای كلیسای خود استفاده می‌كند. او كلیسای خود را بر روی مسیحیانی بنیان می‌گذارد كه زندگی مسیحی‌ درستی داشته‌ (افسسیان 4: 1- 2)، و متكی بر آموزه‌های صحیح از كلام خدا هستند (افسسیان 4: 3- 6). او همچنین كلیسای خود را بر روی مسیحیانی كه خدمات مختلف و تواناییهای روحانی متفاوتی دارند، بنا می‌كند (افسسیان 4: 7- 12). او به ایمانداران جدید كمك می‌كند تا تبدیل به شاگردان او شوند (مسیحیان بالغ) (افسسیان 4: 13- 14) و آنها را به جهت انجام خدمات مختلف عملی در داخل و خارج از كلیسا تجهیز می‌كند (افسسیان 4: 12) و اجتماعی مبتنی بر حقیقت و محبت بنا می‌كند كه در آن ایمانداران دائمأ در جهت شباهت به مسیح رشد می‌كنند (افسسیان 4: 15- 16). و بدین ترتیب كلیسای خود را بنا می‌كند. امروزه، بنای كلیسای مسیح مسئولیت تمام مسیحیان می‌باشد.

کلیسا چیست؟

كلیسا چیست؟ 

در سطح محلی، كلیسا همانا تجمع مسیحیان در یك خانه (رومیان 16: 5) یا یك شهر (اول قرنتیان 1: 2) می‌باشد. در سطح جهانی، كلیسا بدن مسیح (افسسیان 1: 22- 23) می‌باشد و تمام مسیحیان اعضای آن بدن هستند (اول قرنتیان 12: 12). كلیسا بنایی روحانی است كه هر فرد مسیحی یكی از سنگهای زنده آن می‌باشد (اول پطرس 2: 5) و یا مكانی است كه خود خدا بواسطه‌ روحش در آن سكونت می‌نماید (افسسیان 2: 21- 22). كلیسا خانواده الهی می‌باشد (افسسیان 2: 19). خدا، پدر پرمحبت كلیسا و مسیحیان نیز برادران و خواهران یكدیگر می‌باشند. كلیسا گله گوسفندانی است كه شبانی را كه در جلوی آنها حركت می‌كند، پیروی می‌كنند (اول پطرس 5: 2 ؛ 2: 25؛ 5: 4). كلیسا ملت مقدس خداست كه متشكل از مردمی است كه خدا آنها را از میان تمام ملل جهان انتخاب می‌كند (اول پطرس 2: 9- 10). كلیسا تجلی قابل رؤیت ملكوت یا پادشاهی خدا بر روی زمین می‌باشد (متی 13: 36- 43؛ 16: 18- 19؛ 21: 42- 44). كلیسا هنوز واقعیت كاملی نیست، بلكه در زمان بازگشت مسیح، عروس كامل عیسی خواهد بود (مكاشفه 21: 1- 2 ، 9- 10؛ 19: 7). از طرفی كلیسا، " كلیسایی مبارز" در دنیا است كه در آن مسیحیان در برابر حملات دشمن ایستادگی می‌كنند (متی 16: 18- 19؛ افسسیان 6: 10- 18؛ مكاشفه 12: 10- 12). از طرف دیگر، كلیسا، " كلیسای پیروز" در آسمان می‌باشد، مكانی كه مسیحیانی كه از این جهان رفته‌اند در آنجا در حضور خدا سكونت می‌كنند (غلاطیان 4: 26؛ عبرانیان 11: 10، 16؛ 12: 22- 24؛ 13: 14).

درس 19 چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 24 مهر 1387 ، 10:52

درس 19

 

1

 دعا

 

 

سرگروه: دعا كنید و گروه خود و این دوره مربوط به بنای كلیسای مسیح را به حضور خداوند بیاورید.

 

2

 در میان گذاشتن برکات (20 دقیقه)

كولسیان و اول تسالونیكیان

 

به نوبت  و به طور خلاصه بركات یكی از رازگاهان خود را از قسمت مشخص شده (كولسیان 3- 4 و اول تسالونیكیان فصل 1) با دیگران در میان بگذارید (یا از روی یادداشت‌های رازگاهان آن روز بخوانید). 

به كسی كه بركاتش را بازگو می‌كند گوش دهید. به حرفهایش اهمیت دهید و او را بپذیرید، در مورد آنچه  در میان میگذارد، بحث نكنید.

  

3

 حفظ کردن (5 دقیقه)

عنوان مجموعه: یوحنا

 

دو نفری تعمق، حفظ و مرور كنید: یوحنا 5: 24

 

4

 تعلیم (85 دقیقه)

ازدواج مسیحی

 

مقدمه: این تعلیم در رابطه با ازدواج مسیحی است. در این درس یاد خواهیم گرفت كه كتاب‌مقدس درمورد ازدواج و مراسم آن چه تعلیمی می‌دهد.

 

الف -  مشخصات ازدواج

 

1-  ازدواج، ایده و حكم خداست و خود خدا بانی و مؤسس آن می‌باشد.

 

كشف و گفتگو کنید: منشأ و سرآغاز رسم ازدواج چیست؟

 

الف)  ازدواج بیانگر رابطه موجود میان دو فرد از دو جنس مخالف است.

بخوانید: پیدایش 1: 26- 28؛ 2: 18- 24؛ امثال 5: 15- 19.

ملاحظات: وقتی خدا تصمیم گرفت جهان را خلق كند، راهی مقرر داشت تا موجودات مختلف بتوانند از طریق آن رشد كنند و ادامه بقا یابند. خدا موجودات را با جنسیتهای مختلف خلق كرد و برای این كار هدفی داشت. مرد و زن، هر دو انعكاسی از تصویر خدا هستند. آنان در چارچوب ازدواج كوچكترین واحد خانواده را كه پایه و اساس جامعه بشری است، تشكیل می‌دهند. خدا انسان را بصورت مرد و زن آفرید تا زن و شوهر به هم پیوسته، واحد خانوادگی قدرتمندی را بوجود آورند و از ازدواج خود لذت ببرند، و بدین ترتیب بشر بتواند به حیات خود ادامه دهد.

 

ب)  ازدواج حكم خداست و او بانی و مؤسس آن است.

بخوانید: پیدایش 2: 24؛ متی 19: 4- 6؛ افسسیان 5: 31.

ملاحظات: ازدواج یكی از ابداعات فرهنگ یا جامعه بشری محسوب نمی‌شود. خدا خود در نهاد  مرد و زن نیاز به ازدواج را قرار داد و آن را بنیان نهاد. بر طبق پیدایش 2: 24، قبل از آنكه مرد و زن گناه كرده، سقوط نمایند، خدا نقشه خود مبنی بر ازدواج بین آندو را آشكار كرده بود. او ازدواج را بعنوان رابطه‌ای مقدر كرد كه در آن شخص باید خانواده خود را ترك كرده، با زن یا شوهر خود متحد شود و در این چارچوب زن و شوهر می‌توانند با هم رابطه جنسی داشته باشند. بر طبق متی فصل 19 و افسسیان فصل 5، حتی پس از سقوط مرد و زن، خدا حكم و بنیاد ازدواج را  برقرار نگاه داشت. عیسی ‌مسیح خداوند و پولس رسول، هر دو بر این موضوع تأكید می‌كنند كه ازدواج به عنوان رسمی كه خدا خود بانی و مؤسس آن بوده است، باید در میان تمام ملل و فرهنگهای روی زمین تداوم داشته باشد.

 

پ)  ازدواج تصویری است از رابطه بین خدا و قومش.

بخوانید: ارمیا 3: 1؛ افسسیان 5: 22- 25.

ملاحظات: در عهد عتیق، ازدواج تصویر و تداعی‌كننده رابطه بین خدا و قومش بر روی زمین است. شخصی كه از خدا رویگردان می‌شود، در نظر خدا مثل یك فاحشه است. در عهد جدید، ازدواج مسیحی تصویری است از رابطه بین مسیح و كلیسای او، و بر این رابطه گواهی می‌دهد. اگرچه در طول سالهای متمادی فرهنگهای موجود در جهان رسم ازدواج را كه خدا آن را مقرر داشته است تغییر داده‌اند، خدا كماكان خواهان آن است كه تمام مردم و فرهنگهای روی زمین ازدواج را رسمی بدانند كه خود خدا بانی آن است.

 

2-  ازدواج باید بر تك همسری مبتنی باشد.

 

كشف و گفتگو کنید: خدا درمورد تعدد زوجین و صیغه چه می‌فرماید؟

 

الف)  خدا در زمان آفرینش انسان، تك همسری را مقرر داشت.

بخوانید: اول پادشاهان 11: 1- 11.

ملاحظات: اگرچه در عهد عتیق درمورد پادشاهان مهمی چون داود و سلیمان می‌خوانیم كه بیش از یك زن داشتند، كتاب‌مقدس به وضوح تعلیم می‌‌دهد كه تعدد زوجین از همان ابتدای خلقت بشر با نقشه و برنامه خدا در تعارض بوده است.

تعدد زوجین در عهد عتیق به مشكلاتی چون حسادت، تبعیض و بت‌پرستی منجر می‌شد.

 

ب)  حتی پس از سقوط انسان، تك همسری به عنوان رسمی كه خود خدا بانی آن است، حفظ گردید.

بخوانید: پیدایش 2: 24؛ متی 19: 5.

ملاحظات: خدا هیچوقت نقشه اولیه خود را كه در پیدایش 2: 24 عنوان شده، تغییر نداده است. خدا هرگز نفرمود: "مرد باید با زنهای خود بپیوندد"، بلكه فرمود: "او باید با زن خود بپیوندد." خدا كلمه زن را بصورت مفرد بكار برده است. عیسی این حكم را تكرار می‌كند و در متی 19: 5 می‌فرماید: "آن دو یك تن خواهند شد". او رابطه موجود در ازدواج، مخصوصأ رابطه جنسی را، تنها به دو نفر محدود كرده است. خدا با چند همسری و صیغه مخالف است. او همچنین مخالف زنا و داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج است. خدا از لاس زدن نفرت دارد، زیرا این عمل تظاهر به عشق و معاشقه است در فضایی كه در آن خلوص نیت و پرهیزگاری وجود ندارد و هدف صرفاً ارضای لذایذ شخصی است (پیدایش 3: 1- 5؛ دوم قرنتیان 11: 1- 2؛ دوم تیموتاؤس 3: 1- 6).

 

3-  ازدواج تا زمانی تداوم می‌یابد كه طرفین ازدواج هر دو در قید حیات هستند.

 

كشف و گفتگو کنید: خدا در رابطه با تداوم ازدواج چه می‌فرماید؟

 

الف)  خدا زن و مرد را تا پایان عمر با هم متحد می‌سازد.

بخوانید: دوم قرنتیان 6: 14؛ متی 19: 3- 6؛ ملاكی 2: 16.

ملاحظات: بر طبق دوم قرنتیان 6: 14، یك فرد مسیحی موظف است تنها با شخصی ایماندار ازدواج كند. ولی بر طبق متی 19: 6، این خداست كه دو نفر را مادام كه در قید حیات هستند در پیمان ازدواج با هم متحد می‌سازد. عیسی به وضوح تعلیم می‌دهد كه خدا بهنگام آفریدن انسان به او اجازه طلاق نداد. تعلیم عیسی چنین است: "آنچه را كه خدا پیوست، انسان آن را جدا نسازد". ازدواج به این معنا است كه خدا زن و مرد را تا زمانی كه بر این زمین زندگی می‌كنند به یكدیگر پیوسته است. خدا می‌فرماید: "من از طلاق و از اینكه انسانها به هم ظلم كنند، نفرت دارم". خدا طلاق را نوعی ظلم در حق طرفین ازدواج محسوب می‌كند، و به همین جهت از آن نفرت دارد.

 

ب)  طلاق در كتاب‌مقدس.

بخوانید: متی 19: 9؛ اول قرنتیان 7: 15.

ملاحظات: بااینحال كتاب‌مقدس بواسطه وجود گناه در جهان،  طلاق را تنها در صورت عدم وفاداری زوجین نسبت به هم، یا در صورت زنای روحانی یا ناسازگاری از لحاظ روحانی، جایز می‌شمارد ( به دستورعمل بنای کلیسا كتاب 4 درس 41 مراجعه كنید). بر طبق كلام خدا، طلاق تنها در صورتی جایز است كه یكی از طرفین ازدواج دچار فساد جنسی باشد، رفتاری ظالمانه و خشن داشته باشد و یا نخواهد با شریک مسیحی خود زندگی کند.

 

4-  ازدواج امری موقتی است و تنها به زندگی كنونی زوجین بر روی این زمین محدود می‌باشد.

 

كشف و گفتگو کنید: آیا ازدواج پس از مرگ نیز ادامه می‌یابد؟ مرگ چه تأثیری بر روابط یك زوج دارد؟

 

الف)  ازدواج مادام كه یك زوج در قید حیات هستند تداوم می‌یابد.

بخوانید: رومیان 7: 2؛ اول قرنتیان 7: 39.

ملاحظات: پولس تعلیم می‌دهد كه روابط در چارچوب ازدواج تنها محدود به مدتی است كه طرفین ازدواج در قید حیات هستند. اگر یكی از طرفین بمیرد، همسر او دیگر تعهدی نسبت به او ندارد و می‌تواند با یك فرد مسیحی دیگر ازدواج كند.

 

ب)  خدا ازدواج را برای انسان بر روی زمین مقرر كرد، نه برای آسمان.

بخوانید: متی 22: 23- 32.

ملاحظات: عیسی تعلیم می‌‌دهد كه پس از قیامت مردگان مردم دیگر ازدواج نخواهند كرد و چنین عهدی با یكدیگر نخواهند بست. در آن زمان مسیحیان مانند فرشتگان آسمان خواهند بود. بااینحال تمامی روابط موجود بین مردم بر این زمین، از جمله رابطه آنان با همسران قبلی‌شان، در آسمان جنبه‌ای بسیار غنی و پرمعناتر خواهد داشت، زیرا همگان در حضور خدا زندگی كاملی خواهد داشت. بنابراین خدا ازدواج را برای مدت زمانیكه انسان بر روی این زمین زیست می‌كند مقرر داشت، نه برای زمانی كه او در آسمان است. ارزش ابدی ازدواج بین زن و مرد در این دنیا، بخاطر تاثیری است كه ازدواج در ساختن شخصیت فرد، منعكس كردن مسیح و اعلام پیام او، و تولید فرزندان دارد.

 

5-  ازدواج برای بسیاری از مردم رابطه‌ای معمولی بر این زمین است، ولی این لزوماً به این معنا نیست كه همه باید ازدواج كنند یا ازدواج به نفع همه است، بلكه خدا ممكن است برای زندگی برخی از مردم هدف دیگری داشته باشد.

 

كشف وگفتگو کنید: چرا ازدواج لزوماً برای همه بهترین راه نیست؟

 

الف)  مزایای ازدواج نكردن.

بخوانید: متی 19: 9- 12؛ اول قرنتیان 7: 8- 9، 25- 35؛ اول قرنتیان 9: 5؛ اول تیموتاؤس 3: 2؛ 4: 3.

ملاحظات: اگرچه برخی از زاهدین ازدواج را منع می‌كنند و برخی از کلیساها با ازدواج رهبرانشان مخالفت می‌كنند، عیسی و پولس هر دو تعلیم می‌دهند كه ازدواج باید رابطه‌ای معمول میان مسیحیان و حتی رهبران محسوب شود. تعلیم آنها این است كه تجرد نه لعنت است و نه مجازات. افراد مجرد به اندازه افراد متأهل در نظر خدا ارزش دارند. ممكن است نقشه خدا برای برخی از انسانها این باشد كه برای مدتی و یا برای همیشه در طول زندگی‌شان مجرد باقی بمانند تا بدین ترتیب بتوانند به كار یا خدمت خاصی در ملكوت خدا مشغول باشند. ممكن است خدا بخواهد چنین افرادی به طور كامل خود را وقف خدمت به او نمایند.

 

ب)  وعده خدا به افرادی كه ازدواج نكرده‌اند.

بخوانید: اشعیا 54: 1- 5.

ملاحظات: خدا به افرادی كه ازدواج نكرده‌اند وعده می‌دهد كه در نتیجه خدمتشان در ملكوت خدا ثمر خواهند آورد.

 

پ)  هشدار خدا در رابطه با ازدواج با افراد بی‌ایمان.

بخوانید: اول قرنتیان 7: 16، 39.

ملاحظات: به خاطر وجود گناه در این جهان، خیلی از زنان مسیحی هستند كه نمی‌توانند مردان مسیحی مناسبی جهت ازدواج بیابند. كلیساها باید به جای اینكه به چنین زنانی اجازه دهند با مردان بی‌ایمان ازدواج كنند، بكوشند مردان بیشتری را در كشور خود به سوی مسیح جذب كنند. پولس رسول نه تنها در مورد ازدواج فرد مسیحی با یك بی‌ایمان هشدار می‌دهد، بلكه ما را از داشتن تصورات اشتباه در این رابطه نیز  برحذر می‌دارد. برخی از مسیحیان فكر می‌كنند كه اگر با یك بی‌ایمان ازدواج كنند، می‌توانند روی او تأثیر بگذارند و باعث نجات او شوند، و فكر می‌كنند كه همسرشان سرانجام به مسیح ایمان خواهد آورد. و حال آنكه این تصورشان اشتباه است، زیرا هیچ انسانی نمی‌تواند انسان دیگری را متقاعد سازد كه به مسیح ایمان آورد. اینكار تنها مخصوص خود خدا است (یوحنا 6: 44). بنابراین یك مسیحی نباید مغرور شود و از خدا نااطاعتی كند. چنین ازدواجی ممكن است برای زوج ایماندار و فرزندان او مشكلات فراوانی بوجود آورد.

 

ب -  وظایف زن و شوهر مسیحی

 

مقدمه: خدا مرد و زن را خلق كرد و رابطه ازدواج را میان‌شان بنیان نهاد. بنابراین او این حق را دارد كه وظایف زن و شوهر را نسبت به یكدیگر تعیین كند. خدا می‌داند چگونه مخلوقات او می‌توانند به بهترین نحو عمل كنند. یك زن و شوهر مسیحی تنها در صورتی می‌توانند ازدواج مباركی داشته باشند كه وظایفی را كه خدا به آنها سپرده است انجام دهند.

برخی از مردم چنین استدلال می‌كنند كه كتاب‌مقدس وظایف زن و شوهر نسبت به یكدیگر را در چارچوب فرهنگ آن زمان بیان كرده است و این وظایف در مورد مسیحیان كنونی مصداق ندارد. چنین استدلالی بسیار خطرناك است زیرا اصولی كه خدا در كتاب‌مقدس تعلیم داده است، برای هر زمانی كاربرد دارد و هدف از آنها، عوض كردن فرهنگ گناه‌آلود انسان است. (مراجعه كنید به دستورعمل بنای کلیسا - کتاب دوم، درس 23، كه ارتباط بین فرهنگ انسان و فرهنگ ملكوت خدا در آن توضیح داده شده است).

1-     وظیفه زن و شوهر مسیحی این است كه شهادتی زنده از رابطه موجود میان مسیح و كلیسا باشند.

 

بخوانید: افسسیان 5: 22- 25.

كشف و گفتگو کنید: اولین وظیفه یك زن و شوهر مسیحی چیست؟

ملاحظات:

ازدواج باید شهادتی زنده از رابطه موجود میان مسیح و كلیسا باشد. كتاب‌مقدس به شوهران حكم می‌كند كه سر زنان خود باشند، چنانكه مسیح نیز سر كلیساست. شوهران باید زنان خود را محبت نمایند، چنانكه مسیح نیز كلیسا را محبت می‌كند. حكم كتاب‌مقدس به زنان این است كه تسلیم شوهران خود باشند، همانگونه كه كلیسا تسلیم مسیح است. بنابراین ازدواج باید آشكارا نمایانگر ارتباط موجود میان مسیح و كلیسا باشد. بدین ترتیب ازدواج وسیله‌ای خواهد بود جهت اعلام پیام مسیح به جهانیان. مردم جهان با مشاهده یك ازدواج خوب مسیحی بیشتر در مورد مسیح و قوم او خواهند آموخت و نه تنها راجع به محبتی كه خدا نسبت به آنها دارد می‌شنوند، بلكه این محبت را عملاً در چارچوب روابط زن و مرد در یك ازدواج مسیحی، می‌بینند. نه تنها در مورد شادی ناشی از ارتباط با خدای زنده می‌شنوند، بلكه نمونه‌ چنین شادی را در چارچوب روابط زن و مرد در ازدواج مسیحی شاهد خواهند بود، و غیره. ارتباط بین زن و شوهر مسیحی در چارچوب ازدواج شهادت پرقدرتی است از واقعیت و جذابیت رابطه با مسیح. ازدواج مسیحی می‌تواند خود عاملی برای بشارت پیام مسیح به مردم بی‌ایمان باشد، مخصوصاً هنگامی كه در خانه مسیحی به روی دیگران باز است و مردم می‌توانند عملكرد و رفتار یك خانواده مسیحی را از نزدیك شاهد باشند.

 

2-     وظیفه شوهران مسیحی محبت و هدایت زنانشان است.

 

بخوانید: امثال 31: 10-12، 28؛ افسسیان 5: 25- 29، 33؛ اول پطرس 3: 7.

كشف و گفتگو کنید: خدا چه وظایفی به شوهران سپرده است؟

ملاحظات:

الف)  اولین وظیفه‌ای كه خدا بر عهده یك شوهر مسیحی نهاده است این است كه به زنش محبت كند.

زن خود را محبت كردن یعنی به همسرمان همانگونه محبت كنیم كه مسیح كلیسا را محبت كرد. محبت كردن یعنی اینكه بجای اندیشیدن به منافع خود، به طرف مقابل بیاندیشیم و به او توجه داشته باشیم. او را با تمام وجود بپذیریم و به او كمك كنیم تا پیشرفت نماید. شوهر باید به زن خود توجه نشان دهد و با او رفتاری احترام‌آمیز داشته باشد. اول قرنتیان فصل 13 محبت را بسیار زیبا توصیف می‌كند. منظور از حلم یا بردباری، محبتی است كه می‌تواند صبر كند؛ محبتی است كه جنبه تحمیلی ندارد، بلكه كمك می‌كند و از هر موقعیتی برای نیكی كردن به همسر استفاده می‌كند. حسد ندارد، بلكه همواره از طرف مقابل قدردانی می‌كند و او را حرمت مینهد. فخر نمی‌ورزد، بلكه برغم موفقیتهای شخصی و با وجود كارایی و شایستگی، فروتن است و هیچگاه سعی نمی‌كند چنین محسناتی را به رخ طرف مقابل بكشد. كبر و غرور ندارد، بلكه در خصوص نقاط قوت و ضعفی كه در رابطه‌ او با همسرش وجود دارند، فروتن و افتاده است. رفتار ناشایست ندارد، بلكه با احترام و ملایمت با طرف مقابل رفتار می‌‌كند. نفع خود را طالب نیست بلكه بدون در نظر گرفتن منافع فردی، خواهان این است كه علایق و خواسته‌های همسرش را برآورده سازد. بیدرنگ خشمگین نمی‌شود، بلكه رفتار نادرست و پرخاشگری‌های طرف مقابل را با ملایمت تحمل می‌‌كند، و غیره. در كتاب امثال به شیوه دیگری از محبت شوهر نسبت به همسرش برمی‌خوریم: دل شوهری كه زن صالحه دارد، بر همسرش توكل دارد. به عنوان مثال، از آنجا كه به كمك همسرش متكی است، از او درخواست كمك می‌كند. محبت واقعی باعث می‌شود كه زن احساس كند شوهرش به او نیازمند است و قدر او را می‌داند. چنین زنی مایل است در زندگی در حق همسرش نیكی كند. به همین دلیل است كه هم شوهر و هم فرزندانش، او را می‌ستایند.

 

ب)  دومین وظیفه‌ای كه خدا بر عهده یك شوهر مسیحی نهاده است، رهبری و هدایت زنش است.

یك شوهر باید همانگونه كه مسیح كلیسا را هدایت می‌كند، زن خود را هدایت كند. شوهر باید او را مانند یك شبان هدایت كند. او باید زنش را تغذیه كند، از او مراقبت و محافظت كند و در زمان مشكلات به او كمك نماید. شوهر مسیحی باید مثل یك ناظر همسرش را هدایت كند. به عبارت دیگر، باید زنش را در طرق خدا هدایت كند و به فكر علائق او باشد (فیلیپیان 2: 4). شوهر مسیحی باید زنش را مانند یك خادم هدایت كند. یا به مفهومی دیگر، باید در قسمتهایی كه همسرش به او نیاز دارد، او  را خدمت كند.

 

3-     زنان مسیحی نیز وظیفه دارند كه به شوهرانشان محبت كنند و به آنها احترام بگذارند.

 

بخوانید: افسسیان 5: 22- 24، 33؛ تیطس 2: 4- 5؛ اول پطرس 3: 1- 6.

كشف و گفتگو کنید: خدا مسؤؤلیتهایی به زنان سپرده است؟

ملاحظات:

الف)  اولین وظیفه‌ای كه خدا بر عهده یك زن مسیحی نهاده است محبت كردن شوهرش می‌باشد.

تیطس 2: 4- 5 تعلیم می‌دهد كه مادران جوانتر باید شوهران و فرزندان خود را محبت كنند، خویشتندار و عفیف و شایسته و مهربان و تسلیم شوهران خویش باشند، تا هیچ كس نتواند درمورد كلام خدا بد بگوید. همچنین زنان مسیحی باید از خصوصیاتی كه در اول قرنتیان فصل 13 ذكر  شده است، نظیر بردباری، مهربانی و سایر خصوصیات، بهره‌مند باشند. درخصوص مسئله مادران شاغل، باید هم نیازهای مادی دنیای امروز و میل به فردگرایی در نظر گرفته  شود، و هم منافع و اولیت‌های ملكوت خدا.

 

ب)  دومین وظیفه‌ای كه خدا بر عهده یك زن مسیحی نهاده است این است كه از شوهرش اطاعت كند و تسلیم او ‌باشد.

احترام كردن به شوهر، بدین معنا است كه زن باید نقطه نظرات خود را با ملایمت به همسرش بازگو كند و اجازه دهد خدا به طریقی كه صلاح می‌بیند در این مورد عمل كند. او باید به تعالیم و نصایح شوهرش به دقت توجه نماید، و در تصمیم‌گیری‌ها از نظرات او استفاده کرده،  شوهرش را از پیشرفتها موفقیت‌هایی كه در زندگی كسب می‌كند مطلع سازد. یك زن باید همواره برای كمك به شوهرش پیش‌قدم شود، و منتظر نباشد كه شوهر چیزی را از او بخواهد (پیدایش 2: 15). او باید با بردباری به سخنان شوهرش گوش فرا دهد و سعی كند مشكلات و نقطه‌نظرات او را درك كند.

 

البته تسلیم شوهر بودن به این معنا نیست كه مثل یك برده سرسپرده او باشیم، بلكه به این معنا است كه او را معاون و یاری‌رسان خود بدانیم. تفاوت بین اطاعت كردن و تسلیم بودن در این است كه اطاعت چیزی است كه شخصی در مقام یا رتبه‌ای والا انجام آن را از كسی كه در رتبه‌ای پایین‌تر از او قرار دارد مطالبه می‌كند، ولی تسلیم بودن حالتی داوطلبانه است، نظیر هنگامی كه یك زن با میل قلبی، خود را در اختیار شوهرش می‌گذارد. شوهر نمی‌تواند زن خود را موظف سازد كه تسلیم او شود، زیرا تنها خدا این حق و امتیاز را دارد. تسلیم شدن به این مفهوم است كه زن به شوهر خود به عنوان رهبر و سر خانواده احترام می‌گذارد و سعی می‌كند برای او معاون و مونس خوبی باشد و بدین ترتیب از او پیروی كند. زن به عنوان كسی كه با شوهرش در یك گروه است، می‌تواند رهبر گروه را از پیشنهادات، ایده‌ها، كمكها و حمایتهای خود برخوردار سازد. او می‌تواند در مورد موضوعات مختلف با شوهرش صحبت كند و بعد تصمیم‌گیری نهایی را به عهده او بگذارد. زن و شوهر باید در خانواده و جامعه خود به صورت یك گروه دو نفره زندگی و كار كنند.

 

خلاصه: خدا وظایف عملی و مشخصی را بر عهده شوهران و زنان مسیحی نهاده است. وقتی شوهر آنگونه كه خدا می‌خواهد زن خود را محبت و هدایت كند، برای زن دشوار نخواهد بود كه به شوهر خود محبت كند، تسلیم او باشد و به رهبری او در خانواده گردن نهد. فرزندان خانواده نیز  با نگریستن به نحوه رفتار و برخورد والدین نسبت به یكدیگر است كه محبت، رهبری، احترام، و تسلیم و سرسپردگی را به بهترین وجه یاد می‌گیرند.

 

پ -  مراسم ازدواج مسیحی

 

مقدمه: مراسم ازدواج مسیحی، واقعه‌ای عمومی، اجتماعی و مذهبی است. كتاب‌مقدس زندگی زن و مرد در كنار هم خارج از ازدواج را محكوم می‌كند. مراسم ازدواج مسیحی به طور عمومی و رسمی به دوران  تجرد دو نفر خاتمه داده، نشان می‌دهد كه آنها از این پس وارد مرحله‌ جدید از زندگی شده‌اند و رسماً یك زوج مسیحی محسوب می‌شوند. كتاب‌مقدس در رابطه با مراسم ازدواج مسیحی حقایق زیر را بیان می‌دارد:

 

1-     مراسم ازدواج دارای سه عنصر ضروری است:

 

بخوانید: پیدایش 2: 24؛ متی 19: 5- 6؛ افسسیان 5: 31.

كشف و گفتگو کنید: از نظر عملی، سه عنصر ضروری در مراسم ازدواج دارای چه مفاهیمی است؟

ملاحظات: در متی 19: 5-6، عیسی می‌فرماید: "از این جهت مرد، پدر و مادر خود را رها كرده، به زن خویش بپیوندند و هر دو یك تن خواهند شد. بنابراین بعد از آن دو نیستند بلكه یك تن هستند. پس آنچه را كه خدا پیوست انسان جدا نسازد." خدا این جمله را در زمان خلقت انسان گفت و پولس آن را برای كلیسا تكرار كرد. بنابراین این اصل در كتاب‌مقدس دارای اهمیت فراوانی است. ازدواج یك واقعه مهم اجتماعی و مذهبی است، زیرا مرد و زن والدین خود را ترك می‌كنند و با هم خانواده جدیدی را تشكیل می‌دهند. سه عنصر ضروری مراسم ازدواج عبارتند از: ترك كردن والدین، پیوستن به یكدیگر و یك تن شدن.

 

الف)  ازدواج یعنی ترك والدین.

وقتی یك زن و مرد اعلام می‌كنند كه می‌خواهند با هم ازدواج كنند و در این مسیر برنامه‌ریزی می‌كنند، در واقع آماده می‌‌شوند كه والدین خود را ترك گویند. این مرحله اعلام قصد ازدواج و آماده شدن برای آن را نامزدی می‌نامند. زوجی كه نامزد كرده‌اند پس از برگزاری مراسم ازدواج از والدین خود جدا می‌شوند.

1)  ترك كردن والدین به این معنا است كه یك زوج باید از نظر عاطفی نیز با والدین خود وداع گویند. زن و شوهر باید پس از ازدواج یكدیگر را بیشتر از والدین‌شان محبت كنند، و همدیگر را بر والدین خود مقدم بدانند.

2)  ترك كردن والدین به این مفهوم است كه یك زوج دیگر نباید تحت اقتدار والدین خود باشند: افسسیان 6: 1-3 تعلیم می‌دهدكه تا زمانی كه یك زوج در خانواده خود و تحت نظارت والدین زندگی می‌كنند، باید به والدین خود احترام گذاشته از آنها اطاعت كنند. ولی در افسسیان 5: 31 می‌‌خوانیم كه وقتی دو نفر با یكدیگر پیمان زناشویی می‌بندند، باید پدر و مادر خود را ترك گویند: یك زوج پس از ازدواج دیگر موظف به اطاعت از والدین خود نیستند، ولی كماكان باید در هر امری از  خدا اطاعت كنند. البته این زوج باید حتی پس از ازدواج نیز به والدین خود احترام بگذارند، ولی احترام گذاشتن آنها به مفهوم اطاعت كردن از والدین نیست. به عنوان مثال، والدین شوهر و والدین زن دیگر اختیار و قدرتی بر فرزندان خود ندارند. به همین ترتیب، مادر شوهر نیز هیچ اختیاری بر عروس خود ندارد.

3)  ترك كردن والدین به این مفهوم است كه یك زوج دیگرنباید از نظر مالی وابسته به والدین خود باشند: زوجی كه ازدواج كرده‌اند باید از لحاظ مالی خودكفا بوده، امور مالی‌شان را خودشان اداره كنند.

4)  ترك كردن والدین به این مفهوم است كه یك زوج باید از لحاظ روحانی نیز از والدین خود مستقل باشند: اگر والدین این زوج مسیحی نیستند، آنها دیگر مجبور نیستند اعتقادات و مراسم مذهبی والدینشان را تحمل كنند، بلكه باید تنها عیسی مسیح خداوند را در خانه‌های خود خدمت نمایند.

5)  ترك كردن والدین به این مفهوم است كه یك زوج دیگر نباید از نظر اجتماعی از والدین خود تبعیت كنند: در صورت امكان بهتر است زن و شوهری كه تازه ازدواج كرده‌‌اند در اتاق یا خانه‌ای جدا از والدین خود زندگی كنند. البته در برخی از فرهنگها جوانان از مدتها قبل از ازدواجشان جهت تحصیل یا كار، از والدین خود جدا می‌شوند. این عملی اشتباه نیست.

 تمامی این موارد، هم برای والدین زوج و هم برای هر شخص دیگر علاماتی است روشن و قابل مشاهده از اینكه زن و شوهر متأهل دیگر به والدین خود متكی نیستند، بلكه زندگی خانوادگی جدید و مستقلی را تشكیل داده‌اند.

 

ب)  ازدواج به مفهوم پیوستن به یكدیگر است.

مراسم ازدواج مراسمی است عمومی، اجتماعی و مذهبی، كه طی آن مرد و زن در حضور خدا و مردم با یكدیگر عهد بسته، قول می‌دهند كه در طول زندگی مشترك‌شان نسبت به یكدیگر وفادار باشند، تا آنگاه كه مرگ آنها را از هم جدا سازد.در ملاكی 2: 13- 16 خدا می‌فرماید: "خداوند در میان تو و زوجه جوانی‌ات شاهد است" تا تو عهدی را كه در زمان ازدواج با همسرت بستی، زیر پا نگذاری. در جریان مراسم ازدواج، خود خداوند مرد و زن را به هم می‌پیوندد و به آنها هشدار می‌دهد كه هیچگاه طلاق نگیرند و با اینكار به هم خیانت نورزند. در زمان مراسم ازدواج خانواده‌های عروس وداماد، برادران و خواهران مسیحی و دوستان دیگر شاهد هستند كه این دو نفر در حضور خداوند با یكدیگر عهد بشته‌اند كه از آن پس به صورت یك زوج زندگی كنند. زن و مرد در مراسم ازدواج به هم قول می‌دهند كه یكدیگر را محبت كرده، نسبت به هم وفادار باشند و در تمام شرایط زندگی مشترك،  یكدیگر را كمك كنند.

 

پ)  ازدواج به مفهوم یك تن شدن است.

مراسم ازدواج نقطه شروعی است كه طی آن، زن و شوهر در جوانب مختلف زندگی مشترك خود با یكدیگر متحد می‌شوند. آنها باید از نظر روحانی، عقلانی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی با هم متحد شوند. اتحاد جسمانی، نقطه عطف اتحاد زن و شوهر است و از دیدگاه خدا، تنها پس از مراسم ازدواج و در چارچوب روابط زوجین مجاز است. خدا از طریق مراسم ازدواج این موضوع را تأیید می‌كند كه زن و شوهر می‌توانند پس از آن از نظر جنسی با هم متحد شوند. اتحاد جنسی یك زوج تنها زمانی باعث خشنودی خدا است كه در چارچوب ازدواج صورت گیرد. به همین دلیل است كه خدا هر نوع رابطه جنسی قبل از ازدواج و خارج از آن را منع می‌كند (عبرانیان 13: 4). اتحاد جسمانی زمانی لذت‌بخش است كه یك زوج در ابعاد دیگر روابط خود نیز رشد كنند.

 

2-     مراسم ازدواج، جشنی عمومی، اجتماعی و مذهبی است.

 

تعلیم دهید: در كتاب‌مقدس ازدواج هیچگاه امری مخفی و سری نبوده است، بلكه همواره واقعه‌ای عمومی بوده است.

 

الف)  مراسم ازدواج امری خانوادگی بود.

در زمانهای قدیم "تعهد و پیمان ازدواج" امری كاملاً خانوادگی بود و عبارت می‌شد از انتخاب طرفین ازدواج (پیدایش 21: 21)، دادن هدیه یا پیشكش به خانواده عروس در برخی موارد (پیدایش 29: 18، 34: 12)، و دادن هدایا به عروس و داماد (پیدایش 24: 59، 61، اول پادشاهان 9: 16).

 

ب)  مراسم ازدواج واقعه‌ای عمومی بود.

برخی از جنبه‌های این واقعه از این قرار است: عروس و داماد جامه‌های عروسی می‌پوشیدند (مزمور 45: 13- 14). ندیمه‌های عروس و دوستان داماد آنها را همراهی می‌كردند (مزمور 45: 14، یوحنا 3: 29). داماد و دوستانش به خانه عروس می‌رفتند و ندیمه‌های عروس به استقبال آنها می‌شتافتند. آنگاه همگی به اتفاق در مراسمی باشكوه از خانه عروس به خانه‌ داماد می‌رفتند، زیرا جشن عروسی باید در خانه داماد برگزار می‌شد. مهمانان دعوت شده تنها در صورتی اجازه داشتند به این گروه ملحق شوند كه با خود چراغ قوه یا مشعلی به همراه داشته باشند، زیرا جاده‌ها در شب  بسیار تاریك بود (متی 25: 1- 13). جشن عروسی گاه تا یك هفته به طول می‌انجامید (متی 22: 1- 14، یوحنا 2: 1- 10، داوران 14: 17). باشكوه‌ترین قسمت مراسم ازدواج، هنگامی بود كه زوج در حضور خدا به عنوان شاهد اصلی، با هم عهد و پیمان می‌بستند (ملاكی 2: 14، امثال 2: 17، حزقیال 16: 8). از آن زمان به بعد، زوجهای مسیحی در طول قرون متمادی مراسم ازدواج را در حضور خدا، و در میان خانواده‌ و دوستان و برادران و خواهران مسیحی‌شان برگزار كرده‌اند.

 

پ)  نقطه عطف ازدواج یا داشتن روابط جنسی.

این امر تنها پس از برگزاری مراسم عروسی امكان‌پذیر بود (پیدایش 29: 21- 23، تثنیه 22: 13- 21؛ عبرانیان 13: 4).

 

 دعا (8 دقیقه)

دعای در پاسخ به كلام خدا

5

 

به نوبت در تمام گروه یا درحالیكه به گروه‌های دو یا سه نفری تقسیم شده‌اید با دعا‌های كوتاه، حقایقی را كه امروز یاد گرفته‌اید به حضور خدا بیاورید.

 

 تكلیف منزل (2 دقیقه)

برای درس بعدی

6

 

(سر گروه: رونوشت این تکلیف را بین اعضای گروه پخش كنید و یا آن را بخوانید تا همه آن را در دفتر یادداشت خود بنویسند.)

 

1 -  تعهد -  نسبت به شاگردسازی و بنای كلیسا متعهد باشید.

2 -  برای یك فرد یا گروه، موضوع " ازدواج مسیحی " را موعظه كنید، تعلیم دهید یا بررسی كنید.

3 -  رازگاهان -  هر روز نیمی از یك فصل از اول تسالونیكیان 2- 5  را بخوانید. از روش حقیقت محبوب استفاده كنید و یادداشت بردارید.

4 -  حفظ کردن -  آیه حفظی جدید (یوحنا 6: 37) را حفظ كنید. هر روز آخرین 5 آیه حفظی قبلی را مرور کنید.

5 -  بررسی كتاب‌مقدس -  درس بعدی بررسی  کتاب مقدس (یوحنا فصل‌ 8) را در خانه آماده كنید. از روش 5 قدم  بررسی کتاب مقدس استفاده کنید.

6 -   دعا -  در این هفته برای شخص یا موضوعی مشخص دعا كنید و شاهد كار خدا در آن مورد باشید (مزمور 5: 3).

7 -  آموخته های جدید مربوط به بنای كلیسای مسیح را  وارد دفتر(یا پوشه) خود كنید. تمام یادداشت‌های خود در مورد رازگاهان، آیات حفظی، یادداشتهای تعلیمی و این تكلیف منزل را در دفتر خود بنویسید.