Dota
ورود اعضا
پنجشنبه, 18 شهریور 1389

بروید و ملکوت خدا را موعظه کنید

بروید و کلیسای مسیح را بنا کنید

بروید و شاگردان مسیح بسازید

جستجو در سایت

آخرین نظرات ارسال شده در فروم

دریافت برنامه های رادیو

کتاب مقدس

برنامه آموزشی ‌دو

این برنامه فشرده را می‌توان هفته‌ای یكروز (یك روز كامل) ‌و یا در یك دوره فشرده آموزشی شش روزه استفاده كرد. تمام گروه را با همراهی یك سرگروه آموزش دیده، به گروه های كوچك تقسیم كنید. تعداد افراد هرگروه بین  حدود 3 یا 10 نفر باشد برای مشاهده برنامه اینجا را کلیک کنید.

برنامه آموزشی یک

یك برنامه هفتگی برای سه ماه - حدود 2 ساعت در هفته - تعداد افراد گروه بین حدود 3 تا 10 نفرباشد - هر برنامه با دعا شروع می‌شود و با دعای در پاسخ به كلام خدا و یك تكلیف برای منزل پایان می‌یابد.
هدف از چهار کتاب دستور عمل بنای کلیسای مسیح

هدف از چهار كتاب دستورعمل بنای كلیسای مسیح

 این دوره درسی از طریق عنوان كردن موارد زیر به سر گروه، بنای كلیسای مسیح را امری عملی می‌سازد:

 1-      هر كدام از چهار كتاب دستورعمل بنای كلیسای مسیح، حاوی 12 درس می‌باشند كه می‌توان در طول سه ماه آنها را به اتمام رساند

.2-      آیات مهم كتاب‌‌مقدسی به شاگردان كمك می‌كنند كه مسیح، كلیسا و کتاب مقدس را بشناسند

.3-      دستور‌العمل هایی كه با حروف پررنگ چاپ شده مثل " بخوانید"، " كشف و گفتگو كنید" به سرگروه  درهدایت گروه كمك می كند

.4-      " ملاحظات " جواب مختصری به هر سوال می دهند كه می توانند بعنوان خطوط راهنما برای سرگروه مورد استفاده قرار گیرند

.5-      این دوره آموزشی روشهایی عملی، جهت بنای كلیسای مسیح و بررسی انجیل یوحنا به طور فردی یا جمعی ارائه می‌كند

.6-      هر درس دارای یك تكلیف خارج از كلاس می باشد.


7-   این دوره آموزشی را می‌توان در اختیار دیگران نیز گذاشت. پس از به اتمام رساندن بررسی یكی از كتب دستورعمل بنای كلیسای مسیح، تنها آن عده از شاگردان می‌توانند یك نسخه از آن كتاب دستورعمل را داشته باشند كه مایلند این دوره درسی را در یك گروه كوچك دیگر تعلیم دهند. 

دعای ما این است كه خداوند به سرعت بر تعداد كلیساها و کلیساهای خانگی در منطقه شما بیفزاید.عیسی می‌فرماید: "من كلیسای خود را بنا می‌كنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهند یافت" (متی 16: 18).باشد كه خدا جلال یابد. "زیرا كه از او و به او و تا او همه چیز است. و او را تا ابدالآباد جلال باد، آمین" (رومیان 11: 36).

کلیسای مسیح چگونه بنا می شود؟

كلیسای مسیح چگونه بنا می‌شود؟

  مسیح كلیسای خود را بنا می‌كند و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهند یافت (متی 16: 18). مسیح در ابتدا از رسولان استفاده كرد تا كلیساهای تاریخی را در میان یهودیان، غیریهودیان و سامریان بنیان نهد (افسسیان 2:‌ 20). امروزه او از مسیحیان معمولی جهت بنای كلیسای خود استفاده می‌كند. او كلیسای خود را بر روی مسیحیانی بنیان می‌گذارد كه زندگی مسیحی‌ درستی داشته‌ (افسسیان 4: 1- 2)، و متكی بر آموزه‌های صحیح از كلام خدا هستند (افسسیان 4: 3- 6). او همچنین كلیسای خود را بر روی مسیحیانی كه خدمات مختلف و تواناییهای روحانی متفاوتی دارند، بنا می‌كند (افسسیان 4: 7- 12). او به ایمانداران جدید كمك می‌كند تا تبدیل به شاگردان او شوند (مسیحیان بالغ) (افسسیان 4: 13- 14) و آنها را به جهت انجام خدمات مختلف عملی در داخل و خارج از كلیسا تجهیز می‌كند (افسسیان 4: 12) و اجتماعی مبتنی بر حقیقت و محبت بنا می‌كند كه در آن ایمانداران دائمأ در جهت شباهت به مسیح رشد می‌كنند (افسسیان 4: 15- 16). و بدین ترتیب كلیسای خود را بنا می‌كند. امروزه، بنای كلیسای مسیح مسئولیت تمام مسیحیان می‌باشد.

کلیسا چیست؟

كلیسا چیست؟ 

در سطح محلی، كلیسا همانا تجمع مسیحیان در یك خانه (رومیان 16: 5) یا یك شهر (اول قرنتیان 1: 2) می‌باشد. در سطح جهانی، كلیسا بدن مسیح (افسسیان 1: 22- 23) می‌باشد و تمام مسیحیان اعضای آن بدن هستند (اول قرنتیان 12: 12). كلیسا بنایی روحانی است كه هر فرد مسیحی یكی از سنگهای زنده آن می‌باشد (اول پطرس 2: 5) و یا مكانی است كه خود خدا بواسطه‌ روحش در آن سكونت می‌نماید (افسسیان 2: 21- 22). كلیسا خانواده الهی می‌باشد (افسسیان 2: 19). خدا، پدر پرمحبت كلیسا و مسیحیان نیز برادران و خواهران یكدیگر می‌باشند. كلیسا گله گوسفندانی است كه شبانی را كه در جلوی آنها حركت می‌كند، پیروی می‌كنند (اول پطرس 5: 2 ؛ 2: 25؛ 5: 4). كلیسا ملت مقدس خداست كه متشكل از مردمی است كه خدا آنها را از میان تمام ملل جهان انتخاب می‌كند (اول پطرس 2: 9- 10). كلیسا تجلی قابل رؤیت ملكوت یا پادشاهی خدا بر روی زمین می‌باشد (متی 13: 36- 43؛ 16: 18- 19؛ 21: 42- 44). كلیسا هنوز واقعیت كاملی نیست، بلكه در زمان بازگشت مسیح، عروس كامل عیسی خواهد بود (مكاشفه 21: 1- 2 ، 9- 10؛ 19: 7). از طرفی كلیسا، " كلیسایی مبارز" در دنیا است كه در آن مسیحیان در برابر حملات دشمن ایستادگی می‌كنند (متی 16: 18- 19؛ افسسیان 6: 10- 18؛ مكاشفه 12: 10- 12). از طرف دیگر، كلیسا، " كلیسای پیروز" در آسمان می‌باشد، مكانی كه مسیحیانی كه از این جهان رفته‌اند در آنجا در حضور خدا سكونت می‌كنند (غلاطیان 4: 26؛ عبرانیان 11: 10، 16؛ 12: 22- 24؛ 13: 14).

ضمیمۀ 1 چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه ، 24 مهر 1387 ، 10:21

 

ضمیمه 1

نبوتی در رابطه با مرگ و قیام مسیح در عهدعتیق

 

اشعیای نبی این نبوت را بیش از 700  سال قبل از میلاد ثبت كرد. این نبوت به 5 بند كه هر كدام 3 آیه دارد، تقسیم بندی شده است. این نبوت از جلال و عظمت به ژرفای رنج فرود می‌آید و بار دیگر به اوج جلال بر می‌شود.

بخوانید: بند به بند.

 

1-  بند 1. اشعیا 52: 13- 15. عیسی مسیح تنها از طریق رنج كشیدن، در مقامی رفیع قرار خواهد گرفت.

اولین بند، عنوان این نبوت را معرفی می‌كند. "مسیح موعود تنها از طریق رنج كشیدن در مقامی رفیع قرار خواهد گرفت." در این بند خود خداوند سخن می‌گوید.

 

الف)  آیه 13، مقام رفیع و بلند او را توصیف می‌كند.

این آیه به قیام او پس از مرگ، صعودش به آسمان و نشستن او بر تخت سلطنت در دست راست خدای پدر، اشاره می‌كند (اعمال 3: 13؛ فیلیپیان 2: 9- 11).

 

ب)  آیه 14 خوار شدنِ او را توصیف می‌كند.

این آیه به خشونت و بدرفتاری مردم نسبت به او اشاره می‌كند كه باعث شد ظاهر او زیبایی خود را از دست داده، شكل واقعی خود را به عنوان یك انسان نداشته باشد (مرقس 14: 65؛ 15: 15، 17، 19؛ یوحنا 19: 1- 5).

 

پ)  آیه 15 جلال یافتن او را توصیف می‌كند.

این آیه، خوار شدنِ او را در آیه 14 با جلال یافتن و مقام رفیع او در آینده مقایسه می‌كند. كلمه "پاشیدن" را می‌توان به صورت "بر پا شدن" نیز ترجمه كرد. پادشاهان و ملتهای جهان از حیرت بر پا شده، از مشاهده منظر او متعجب خواهند شد (49: 7؛ ایوب 29: 9- 10، 21- 22؛ مزمور 22: 29). آنها چیزهایی را خواهند دید كه كسی برای آنها تعریف نكرده و چیزهایی را خواهند فهمید كه از كسی نشنیده بودند، كه این همان منظور انجیل و تعالیم عهدجدید می‌باشد. بسیاری از مردم، وقتی كه شاهد تغییر عظیم در سرنوشت عیسی مسیح در زمان آمدن او بر زمین بشوند، از مكاشفه خدا در حیرت خواهند افتاد.

 

2-  بند 2. اشعیا 53: 1- 3. عیسی مسیح از سوی مردم مطرود و خوار شمرده خواهد شد.

بند دوم خوار شدنِ عیسی مسیح را توصیف می‌كند. مردم با بی‌ایمانی او را مورد تمسخر قرار داده، نسبت به او بدرفتاری خواهند كرد. در اینجا اشعیای نبی به عنوان نماینده قوم واقعی خدا سخن می‌گوید.

 

الف)  آیه 1 می‌فرماید كه از نظر مذهبی، با او با بی‌ایمانی برخورد خواهد شد.

خدا خود را و پیغام خود را از طریق خادم خود، عیسی مسیح، مكشوف ساخت. با وجود این، بسیاری به او ایمان نیاوردند.

 

ب)  آیه 2 می‌فرماید كه او از نظر اجتماعی، خوار شمرده خواهد شد.

اجداد انسانی عیسی افراد مقدسی نبودند، بلكه گناهكاران بزرگی بودند. به عنوان مثال راحاب یك فاحشه و داود پادشاه یك قاتل بود. او در ناصره كه شهری مطرود در منطقه جلیل بود، پرورش یافته بود. او در زمانی از تاریخ زندگی كرد كه اسرائیل به‌عنوان قوم خدا، از نظر روحانی، قومی مرده و خشك بود. خانواده و ملت او باعث سرافرازی او نبودند. او زیبایی و منظر خاصی نداشت كه مردم را بسوی خود جذب كند.

 

پ)  آیه 3 می‌فرماید كه از نظر جسمانی، با او بدرفتاری خواهد شد.

اعضای شورای عالی یهود (سنهدرین) بر صورت او سیلی زده، با مشتهای خود بر او می‌كوفتند. سربازان رومی او را برهنه کرده، تازیانه زده، تاجی از خار بر سر او گذاشتند، و بارها با چوب بر سر او زدند. او آنچنان صدمه و ضربه خورده بود كه مردم نمی‌توانستند به ظاهر نامطبوع  او نگاه كنند.

 

3-  بند 3. اشعیا 53: 4- 6. عیسی مسیح به‌خاطر گناهان ما مصلوب خواهد شد.

بند سوم، مركز یا قلب این نبوت است و در رابطه با نقشه نجات خدا پیشگویی می‌كند. خادم خداوند (مسیح موعود، عیسی مسیح) به جای قوم خود زحمت خواهد دید و به عنوان یك قربانی به جای آنها فدا خواهد شد. در این قسمت تقابلی بین "گناهان ما" و "رنجهای او"؛ "رنجهای او" و "شفای ما" وجود دارد. كلمه "ما"، تنها اشاره به قوم واقعی خدا می‌كند. آنها مردمی هستند كه ایمان آورده، بازوی خداوند بر آنها منكشف شده است (آیه 1).

 

الف)  آیه 4 می‌فرماید كه او غمها و دردهای ما را حمل خواهد كرد.

این آیه این حقیقت را توصیف می‌كند كه چگونه خادم خداوند در زمان نیاز، به مردم كمك خواهد كرد. كلمه "دردها" می‌تواند اشاره به بیماریها و زخمها بكند. كلمات "دردها" و "غمها" بیانگر هر نوع مصیبت جسمی و روحی می‌باشند. تمام این مصائب نتایج سقوط بشر به واسطه‌ گناه، می‌باشد. او با میل قلبی دردها و غمهای ما را بر خود حمل خواهد كرد. با وجود این، مردم رنجهای او را به عنوان بلا و مجازاتی از طرف خدا بر او، قلمداد خواهند كرد.

 

ب)  آیه 5 می‌فرماید كه او به‌خاطر گناهان ما مصلوب خواهد شد.

این آیه طریق مرگ او را پیشگویی می‌كند. او ناعادلانه مورد خشونت قرار گرفته، مجروح و مضروب خواهد شد. این آیه به رنجهای او در طول حیاتش بر زمین اشاره می‌كند كه در مرحله نهایی خود، در زمان مصلوب شدنش نمایان می‌شوند. بدن او سوراخ خواهد شد. اینها اشاره به مرگِ فجیع او دارد كه در اثر جراحاتی به‌وقوع می‌پیوندد كه انسانها بر او وارد می‌آورند.

این آیه همچنین دلیل مرگ او را پیشگویی می‌كند. او به خاطر سركشی و نافرمانی ما از الزامات اخلاقی و روحانی، خواهد مرد. او همچنین به خاطر شرارتهای ما و تخطی ما از حقیقت الهی و كلام خدا جان خود را فدا خواهد كرد. او به خاطر تقصیرات ما مجازات خواهد شد. و بدین طریق صلح و آرامش خدا را بر ما خواهد آورد. آرامش خدا، تفقد و شفای كامل خدا می‌باشد.

بله، او مجروح خواهد شد تا ما شفا بیابیم. عیسی مسیح نه تنها به خاطر ما، بلكه به جای ما خواهد مرد.

 

پ)  آیه 6 می‌فرماید كه او به خاطر استقلال ارادی ما مجازات خواهد شد.

این آیه وضعیت وخیم ما را پیشگویی می‌كند. هر یك از ما به راه خود رفته‌ایم، با این تفكر كه این راه درست است، در حالی كه ما را از خدا دور می‌كند. با وجود این، خدا گناه همه‌ ما را بر عیسی مسیح خواهد نهاد. او به خاطر استقلال‌طلبی و سركشی ارادی ما مجازات خواهد شد.

 

4-  بند 4. اشعیا 53: 7- 9. عیسی مسیح تسلیم رنجهای خود خواهد شد.

چهارمین بند به‌طور مفصل تسلیم و وقف كامل خادم خداوند به نقشه خدا را بازگو می‌كند، یعنی "نجات توسط رنجهای نیابتی". در آیات 7 الی 10، نبی، دیگر به عنوان نماینده قوم ایماندار خدا سخن نمی‌گوید (به عنوان یك كاهن)، بلكه به عنوان اعلام‌كننده نقشه نجات خدا (به عنوان یك نبی).

 

الف)  آیه 7 رنجهای او را به عنوان بره توصیف می‌كند.

این آیه، رنجهای عیسی را  توضیح می‌دهد. او بدون مقابله با جفاكنندگانش، رنج خواهد كشید. مردم با او بدرفتاری خواهند كرد. او اجازه خواهد داد مردم او را تحقیركنند- و او با اراده شخصی خود، تسلیم رنجهای خود خواهد شد، زیرا بدینوسیله قادر خواهد شد نقشه نجات خدا را تكمیل كند. مردم سخنان بد و دروغ به او خواهند گفت، ولی او به آنها پاسخ نخواهد داد. او خود را تسلیم اتهامات دروغین، تحقیر، تمسخر و طرد شدن از طرف مردم خواهد كرد. مردم جامه‌ او را درآورده، او را عریان مصلوب خواهند كرد. ولی حتی یك بار هم دهان خود را به جهت دفاع از خویش نخواهد گشود. و در نهایت مصلوب خواهد شد.

 

ب)  آیه 8 مرگ او را به عنوان یك جنایتكار توصیف می‌كند.

خادم خداوند به‌خاطر بدرفتاریهای مردم ستم خواهد دید و رنج خواهد كشید (نه به‌سبب درد و رنج صرف). قاضیان ستمگر او را داوری خواهند كرد. در نهایت سربازان او را جهت مصلوب كردن خواهند برد. جمله "از طبقه او كه (چه كسی) تفكر نمود"، بهتر است این گونه ترجمه شود: "چه كسی می‌تواند محل سكونت او را پیدا كند (عمق این سِر را كشف كند)؟" نبی از این موضوع غمگین و سوگوار است كه قوم اسرائیل پادشاه خود را نپذیرفته، او را خواهند كشت و مسیح موعود به مكانی كه آنها از آن مطلع نیستند، برده خواهد شد. در طول دوران عهدعتیق تا پیش از فرا رسیدنِ دوران عهدجدید (زمانی كه شاگردان به خاطر مرگ عیسی مسیح سوگوار بودند)، در رابطه با زندگی پس از مرگ اطلاعات محدودی وجود داشت. خادم خداوند با مرگ طبیعی و در آرامش وفات نخواهد یافت (همانند زمانهای قدیم)، بلكه به عنوان جنایتكاری محكوم به مرگ، و كسی كه مستحق مجازات الهی می‌باشد، خواهد مرد. او به جای گناهان و تقصیرات مردم جان خود را فدا خواهد كرد.

 

پ)  آیه 9 بیانگر این موضوع است كه او همچون مردی ثروتمند دفن خواهد شد.

فرمانروایان و قدرتمندان، قبر او را با خطاكاران تعیین خواهند كرد (اشعیا 14: 18- 20؛ ارمیا 8: 1). این یكی از بدترین اموری است كه در آن روزها واقع خواهد شد. ولی خدا حاكم بر اوضاع بوده، اجازه خواهد داد خادمش همانند یك مرد ثروتمند تدفین شود (اشعیا22: 16). با توجه به اینكه او در نظر خدا كاملأ مبرا از گناه خواهد بود، با احترام دفن خواهد شد.

 

5-  بند 5. اشعیا 53: 10- 12. عیسی مسیح پاداشی پرجلال دریافت خواهد كرد.

بند پنجم، پاداش خدا برای مسیح موعود، و جلال نهایی او را توصیف می‌كند. در آیه 10، نبی به عنوان نماینده قوم ایماندار خدا صحبت نمی‌كند (یعنی به‌عنوان كاهن)، بلكه به‌عنوان اعلام‌كننده نقشه نجات خدا (یعنی به‌عنوان نبی). در آیات 11 الی 12، خداوند بار دیگر رشته سخن را به‌دست می‌گیرد.

 

الف)  آیه 10 رنجهای نیابتی و قیام او را به‌عنوان بخشی از نقشه خدا بازگو می‌كند.

این آیه نقطه عطف نبوت می‌باشد. سؤال این است: "اگر خادم خداوند به طور كامل مصون از گناه بود، چرا باید می‌مرد؟" پاسخ این سؤال این است كه اهداف عالی خدا توسط رنجها و مرگ عیسی به تحقق می‌رسند. رنجهای مسیح طبق اراده و نقشه ابدی خدا بوده است. در حوزه تاریخ عمومی و دنیوی بشر،  مرگ او به خاطر محكومیت غیرمنصفانه دادگاههای دنیوی بود. در حالی كه در حوزه تاریخ نجات خدا، مرگ او به خاطر حكم عادلانه خدا در مورد گناه بشر می‌باشد. خدا زندگی و مرگ او را به‌عنوان قربانی گناه پذیرفت. اگرچه قربانیهای نیابتی گناه در چهارچوب قربانیهای عهدعتیق به تصویر كشیده شده‌اند، قربانی شخصی و ارادی پسر خدا قابل تصور نبود. مرگ او به عنوان قربانی گناه، دو نتیجه خواهد داشت: اولأ او ذریت خود را خواهد دید، یعنی تمام افرادی كه او آنها را عادل ساخته (آیه 11)، بركت خواهد داد (پیدایش 12: 3). ثانیأ، او حیات را در طول ایام خواهد دید، به این مفهوم كه او قیام كرده، تا ابد زنده خواهد بود (مكاشفه 1: 18). این موضوع قابل توجه است، زیرا آموزه قیام در عهدعتیق به خوبی شكل نگرفته بود (اشعیا 26: 19). خادم خداوند پس از مرگ و قیامش، كماكان وظیفه بزرگی بر دوش خواهد داشت؛ "مسرت خداوند در دست او میسر خواهد بود". مسرت یا اراده خداوند نه تنها به خاطر رنجهایش (آیه 10)، بلكه به خاطر آینده درخشان او نیز خواهد بود (آیه10). این آینده در آیه 11 توصیف شده است. بوسیله او (به دست او)، نقشه خداوند، در هر زمان میسر خواهد شد. عیسی مسیح از طریق مرگ و قیامش، صاحب نسل روحانی بی‌شماری خواهد گشت، نسلی كه از حیات جاودانی برخوردار خواهند شد (یوحنا 12: 32).

 

ب)  آیه 11 كار او را به عنوان كاهن اعظم توصیف می‌كند كه پس از قیامش باعث عادل شدن بسیاری خواهد شد.

آیه فوق را می‌توان این گونه تشریح كرد: "او نتیجه رنجهای جان خویش را خواهد دید و به خاطر آن خشنود و راضی خواهد شد؛ به واسطه معرفت خود، بسیاری را عادل خواهد گردانید، زیرا متحمل گناهانشان خواهد شد." توصیف نتیجه یا پاداش رنجها و مشقتهای او ادامه پیدا می‌كند. او ثمره كار نجات‌بخش خود را خواهد دید و این موضوع باعث رضایت او خواهد شد. در این آیه، به طور خاص به عمل عادل شمردگی انسان توسط مسیح و خشنودی او از این حقیقت اشاره شده است. بسیاری از انسانها به واسطه‌ معرفتی كه خادمِ مصون از خطای خداوند به آنها می‌دهد، عادل شمرده خواهند شد. خادم خداوند به خاطر این كه گناهان آنها را بر خود حمل كرده است، آنها را عادل خواهد ساخت.

 

پ)  آیه 12 بیانگر این حقیقت است كه عیسی مسیح پاداش رنجهای نیابتی خود را كه "عادل شدن بسیاری از مردم" می‌باشد، دریافت می‌كند".

ترجمه ساده این آیه اینچنین است: "بنابراین بسیاری را نصیب او خواهم كرد و غنیمتِ بسیاری دریافت خواهد كرد، زیرا جان خود را تا به مرگ ریخت، و از خطاكاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر خود گرفت و برای خطاكاران شفاعت نمود."

با توجه به این كه آیه 11 به وضوح بیان می‌كند كه هدف اصلی، "عادل گرداندن بسیاری" می‌باشد، جمله "او را در میان بزرگان نصیب خواهم داد"، بهتر است این گونه ترجمه شود: "من بسیاری را نصیب او خواهم كرد". این قسمت این موضوع را بیان نمی‌كند كه خادم خداوند بخشی از "بسیاری" را، به عنوان میراث خود دریافت می‌كند، بلكه منظور این است كه او "بسیاری" را به عنوان تمام یا كلِ میراث خود دریافت می‌كند. با توجه به این كه او گناهان و خطایای "بسیاری" را حمل خواهد كرد" (آیه 12)، و "بسیاری" را عادل محسوب می‌كند (آیه 11)، خدا "بسیاری" را به عنوان میراث (غنیمت)، نصیب او خواهد ساخت. او به واسطه رنجهای نیابتی‌اش،"بسیاری" را به عنوان پاداشی از خدا دریافت خواهد كرد. رنجهای نیابتی او همچنین زمینه‌ای برای جلال یافتن او می‌باشد.

ترجمه "او غنیمت را با زورآوران تقسیم خواهد كرد"، شایسته مقام رفیع او نمی‌باشد. او صرفأ یكی از قدرتمندان و بزرگانی نیست كه در غنیمت سهمی داشته باشد، بلكه او در مقامی برتر از هر كس و هر چیزی می‌باشد. پادشاهان در حضور او به پا خواهند خاست و سروران او را سجده خواهند نمود (49: 7). پادشاهان و ممالك جهان از حیرت برپا شده، از مشاهده منظر او متعجب خواهند شد (52: 15؛ فیلیپیان 2: 9- 11؛ كولسیان 1: 18). بنابراین او نمی‌تواند با بزرگان روی زمین در یك مقام و رتبه قرار گیرد. "صاحب غمها" تبدیل به پادشاه پیروزمندی شده است كه بواسطه رنجهای خود، پیروزی را كسب كرده، ملل بی‌شماری را به عنوان غنیمت دریافت كرده است (منظور تمام مردم عادل شده، از دید خدا هستند).

او تمام شخصیت، بدن و جان خود را خواهد ریخت و از خطاكاران یا "جنایتكاران" (یعنی از افرادی كه شمشیر در دست داشته، به نظر می‌رسد می‌خواهند به دیگران آسیب برسانند) محسوب خواهد شد (لوقا 22: 37). این حقیقت بر همه آشكار خواهد بود كه خادم خداوند به فكر منافع خود نیست زیرا اجازه می‌دهد تمامی این چیزها در مورد او گفته و انجام شوند، در حالی كه حقیقت چیز دیگری است. در واقع او حیات مردم را از آنها نمی‌گیرد، بلكه زندگی خود را فدای آنها می‌سازد. او حتی برای افرادی كه او را می‌كشند، و همچنین برای خطاكارانی كه به خاطر آنها جان خود را فدا می‌سازد، دعا می‌كند (آیه 5).